اردیب (ارابه) نگین کویر

ألا إرابه زیبا ترا من دوست می دارم

إرابِه :اردیب .

وجه تسمیه :مرکب از دو کلمه إرا+ بِه :جایی که از إرا بهتراست .

در ذیل مستندات موجود تاریخی جهت اطلاع ورویت بینندگان عزیز درج می شود.

اردیب نگین کویر

صفحه 7 کتاب کتابشناسی خوروبیابانک ،سیدعلی آلداود

 

 صفحه 38  ،همان منبع

اردیب نگین کویر

صفحه  75   ،همان منبع

 

صفحه     85 ،همان منبع 

نویسنده : عباس ثابتی : ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٩
Comments نظرات () لینک دائم

حکیم عمرخیام

قافله عمر عجب میگذرد

 

دریاب دمی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

 

پیش آر پیاله را که شب میگذرد

یک چند بکودکی باستاد شدیم

 

یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید

 

از خاک در آمدیم و بر باد شدیم

حکیم عمرخیام      

غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام)خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبرتألیف کرد.
خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود.

بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.


حکیم ابولقاسم فردوسی ، حماسه سرا و شاعر بزرگ ایرانی

حکیم ابولقاسم فردوسی ، حماسه سرا و شاعر بزرگ ایرانی در سال 329 هجری قمری در روستایی در نزدیکی شهر طوس به دنیا آمد . طول عمر فردوسی را نزدیک به 80 سال دانسته اند، که اکنون حدود هزار سال از تاریخ درگذشت وی می گذرد.
فردوسی اوایل حیات را به کسب مقدمات علوم و ادب گذرانید و از همان جوانی شور شاعری در سر داشت . و از همان زمان برای احیای مفاخر پهلوانان و پادشاهان بزرگ ایرانی بسیار کوشید و همین طبع و ذوق شاعری و شور و دلبستگی او بر زنده کردن مفاخر ملی، باعث بوجود آمدن شاهکاری برزگ به نام «شاهنامه» شد .
شاهنامه فردوسی که نزدیک به پنجاه هزار بیت دارد ، مجموعه ای از داستانهای ملی و تاریخ باستانی پادشاهان قدیم ایران و پهلوانان بزرگ سرزمین ماست که کارهای پهلوانی آنها را همراه با فتح و ظفر و مردانگی و شجاعت و دینداری توصیف می کند .
فردوسی پس از آنکه تمام وقت و همت خود را در مدت سی و پنج سال صرف ساختن چنین اثر گرانبهایی کرد ،در پایان کار آن را به سلطان محمود غزنوی که تازه به سلطنت رسیده بود ، عرضه داشت ،
تا شاید از سلطان محمود صله و پاداشی دریافت نماید و باعث ولایت خود شود.سلطان محمود هم نخست وعده داد که شصت هزار دینار به عنوان پاداش و جایزه به فردوسی بپردازد. ولی اندکی بعد از پیمان خود برگشت و تنها شصت هزار درم یعنی یک دهم مبلغی را که وعده داده بود برای وی فرستاد.
و فردوسی از این پیمان شکنی سلطان محمود رنجیده خاطر شد و از غزنین که پایتخت غزنویان بود بیرون آمد و مدتی را در سفر بسر برد و سپس به زادگاه خود بازگشت.
علت این پیمان شکنی آن بود که فردوسی مردی موحد و پایبند مذهب تشیع بود و در شاهنامه در ستایش یزدان سخنان نغز و دلکشی سروده بود ، ولی سلطان محمود پیرو مذهب تسنن بود و بعلاوه تمام شاهنامه در مفاخر ایرانیان و مذمت ترکان آن روزگار که نیاکان سلطان محمود بودند سروده شده بود.
همین امر باعث شد که وی به پیمان خود وفادار نماند اما چندی بعد سلطان محمود از کرده خود پشیمان شد و فرمان داد که همان شصت هزار دینار را به طوس ببزند و به فردوسی تقدیم کنند ولی هدیه سلطان روزی به طوس رسید که فردوسی با سر بلندی و افتخار حیات فانی را بدرود گفته بود و در گذشته بود.
و جالب این است که دختر والا همت فردوسی از پذیرفتن هدیه چادشاه خودداری نمود و آن را پس فرستاد و افتخار دیگری بر افتخارات پدر بزرگوارش افزود.
معروف ترین داستانهای شاهنامه : داستان رستم و سهراب ، رستم و اسفندیار ، سیاوش و سودابه زال و رودابه است.
شعری از داستان رستم و اسفندیار را با هم می خوانیم:


کنون خورد باید می خوشگوار
که می بوی مشک آید از کوهسار
هوا پر خروش و زمین پر ز جوش
خنک آنکه دل شاد دارد بنوش
همه بوستان زیر برگ گلست ،
همه کوه پر لاله و سنبل است
به پالیز بلبل بنالد همی
گل از ناله او ببالد همی.
شب تیره بلبل نخسبد همی
گل از باد و باران بجنبد همی.
من از ابر بینم همه باد و نم
نگه کن سحر گاه تا بشنوی
ز بلبل سخن گفتن پهلوی
همه نالد از مرگ اسفندیار
ندارد بجز ناله زو یادگار

نویسنده : عباس ثابتی : ۱۱:۳٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢٤
Comments نظرات () لینک دائم

بدون شرح


شهادت امام هادی (ع)برشما تسلیت باد.

در سوم رجب سال 254 هجری قمری,حضرت امام علی النقی (ع) دهمین ستاره درخشان آسمان ولایت و امامت به درجه رفیع شهادت نایل آمدند.
مشهورترین القاب ایشان نقی و هادی است.
امام علی النقی (ع) در هشت سالگی پدر بزرگوار خود را از دست دادند و از آن هنگام هدایت و ارشاد امت مسلمان را به عهده گرفتند.
متوکل خلیفه ستمگر عباسی که از قدرت و نفوذ علویان در مدینه بیم داشت,امام علی النقی را به سامرا منتقل کرد و مدت 11 سال امام و ولی مسلمانان را در این شهر تحت نظر قرار داد.در این مدت,عوامل خلیفه ستمگر عباسی,چندین بار از امام علی النقی (ع) باز جویی کردند و سر انجام معتز دیگر خلیفه ستمگر عباسی,امام علی النقی را با زهری مهلک به شهادت رساند.
حضرت امام علی النقی (ع) به هنگام شهادت نزدیک به 41 سال از عمر مبارکشان می گذشت و از این مدت 32 سال را به امامت گذرانده بودند.

نوحه

روز عزای سلطان دین شد(2)     امام هادی مسموم کین شد

سامرا غربت مدینۀ ماست     داغ ابن الرضا بر سینۀ ماست

وا ویلا، واویلا، آه و واویلا (2)

گردیده خاموش، شمع هدایت   یا رب خزان شد، باغ ولایت

سامرا غربت مدینۀ ماست    داغ ابن الرضا بر سینۀ ماست

وا ویلا، واویلا، آه و واویلا (2)

اهل ولا را، غم شد منادی    گردیده مسموم، امام هادی

سامرا غربت مدینۀ ماست      داغ ابن الرضا بر سینۀ ماست

وا ویلا، واویلا، آه و واویلا (2)

یا آل زهرا، ماتم بگیرید      بزم عزایش با هم بگیریم

دهمین مقتدا گردیده مسموم   آسمان گریه کن برای مظلوم

وا ویلا، واویلا، آه و واویلا (2)

نویسنده : عباس ثابتی : ۱٠:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٢/٢۳
Comments نظرات () لینک دائم

بدون شرح


میلاد امام محمد باقر(ع)برشما مبارک باد

نام :محمد کنیه:ابوجعفر  لقب:باقرالعلوم  نام پدر:  علی(امام سجاد)   نام مادر:فاطمه(دختر امام حسن) تاریخ تولد:  2صفر با 1رجب 57هجری  محل تولد:مدینه دوران رهبری:19سال  مدت عمر: 57سالتاریخ شهادت:  7ذی الحجه   114هجری نام قاتل:ابراهیم بن ولیدبازهر      محل دفن:بقیع           

امام ابو جعفر،باقر العلوم،پنجمین پیشواى ما،جمعه  نخستین روز ماه رجب سال پنجاه و هفت هجرى در شهر مدینه چشم به جهان گشود. او را«محمد»نامیدند و«ابو جعفر»کنیه و«باقر العلوم»یعنى«شکافنده دانشها»لقب آن گرامى است.

به هنگام تولد هاله اى از شکوه و عظمت نوزاد اهل بیت را فرا گرفته بود،و همچون دیگر امامان پاک و پاکیزه به دنیا آمد.امام باقر (ع) از دو سو-پدر و مادر-نسبتبه پیامبر و حضرت على و زهرا علیهم السلام مىرساند،زیرا پدر او امام زین العابدین فرزند امام حسین،و مادر او بانوى گرامى«ام عبد الله» دختر امام مجتبى علیهم السلام است.

عظمت امام باقر (ع) زبانزد خاص و عام بود،هر جا سخناز والایى هاشمیان و علویان و فاطمیان به میان مىآمد او را یگانه وارث آنهمه قداست و شجاعت و بزرگوارى مىشناختند و هاشمى و علوى و فاطمیش می خواندند.


پرسه

پرسه

خوشا آنان که ازجام شهادت                    شراب عشق نوشیدند ورفتند

خوشاآنان که دربام حقیقت                 به سان چشمه جوشیدند ورفتند

خوشاآنان تن از گنج قناعت                            لباس فقر پوشیدندورفتند

خوشاآنان چوبانگ واحسینا                           شنیدند ،خروشیدند ورفتند

خوشا آنان نوای نینوا را                           به گوش جان نیوشیدند ورفتند

خوشاآنان که از پستان مادر                    به کام خویش دوشیدند ورفتند

خوشا آنان که بانجم هدایت                       به راه صدق کوشیدند ورفتند

به رب البیت بال دل گشودند                       زدنیا چشم  پوشیدند ورفتند

 

لسان الحق طباطبایی

نهم فروردینماه نودودو

تهران-گورستان بهشت زهرا-گلزارشهدا


بدون شرح

سختی ها باعث می شود که برخی
بشکنند

و برخی رکورد بشکنند


(ارابه=اردیب )

إرابه

به دیوانخانه مانا، به آن قلاع پابرجا

به آن مسجدشبستانت،به آن دشت نمایانت

به غیرت جوانانت ،شهیدان وعزیزانت

به حرمت بزرگانت، به یاد آن نیاکانت

رسا گویم   بسا گویم زجان گویم

ألا إرابه زیبا ترا من دوست می دارم

 

نوشته اند به دورانها، مورخان دور ازما

ستخری،ابن خردادبه،مقدسی،ابوحوقل

عظیم تر ناصرخسرو ، ز إرابه ،ز إرابه

سه ده مانده ازآنِ ما بیاذق جرمق وإرابه زیبا

رسا گویم   بسا گویم زجان گویم

ألا إرابه زیبا ترا من دوست می دارم

 

به آب انبار وته شیرت به سرداران شیرگیرت

به ده بن وبه آن ده سر به آن سروان چون افسر

به آن مردان نام آور چو میرزا جعفراردیبی مُدبَر

که منشی ناصرالدین شه شد به دربار از همه سرشد

حسن بیک نامی دیگر که دیوانش شود دفتر

رسا گویم   بسا گویم زجان گویم

ألا إرابه زیبا ترا من دوست می دارم

 

عباس ثابتی

إرابه :اردیب .

وجه تسمیه :مرکب از دو کلمه  إرا+ به :جایی که از إرا بهتراست .


مادر،ستاره هانمایی ازنگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت و سپیده حکایتی از صداقتت

مادر، تو رفیع ترین داستان حیات منی. تو به من درس زندگی آموختی. تو چون پروانه سوختی و چون شمع گداختی و مهربانانه با سختی های من ساختی. مادر، ستاره ها نمایی از نگاه توست و مهتاب پرتوی از عطوفتت، و سپیده حکایتی از صداقتت. قلم از نگارش شُکوه تو ناتوان است و هزاران شعر در ستایش مدح تو اندک. مادر، اگر نمی توانم کوشش هایت را ارج نهم و محبت هایت را سپاس گزارم، پوزش بی کرانم را همراه با دسته گلی از هزاران تبریک، بپذیر.


خلیج فارس، امضاى اهالى ایران است پاى نقشه ایران

١٠اردیبهشت ماه به عنوان روز ”خلیج فارس” نامگذاری شده است. به همین منظور در گزارشی به بررسی اسنادی پرداخته‌ایم که نشان دهنده‌ی حاکمیت مطلق و بی قید و شرط این نام بر روز دهم اردیبهشت، روز اخراج پرتغالى ها از آب هاى جنوبى ایران و روز ملى خلیج فارس نام دارد. در 21 آوریل 1622، با رشادت «امام قلى خان امیرالامراى فارس»، به 117 سال تسلط جابرانه پرتغالى ها بر جزایر خلیج فارس خاتمه داده شد. خلیج فارس از نظر ژئوپولیتیک، تجارت، نفت، گاز، کشتیرانى، ماهى گیرى و... در طول تاریخ گلوگاه مهمى در دنیا محسوب مى شده و هم اکنون نیز شاهرگ اقتصاد دنیا در این منطقه قرار دارد. خلیج فارس امروزه به پیوستگاه و ته آب اروندرود در خرمشهر و بصره تا رأس مسندام در شمال عمان اطلاق مى شوداین پهنه آبى گاهواره تمدن جهان و از اولین زیستگاه هاى بشر محسوب مى شود. ساکنان این دریا کشتى را اختراع و خاور و باختر را به هم پیوند داده اند. در جغرافیاى قدیم دریاى پارس یکى از بزرگ ترین دریاها از 4 دریایى بود که شناخته شده بود اما اکنون پهنه آبى را که خلیج فارس مى نامند خلیجى با 1000 کیلومتر مربع طول و بیشتر از 240 کیلومتر مربع عرض. گستره آب‌های جنوبی کشورمان است.

 آبهای نیلگون خلیج فارس به وسعت 251 هزار کیلومتر مربع از طرف شرق از راه تنگه هرمز و از طرف غرب به اروند رود متصل می‌شود. خلیج فارس به طول 989 کیلومتر ایران را از عربستان سعودی جدا می‌کند. حداکثر عمق این آب 90 متر و متوسط عمق آن 50 متر است.


راه رفتن به .....

دیروز پشت خاکریز  و امروز در پناه میز!

دیروز دنبال گمنامی و امروز گم نشدن نام .

جبهه بوی ایمان می داد و اینجا  ایمانها بو می دهد...


خودشناسی

هرگاه به شناخت جوهر خود متکی شدید ،

دیگر احتیاجی به رنگ کردن دیگران ندارید


تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ “تبلـــورت” مهمه

تاریخ تولدت مهم نیست، تاریخ “تبلـــورت” مهمه
اهل کجا بودنت مهم نیست ،”اهــل و بـجـا” بودنت مهمه
منطقه زندگیت مهم نیست ، “منطــق زنـدگـیت” مهمه

و گذشته ی زندگیت مهم نیست ،
امــروزت مهمه که چه گــذشتـه ای واسه فــردات میسازی . .
.