اردیب (ارابه) نگین کویر

نوحه

اردیب نگین کویر-عباس ثابتی

مبریدم ! که در این دشت مرا کاری هست  

   

مبریدم که دراین دشت مراکاری هست     گرچه گل نیست ولی صحنه گلزاری هست  

ساربانا! مزنید این همه آواز رحیل                که در این دشت مرا قافله سالاری هست

من و این باغ خزان دیده خدا را چه کنم                همره لاله رخان ،لاله تبداری هست

ساربان،تند مران قافله گلها را                   که در این حلقه گل ، نرگس بیماری هست

نیست اندیشه مرااز سفر کوفه و شام       مهر اگر نیست ، ولی ماه شب تاری هست

تشنه کامان بلا را ، چه غم از سوز عطش     ساقی افتاده ولی ساغرسرشاری هست

هستی ام رفته زکف ، بعد تو یا ثارالله             هیچم ار نیست تمنای توام باری هست

تابه مرغان چمن ، رسم وفا آموزد                       یادگار از تو پرستوی پرستاری هست

باوجودی که بود بار جدایی سنگین                       لله الحمد مرا روح سبکباری هست

گرچه از ساحت قدس تو جدایم کردند                  هست پیوند وفا با تو مرا آری هست

باغبان چمن معرفت ! آسوده بخواب            که مرا شب همه شب دیده بیداری هست

درنماز شب خود غرق مناجات توام                    یار اگر نیست ولی زمزمه یاری هست

مبریداز چمن حسن (شفق) را بیرون              که در آنجا که بود جلوه گل خاری هست

منبع:سوگنامه اُردیب


معروفترین روایات درخصوص تعداد شهدای کربلا

 اردیب نگین کویر-عباس ثابتی

معروفترین روایات درخصوص تعداد شهدای کربلا

1ـ «هفتادودونفر» این تعداد را بلاذری نقل کرده است و می‌گوید: تمام کسانی که با امام حسین (ع) کشته شدند از اصحاب و یاران او هفتادودو مرد بوده است.
مرحوم شیخ مفید نیز همین تعداد را ذکر کرده است و می‌گوید: امام حسین (ع) با اصحابش صبح روز عاشورا آمادة قتال شدند و با امام حسین (ع) سی‌ودو نفر سواره و چهل نفر پیاده بودند.
ابن اثیر صاحب الکامل نیز همین تعداد را نقل می‌کند. محمد بن جریر طبری شیعی نیز در «دلائل الامة» همین قول را اختیار کرده است، که قول مشهور نیز همین است.

2ـ «هشتادوهفت نفر»این تعداد را مسعودی نقل کرده است و می‌گوید: جمیع کسانی که با حسین در روزعاشورا در کربلا کشته شدند، هشتادوهفت نفر بوده‌اند.

3ـ «شصت و یک نفر»بعضی روایت کرده‌اند که آن روز تعدادشهیدان شصت و یک نفر بوده است. ولی ممکن است این تعداد اصحاب و یاران امام(ع) غیراز شهدای اهل‌بیت و بنی‌هاشم بوده‌اند که با شهدای بنی‌هاشم مجموعاً قول بعدی خواهد شد.
4ـ«هفتادوهشت‌نفر» این تعداد را سید بن طاووس نقل کرده است و می‌گوید:
روایت شده است که اصحاب امام حسین (ع) هفتاد و هشت نفر بوده‌اند. و با امام (ع)
هفتاد و نه نفر می‌شوند و با آن تعدادی که از «اثبات الوصیة» نقل شده است و شهدای بنی‌هاشم تطبیق می‌کند.

«هشتادو دونفر» این تعداد را مرحوم مجلسی از محمد بن ابی‌طالب نقل کرده است.

6ـ «یکصدوچهل‌و‌پنج نفر» که قول مشهوری است که از امام باقر (ع) نقل کرده‌اند که شهدای کربلا چهل و پنج سواره و یکصد نفر پیاده بوده‌اند.ضمن آنکه منابعی دیگر نیز روایاتی نزدیک به این عدد را ذکر کرده اند

7.  دانشنامه امام حسین(ع) پس ازبررسی منابع معتبر، از 155 شهید نام می‌برد و آن‌ها را در چهار گروه«صحابه پیامبر»، «صحابه امیرالمؤمنین(ع)»، «اهل بیت امام حسین(ع)» و «یاران امام حسین(ع)» دسته‌بندی می‌کند.

* اسامی شهدای نهضت عاشورا (که هویت آنها مشخص و در منابع مورد تصریح قرار گرفته اند) طبق ترتیب حروف الفبا بدین صورت است:

1. ابوبکر بن علی ـ علیه‎ السلام  ـ 2. ابوبکر بن حسن ـ علیه‎ السلام ـ 3. ابوالحتوف انصاری 4. ادهم بن امید عبدی 5. اسلم غلام امام حسین ـ علیه‎ السلام ـ 6. امیة بن سعد طائی 7. انس بن حرث کاهلی 8. بریر بن خضیر همدانی 9. بشر بن عمر حضرمی 10. بکر بن حی تمیمی 11. جابر بن حجاج تمیمی 12. جبلة بن علی شیبانی 13. جعفر بن علی ـ علیه‎ السلام ـ 14. جعفر بن عقیل 15. جنادة بن حرث سلمانی 16. جناده بن کعب انصاری 17. جندب بن حجیر فولانی 18. جون مولا ابوذر 19. جوین بن مالک تمیمی 20. حارث بن امرء القیس کندی 21. حارث غلام و برده حمزه 22. حباب بن
عامر تمیمی 23. حبشی بن قیس نهمی 24. حبیب بن مظاهر اسدی 25. حجاج بن بدر
سعدی 26. حجاج بن سروق جعفی 27. حر بن یزید ریاحی 28. حلاس بن عمرو راسبی 29. حنظله بن اسعد شبامی 30. رافع غلام مسلم ازدی 31. زاهر بن عمر کندی 32. زهیر بن سلیم ازدی 33. زهیر بن قین بجلی 34. زیاد بن عریب صائدی 35. سالم عبد عامر عبدی 36. سالم غلام بنی المدینه کلبی 37. سعد بن حرث انصاری 38. سعد غلام علی ـ علیه‎ السلام ـ 39. سعد غلام عمر بن خالد 40. سعید بن عبدالله حنفی 41.سلمان بن مضارب بجلی 42. سلیمان غلام امام حسین ـ علیه‎ السلام ـ 43. سواربن منعم نهمی 44. سوید بن ابی المطاع الخثعمی 45. سیف بن حرث جابری 46.سیف بن مالک عبدی 47. شبیب برده حرث جابری 48. شوذب شاکری 49. ضرعامر بن مالک تغلبی 50. عائذ بن مجمع عائذی 51. عابس شاکری 52. عامر بن مسلم عبدی 53. عباد بن مهاجر جهنی 54. عباس بن علی ـ علیه‎ السلام ـ 55. عبدالله بن علی ـ علیه‎ السلام ـ 56. عبدالله بن حسن ـ علیه‎ السلام ـ 57. عبدالله بن حسین 58. عبدالله بن بشر خثعمی 59. عبدالله بن عمیر کلبی 60. عبدالله بن عروه غفاری 61. عبدالله بن مسلم 62. عبدالله بن تقیطر 63. عبدالله بن یزید عبدی 64. عبیدالله بن یزید عبدی 65. عبدالاعلی بن یزید کلبی66. عبدالرحمن بن عقیل 67. عبدالرحمن بن عبدالرب انصاری 68. عبدالرحمن بن عروه غفاری 69. عبدالرحمن ارحبی 70.  بدالرحمن بن مسعود تمیمی 71. عثمان بن علی ـ علیه‎ السلام ـ 72. عقبة بن صلت جهنی 73.علی بن حسین ـ علیه‎ السلام ـ (علی اکبر) 74. عمر بن جناده انصاری 75. عمر بن ضبیعه ضبعی 76. عمروبن خالد صیداوی 77. عمروبن عبدالله جندعی 78. عمر بن قرظه انصاری 79. عمر بن کعب ابو شامر صائدی 80. عمار بن حسان طلائی 81. عمار بن سلامه دالانی 82. عمار بن صلخب ازدی 83. عون بن عبدالله بن جعفر 84. قارب غلام امام حسین ـ علیه‎ السلام ـ 85. قاسم بن حسن ـ علیه‎ السلام ـ 86. قاسم بن حبیب ازدی 87. قاسط بن زهیر تغلبی 88. قعنب نمری 89. قیس بن مسهر صیداوی 90. کردوس تغلبی 91. کنانه تغلبی 92. مالک بن سریع جابری 93. مجمع عائذی 94. مجمع جهنی 95. مسلم بن عقیل 96. مسلم بن عوسجه اسدی 97. مسلم بن کثیر ازدی 98. مسعود بن حجاج تیمی 99. محمد بن عبدالله بن جعفر 100. محمد بن مسلم 101. محمد بن ابی سعید بن عقیل 102. مقسط بن زهیر تغلبی 103. منجح غلام امام حسن ـ علیه‎ السلام ـ 104. موتع بن ثمامه اسدی 105. نافع بن هلال جملی 106. نصر غلام امیرمؤمنان ـ علیه‎ السلام ـ 107. نعمان راسبی 108. نعیم انصاری 109. واضع غلام حرث سلمانی 110. هانی بن عروه مرادی 111. یزید بن ثبیط عبدی 112. یزید بن زیاد کندی 113. یزید بن مغفل جعفی 114. ام وهب نمریه قاسطیه همسر عبدالله بن عمیر کلبی *

ادامه مطلب

شهادت امام چهارمین زین العابدین (ع) برشما تسلیت باد.

 

حضرت على بن الحسین ، ملقّب به سجّاد و زین العابدین، روز پنجم شعبان سال 38 هجرى یا 15 جمادى الاولى همان سال، در مدینه دیده به جهان گشود و در روز 12 و یا 25 محرّم سال 95 هجرى، درمدینه، به دسیسه هشام بن عبدالملک، مسموم گردید و در 56 سالگى به شهادت رسید. البته شایان ذکر است که سال و روز تولد و شهادت حضرت امام سجاد علیه السلام مورد اختلاف شدید مورّخین است. مشهورترین نظر در باره‌ی سال و روز تولد امام، روز پنجم شعبان سال 38 هجری قمری در مدینه است که بزرگانی نظیر جناب شیخ مفید در « ارشاد»، شیخ کلینی در « اصول کافی»، ابن شهر آشوب در «مناقب »، ابن خشاب در « موالید اهل بیت »، شهید در کتاب « الفصول المهمه »، و دیگران به آن معتقدند. نظرات دیگر عبارتند از: سال 33، 36، 37، و نیز سال 48 یا 49 هجری قمری.

صحیفه سجّادیّه که به زبور آل محمّد مشهور است، اثر بى نظیرى است که در جهان اسلام، جز قرآن کریم و نهج البلاغه، کتابى به این عظمت و ارزش، پدید نیامده که پیوسته مورد توجه بزرگان و علما و مصنّفان باشد.

ناله های آتشین دارد مدینه    داغ زین العابدین دارد مدینه
وا اماما واغریبا واشهیدا


مانده بر لب نغمه های دلنشینش     پاره پاره گشته قلب نازنینش
وا اماما واغریبا واشهیدا
روز و شب خون دل و اشک بصر داشت    داغ هفتاد و دو لاله برجگر داشت
وا اماما واغریبا واشهیدا
گه به یاد فرق اکبر گریه می کرد          گه برای حلق اصغر گریه می کرد
وا اماما واغریبا واشهیدا
جای گل بر گردنش دشمن غل انداخت      بر بدن از سلسله، زخمش گل انداخت
وا اماما واغریبا واشهیدا
هم به گردن هم به تن دارد نشانه         جای زنجیراست و جای تازیانه
وا اماما واغریبا واشهیدا

نویسنده : عباس ثابتی : ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

نوحه سنتی

کاروانی سر به صحرا

 

ساربان آهسته ران آرام جان گم کرده ام
من در این دریای خون دُرِّ گران گم کرده ام

کاروانی سر به صحرا در بیابان می رود
گوئیا آن زینب است با چشم گریان می رود

ساربان آهسته ران تندی مکن با کاروان
مهربانم می رود ،آرام جانم می رود

ساربانا مهلتی،دارم در اینجا مشکلی
رفته از دستم گلی،از وی نبردم حاصلی
اندرین دشت بلا رفته ز دستم نوگلی
من حسین باوفا،آرام جان،گم کرده ام

 

ساربان بهر خدای من کمی آهسته تر
اندرین دشت بلا گم گشته از من تاج سر
شش برادر،شش دلاور،از من خونین جگر
اندرین صحرا ز جور کوفیان گم کرده ام

ساربانا مهلتی،تا بر سر نعش حسین
از دلم گویم،ببارم خون دل از هر دو عین
در عزایش عالمی را پُر کنم از هر دو عین
من برادر در میان خاک وخون گم کرده ام

منبع: سوگنامه اُردیب

نویسنده : عباس ثابتی : ۱۱:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

نوحه سنتی

آه از دل زینب

در سینه ز سودای تو خون شد دل زینب                  آه از دل زینب

جز اشک جگر گو، چه بود حاصل زینب                       آه از دل زینب

ای بهر بلا بر سر این قوم دل افکار                           طوفان فنا بار

آسان شود از مرگ مگر مشکل زینب                        آه از دل زینب

تن بی سر و از خون گلو قطعه یاقوت                    نه تخته نه تابوت

تابوت کفن گور سزد محفل زینب                               آه از دل زینب

با داغ تو روزی که رود این تن غمناک               دل خون شده در خاک

آتش عوض سبزه دمد از گل زینب                             آه از دل زینب

زین شعله ی جانسوز که آن آتش بیداد              در خشک و تر افتاد

چون خانه ی پر دود بود محفل زینب                           آه از دل زینب

یغما خود و ما و هم را عفو گنه خواه                     مشکل که ز درگاه

          بادست تهی باز شود سائل زینب                              آه از دل زینب

 

زبانحال حضرت زینب با نعش برادر

 ای برادر بفدای تو و صد پاره تنت                              چه شد آن پیرهنت

مانده در خاک بیابان ز چه عریان تنت                        چه شد آن پیرهنت

ما ز قتل تو خبر داشتیم اما نه چنین                          ای شه کشور دین

که پس از قتل شود سم ستوران بدنت                        چه شد آن پیرهنت

گر حسین منی ای جان و تن خواهر تو                          به فدای سر تو

التفاتی نبود از چه سبب سوی منت                           چه شد آن پیرهنت

جامه ی کهنه صد پاره چه ارزد که ز کین                          ببرد خصم لعین

وه چه آمد بسر از گردش چرخ کهنت                           چه شد آن پیرهنت

گل گلزار نبی از چه شد خاک ، مقر                               وزچه بگرفته ببر

خار و خاشاک زمین، جسم چو برگ سمنت                  چه شد آن پیرهنت

نویسنده : عباس ثابتی : ۱٠:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

نوحه سنتی

ای شه ابرار سلام علیک

ای شه ابرار سلام علیک                             خسروبی یار سلام علیک

اشک بریزید مدام از دو عین                            یادکنید از لب خشک حسین

جمله بگوئید ره صد شور و شین                              مظهرانوار سلام علیک

ای شه ابرار سلام علیک

ای گل گلزار حسین شهید                            اکبرنا کام ز جان نا امید

کشته ی بیدار سپاه یزید                                محرم انوار سلام علیک

ای شه ابرار سلام علیک

ای گل باغ حسن مجتبی                                       حامی دین کشته راه خدا

سور تو گردید بدل به عزا                                      قاسم افکار سلام علیک

ای شه ابرار سلام علیک

ای که درت قبله حاجات ماست               بر کرمت چش ارادت ماست

ذکر تو در عامی و سادات ماست                          علمدار سلام علیک

ای شه ابرار سلام علیک

بر همه اصحاب حسین غریب                  بر همه انصار سعادت نصیب

مسلم و هانی و بریر و حبیب                        حروفادار سلام علیک

ای شه ابرار سلام علیک

ای که عدو بر تن پاکت نهاد                          سلسله ظلم ز راه عناد

حجت حق حضرت زین العابدین                    عابد بیمار سلام علیک

ای شه ابرار سلام علیک

بهر تظلم ز سپاه جهول                                 با دل بشکسته و قلب ملول

روی نمائید به قبر رسول                                      احمد مختار سلام علیک

ای شه ابرار سلام علیک

 منبع: سوگنامه اُردیب

نویسنده : عباس ثابتی : ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

نوحه سنتی

گفتگوی سکینه با  حضرت ابوالفضل (ع)

 

ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم                   سقای طفلانم

داغت شکسته پشت من ای قوت جانم                   سقای طفلانم

ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم                     سقای طفلانم

برخیز و بر در خیمه گه یک جرعه آبی             به به چه خوش خوابی

ترسم بمیرند از عطش طفلان نالانم                            سقای طفلانم

ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم                      سقای طفلانم

آخر کدامین سنگدلی فرق تو بشکسته                    قلب مرا خسته

راحت شدی از این امم ای راحت جانم                      سقای طفلانم

ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم                      سقای طفلانم

امشب بخواب راحتند این فرقه کفار                         زینب بود بیدار

اندر کنار بسترتگفتا بیمار ونالانم                              سقای  طفلانم

ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم                      سقای طفلانم

بی تو یقین دارم که فردا زینب نالان                      بر ناقه ی عریان

گردد سوار از راه کین با این یتیمانم                         سقای طفلانم

ای ساقی لب تشنگان ای جان جانانم                     سقای طفلانم

 

ابوالفضل با وفاعلمدار لشکرم

ابوالفضل با وفا علمدار لشکرم        مه هاشمی نسب امیر دلاورم

    برادر چرا قلم شده   دست های تو   

نیاید به گوش من این دم صدای تو

تو کردی برادری مقام ای برادرم       ابوالفضل با وفا علمدار لشکرم

برادر چرا به خون فتاده است پیکرت

ز ضرب عمود کین شکسته چرا سرت

چنین قطعه قطعه شد چرا جسم اطهرت   که نعش تو غرق خون فتاده برابرم

 فدای دو بازویت که گشت از بدن جدا

نمودی به راه دین سر و جان و تن فدا

به چشم تو تیر کین نشسته است یا اخا   برادر چسان ترا به خون غرقه بنگرم

 فتاده ز کف چرا برادر لوای تو       نیاید به گوش من از ایندم صدای تو

به قربان غیرتت فدای وفای تو       که لب تشنه از قرآن گذشتی به خاطرم

 

دل کودکان شده ز سوز عطش کباب

سکینه در انتظار، رقیه در التهاب

ز بی شیری اصغرم، در افغان و انقلاب   

 دریغا شد که آب رسانی به دخترم

 تو ای شیر کربلا که شیر از تو بی ملاک 

دو دست از بدن جدا فتادی چرا به خاک

تو عباسی ای عزیز تنت گشته چاک چاک 

چسان جسم پاره ات برم من وی حرم

                                 شهید به خون غلطان دریغ از رشادتت

ز مرگت ببین فلک چه آورد بر سرم

 صفا و محبت و وفا و مروتت    حسین را کمر شکست برادر شهادتت

منبع :سوگنامه اُردیب

نویسنده : عباس ثابتی : ۱٠:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

طباطبایی نایینی در جمع عزاداران حسینی

به نقل از وبلاگ آبشکوه:

طباطبایی نایینی در جمع عزاداران حسینی روستای اردیب نیز شرف حضور یافتند و سخنانی ولو کوتاه بیان فرمودند! کوتاه بودن سخنان ایشان دو دلیل بیشتر نمی تواند داشته باشد: اول: ایشان مثل معروف" کم گوی و گزیده گوی چون در" را رعایت می فرمایند. دوم: چیزی و حرفی برای گفتن ندارند و در واقع عملکردی ندارند که به مردم محروم روستایی گزارش نمایند! و یا شاید لازم نمی بینند گزارش دهند!!!!  چرا که وبلاگ آبشکوه و سایر وبلاگ نویسان محترم و نیز سایتهای شهرستان از مدتی قبل تقاضا کردیم که آنجناب عملکرد خود را منتشر نمایند تا هم ما مطلع گردیم و هم از عملکرد ایشان دفاع کنیم یا نقدشان کنیم اما دریغ از حتی یک جواب چه در سایت منتسب به ایشان و چه در وبلاگها و سایتها و چه در سخنان اخیر ایشان در چند روز گذشته در جمع مردم منطقه!! انگار ایشان به وبلاگ و سایت و ... علاقه ای ندارند!!شاید؟!!

نگاهی اجمالی به سخنان ایشان در جمع مردم خور و سایر روستاها فقط متضمن یک نکته است و آن اینکه: همه کارها ختم به بودجه می شود و فعلا بودجه ای در کار نیست و خلاص!! بیقه سخنان ایشان هم وعده های همیشگی!! مثلا مشکل آب ندارید سال آینده(همین امسال در ماه مبارک رمضان مردم خور آب نداشتند باور کنید. گاز را می کشیم طی چند سال آینده!! و ...)

جناب طباطبایی عزیز سید یزرگوار! قریب 20 ماه است که سکان نمایندگی شهرستانمان را در دست گرفته اید. لطفا حالا که گزارشی از عملکرد خود منتشر نمی نمایید، لطفا به سوالات زیر چنانچه صلاح می دانید پاسخ ارایه فرمایید:

1-در این 20 ماه چند پروژه عمرانی را شروع نموده اید که به علت نبود اعتبارات متوقف شده است؟؟!

2-در این 20 ماه کدامین مشکل عمده مردم که در ابتدای دوره نمایندگی تان(20 ماه پیش) مردم به شما می گفتند و احتمالا یادداشت می فرمودید حل شده است؟؟؟(مشکل آب خور، گاز خور، منبع آب روستای اردیب، خطوط آب شرب روستای اردیب، پروژه های نیمه کاره اردیب، دانشگاه و بیمارستان خور و ... از مشکلات باقی مانده روستاهای دیگر که بنده اطلاعی ندارم)

3-در این 20 ماه در مجلس شورای اسلامی چند بار نطق پیش از دستور داشته اید؟چند بار تذکر داده اید؟ پیش نویس چند طرح را برعهده داشته اید یا حداقل در آن همکاری نموده اید؟ در مورد چند لایحه ارایه نظر فرموده اید؟! چند جلسه در مجلس حضور داشته اید؟؟ و چند جلسه غیبت داشته اید؟؟!! چند بار با شبکه و پایگاه خبری مجلس مصاحبه نموده اید؟!!! و ...(این سوال واقعا مترتب به وظایف نمایندگی ایشان است و ربطی هم به بودجه ندارد)

4-در این 20 ماه چند درصد از طرحهای تحقیقاتی،پژوهشی،فرهنگی و عمرانی که نمایندگان سابق شما به زحمت در دستگاههای اجرایی به تصویب رسانده اند را به سرانجام رسانده اید و اصلا چند تا طرح و پروژه مشابه را جدیدا پیگیری نموده اید تا تصویب و شروع بکار نماید؟!

5-در این 20 ماه چند بار به حوزه انتخابیه خوروبیابانک سرکشی نموده اید و نتایج این سرکشی ها چه بوده است؟

6-در شهرستان خوروبیابانک و در زمینهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی-هنری و میراث چه اقدامات مثبتی را پیگیری نموده اید؟! و یا به انجام رسانده اید؟؟

7-چه خبر از اجرای طرح استخدام مهرآفرین؟! و اصلا رقم بیکاری و نرخ رشد اقتصادی شهرستان خور الان چند درصد است و نسبت به ابتدای نمایندگی شما چه تغییری کرده است(مثبت شده یا منفی)؟!

در پایان ضمن اینکه یکبار دیگر خواهش می نماییم گزارش عملکرد 20 ماهه خود را منتشر نمایید، در باورمان دو نکته نمی گنجد اول اینکه: پاسخ همه سوالات فوق الذکر نمی تواند فقط و فقط عبارت "کمبود بودجه " باشد. دوم اینکه: ما مطمئن هستیم که شما عملکردی هم داشته اید که مثبت بوده و می خواهیم از طریق شما آنرا منتشر نماییم همین و بس!!!

جناب طباطبایی عزیز! دلمان می تپد برای سرزمین آبا’ و اجدادیمان، همین و بس!!

نویسنده : عباس ثابتی : ۱٠:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/٢٦
Comments نظرات () لینک دائم

آداب عزاداری سالار شهیدان ویارانش در اردیب (قسمت پنجم)

پس از مراجعت از روستای آبگرم ،اقامه نماز جماعت وصرف ناهارسرسفره اباعبدا... بعدالظهر روز عاشورا با نواختن صدای طبل و چاووشی پیاپی مردم برای عزیمت به سوی مزار اهل قبور و نوحه سرایی بر سرگودال  قتلگاه (1) فراخوانده می شوند. پس از اجتماع مردم در میدانگاه حسینیه علمداران با بر دوش نهادن علمها و در حالیکه مادحین به صورت دسته جمعی نوحه:

چه کربلاست امروز                چه پربلاست امروز

سر حسین مظلوم                 ازتن جداست امروز

را می خوانند، به سوی قبرستان حرکت می کنند. پس از خواندن هر بند جمعیت عزادار به تکرار بند اول می پردازد و هر پنجاه قدم یک چاووشی انجام می دهند. این نوحه با نوا و سوز لهجه محلی چنان خوانده می شود که تمام حاضرین منقلب شده و گریان می گردند. تا به گودال قتلگاه در کنار مقبره می رسند. در آنجا طبق روال نوحه:

فرمودحسین باشمر لعین بین حال پریشانم را                       بین دیده گریانم را

ازسوزعطش کبابم لب تشنه مبرسرم را

خوانده می شود و پس از آن نوحه شور حسین حسین :

شهیدکربلاحسین     غریب وبینوا حسین

سرش زتن جداحسین بی یارواقرباحسین

خوانده می شود. پس از آن، از همانجا و به ترتیب به سر خاک در گذشتگان سال نگذشته رفته و بر سر خاک وی نوحه ای را جهت آمرزش وی خوانده و برای غفرانش دعا می نمایند.

بر روی تمام قبور، نانهای محلی، کماچ، شیرینی، خرما، انار میوه، باقلا و ... برای پذیرایی فراهم است که خیرات می شود. پس از خواندن فاتحه و نوحه سرایی بر سر قبور جهت ادای احترام بر سر خاک نمادین شهدای مقدس (2)که اصالتا از جوانان این روستا بوده اند، می روند و سرانجام با احترام هر کدام از علمداران به اتفاق دیگر بستگان بر سر خاک یکی از بستگان رفته و رخت از تن علم برمی دارند و رخت ها را در بقچه ای می پیچند. سپس علم سیاه پوش را بر دوش گرفته و به سوی شبستان حسینیه به حرکت در می آیند. عزاداران و سینه زنان نیز با خواندن نوحه:

جوانان بنی هاشم بیایید      علی را بر در خیمه رسانید

به صورت دسته جمعی و بر سر زنان به سوی حسینیه حرکت می کنند و در خاتمه سوگواران در مراسمی که جهت تسلیت و آمرزش متوفیان سال گذشته در شبستان حسینیه  منعقد می باشد حضور بهم رسانده و با عرض تسلیت به آنها و سخنرانی روحانی و طلب آمرزش برای درگذشتگان مراسم روز عاشورای حسینی به پایان می رسد.

-------------------------------------------

1- محلی در بالای قبرستان (مزار)می باشد که نماد قتلگاه بوده واز قدیم در آنجا نوحه شروع مراسم را می خواندند.

2-روستای اردیب مفتخراست دردوران دفاع مقدس شش شهیدراکه اصالتا اردیبی هستندرافدای مام وطن وانقلاب نموده است:1-شهید احمد  ثابتی فرزند حاج اسماعیل   2- شهید احمدثابتی فرزند حاج اسدا...    3- مفقودالاثر اسماعیل فریدونی فرزند جلیل  4- شهید ابراهیم فریدونی  فرزندمحمد     5-شهید علی محتشم فرزند حاج محمدجعفر  6- شهید حسین رفیع.

منبع :سوگنامه اُردیب


السلام علیک یاساقی العطاشی

 

ابوالفضل ای وفاپرورده عشق
ابوالفضل ای همیشه زنده عشق

ابوالفضل ای توزینت بخش ایثار
ابوالفضل ای علمداروسپهدار

توشیرمرد علی، یل ام البنینی
به جز راه حسین راهی نبینی

تویی سردار نام آور ابوالفضل
تویی  دلدار  رزم آور ابوالفضل

بنازم  من بنامت  یاابوالفضل
که عباسم غلامت یا ابوالفضل

شعر:عباس ثابتی


 

 


نوحه سنتی

                 آه وواویلا از دل لیلا                    

آه وواویلا از دل لیلا                                         کربلا گشته منزل لیلا

فلک آخر بر دل لیلا                                           ازغم اکبر داغ بنهادی

گلروی نوجوان من - شد بخون غلطان - اندر این وادی تمام

نباشد کس - از وفا بندد                          در اسیری چون،محمل زینب

فلک از کین کرده‌ای پرخون                                 از غم اکبر قلب لیلا را

زدی آتش بر تن و جانم                       بردی از دستم     ماه سیما را

شوم مجنون و علی جویان                         روز و شب کوه و صحرا را

که تا آید عمر من پایان                                    زیر گل گردد منزل لیلا

علی فرقت را که زد شمشیر            گیسوانت را کرده خون  افشان

به مرگ خود گشته ام راضی                    پیکر ت گردیده بخون غلطان

خداوندا داغت ای اکبر                                   آتش افکنده بر دلی لیلا

علی بنگر مادرت گشته                          عازم شام و کوفه با خواری

اسیر این قوم بی پروا                                باد و صد ذلت با گرفتاری

ز هجرانت ای گل زیبا                                     چند بنمایم ناله و زاری

چرا گشتی ای گل احمر                                  باغم هجران حایل لیلا

 

ای بی پسر لیلا

 

مادر برون آی از حرم با چشم تر لیلا         ای خون جگرلیلا

بشکسته پر لیلا ای در به در لیلا                   ای بی پسر لیلا

دادی مرا بس شیرجان اکنون حلالم کن            سیر جمالم کن

بعد از من ای تحمل ثمرخاکت به لیلا           ای در به در لیلا

از خیمه برون آی و یکبار دیگر بنگر               بر عارض اکبر

کز این سفر ناید پسر ای بی پسر لیلا              سیرم دگر لیلا

مادر بیا اکنون که ایام جدائی شد                    حکم خدائی شد

آید غروب این دم چو مه شمس و قمر لیلا       ای دربه در لیلا

از یک طرف طفلان عطش گویان ز بی آبی         بارنگ مهتابی

از یک طرف بانگ امان وانمود لیلا                ای در به در لیلا

باب غریبم را چو دیدم بی کس و انصار       در قید دشمن خوار

شد زندگانی تلخ وزد جانم شرر لیلا              ای در به در لیلا

چون رفتی ای مادر مدینه گو به یاران                مجمع رفیقانم

شبهای جمعه بر سر قبرم گذر لیلا                ای در به در لیلا

چشم انتظار خواهر بیمار و رنجورم               غمدیده و دورم

اندر مدینه بر سرره منتظر لیلا                     ای در به در لیلا

آن بی کس و رنجور و دور افتاده از منزل    صغرای خونین دل

پیغام داده از پیش نزد پدر لیلا                     ای در به در لیلا

منبع :سوگنامه اُردیب


نوحه سنتی

ای علی اصغربیابابابه میدانت برم

 

ای علی اصغربیابابابه میدانت برم

جان بابازین قفس اندرگلستانت برم

جان بابادیگراین گهواره جای خواب نیست

ای عزیز من بیا تاقرب یزدانت برم

ای علی جان گرکه هستی تشنه لب در این زمین

درصف میدان اعدا سوی پیکانت برم

بلبل افسرده من در چمن پروازکن

جانب خلدبرین من زین بیابانت برم

جزتوبابااصغرادیگرنمانده یاوری

بهرحجت سوی میدان زین بیابانت برم

این گلوی نازکت تیربلارامشتریست

اندراین ره جان بابا مست وحیرانت برم

 

گهواره خالی  ،قنداقه خونین

گهواره خالی ،قنداقه خونین                   لائی  لائی ازسفر برگشته اصغر

من در خِیام شاه شهیدان                         از مرگ اصغر باآه وافغان

گفتا رُبابه با چشم گریان                           لائی لائی ازسفر برگشته اصغر

رفتی به میدان همراه بابا                          ازنوک پیکان نوشیده ای آب

برروی دستش رفتی تو در خواب                 لائی لائی ازسفر برگشته اصغر

ای اصغرمن،آرام جانم                                 رفتی وبردی تاب وتوانم

بعد از تو دیگر من ناتوانم                             لائی لائی ازسفر برگشته اصغر

 

منبع:سوگنامه اُردیب


نوحه سنتی

شد کشته اصغر از جفا واویلا

غوغا شد در کربلا واویلا (2)                   شد کشته اصغر از جفا واویلا (2)

آمد به خیمه خسرو شهیدان                     با شیر خواره شد بسوی میدان

گفتا بود این کودک پریشان                       لب تشنه باشد در نوا واویلا(2)

کشتید یاران مرا سراسر                          ماندم و این طفل زار و مضطر

از اکبر و عباس وعون و جعفر                  رکنون مانده بجا واویلا شط آب

این کودکم نالان و اشکباراست                    تشنه ودر حال احتضار است

اندر حرم مادر در انتظاراست                         چشمش به ره آن مبتلا واویلا

گیرم گنهکارم ،من این شیر من                      آبی دهید اکنون به اصغر من

این یادگار بعد اکبر من                                      می میرد آخر از جفا واویلا

این گفتگو از آب برملاشد                            در همهمه لشکر از این ندا شد

ناگاه تیر حرمله رها شد                               اصغر شد اندردست وپا واویلا

خاموش طفل شه ز گفتگو شد                      تیرش به جای آب در گلو شد

خاشع گناه شیعه شستشو شد                       زین طفل اندر کربلا واویلا

 

منبع:سوگنامه اُردیب


نوحه سنتی

بیا مادر از حرم بیرون

بیا مادر از حرم بیرون                                  سر و بستانت می رود میدان

کفن بنما بر تن قاسم                                  مونس و جانت می رود میدان

بیا مادر درد دل گویم                                       این دم آخر با تو از احسان

مکن دیگر بعدم ای مادر                                        گریه و زاری ناله افغان

بود یارت اندر این صحرا                                   ای ستمدیده خالق سبحان

ز جور چرخ نو گل زهرا                                      از گلستانت می رود میدان

بیا مادر لحظه ای بنشین                                        در کنار من از ره یاری

چو من رفتم کشته گردیدم                                نو عروسم را ده تو دلداری

اگر گوید کو پسر عمو                                           گو فدایی شد در ره یاری

نما صبر ودل دگر مخراش                                      ماه تابانم می رود میدان

اگر دیدی راس من بر نی                                    چون مه تابان صبر­وکن مادر

اگر دیدی پیکرم را در خاک                                وخون غلطان صبر و کن مادر

حلالم کن ناز پرورده                                         روی دامانت می رود میدان

 

منبع: سوگنامه اُردیب


آداب عزاداری سالار شهیدان ویارانش در اردیب (قسمت چهارم)

شب دهم

شب دهم محرم الحرام مصادف با شب عاشورای حسینی شبی است که شور و شین دیگری بر روستا حکم فرماست. ماتم سراسر اردیب را فرا می گیرد و شعرها و نوحه های سنگین تروپرسوزوگدازتری خوانده می شودنوحه های قدیمی امشب:

آشوب به هم زد همه ذرات جهان را              کامشب شب قتل است

امشب شب شام غریبان حسین است      ...            

امشب شهادتنامه عشاق امضا می شود       ...

امشب شب قتل حسین شاه شهیدانست   زینب پریشان است

اهالی روستا در این شب تا نیمه های شب سینه زنی می کنند تا صبح علی الطلوع سینه زنی وعزاداری می کنند..

با نمایان شدن سپیده دم، پس از ختم زیارت عاشورا عزاداران نوحه صبح رو سیه را می خوانند:

ای صبح رو سیه به چه رو می شوی سپید      

امروز حسین تشنه لبان می شود شهید (١)

پس از آن با اقامه نماز جماعت عزاداران خود را برای عزیمت به سوی مرقدشاهزاده  ابراهیم (٢) در آبگرم آماده می نمایند. سالیان پیش روز عاشورا نیز به دید و بازدید هیئتهای عزادار روستاهای مجاور می رفتند، اما چندین سال است که جهت عرض تسلیت و اقامه عزاداری به خدمت امامزاده ابراهیم می روند.

با طلوع آفتاب اهالی اردیب  در محلی به نام میدان ولیعصر که میدانگاه اصلی روستاست، جمع شده و با حمل علمها و پرچم ها با سلام و صلوات راهی قریه آبگرم می شوند. در نزدیکی آن توقف و با گسیل هیئت عزاداران بصورت دسته زنجیرزنی نوحه کنان وارد محوطه مبارکه امامزاده شاهزاده  ابراهیم(ع) می شوند. (٣)پس از ورود هیئت زنجیرزنی،زنان همراه در دور صحن نشسته و دسته عزاداری وارد صحن می شود. سپس یکی از اهالی آبگرم نوحه خوانی نموده و پس از آن با چاووشی و نوحه سرایی اردیبیها وسرانجام  سخنرانی روحانی روستا  در زمینه واقعه عاشورا مراسم اتمام یافته و همراهان پس از زیارت آبگرم را ترک کرده و به اردیب می روند. پس از مراجعت به اردیب  و اقامه نماز جماعت ظهر در حسینیه از آنها پذیرایی می شود.

------------------------------------------------------------------------------

١-این نوحه در اواخر توسط مرحوم کربلایی محمدموبد خوانده می شد.

٢-امامزاده ابراهیم واجب التعظیم وفرزند امام موسی الکاظم (ع)وبرادر امام رضا(ع)می باشد.

٣-این امامزاده چند سالی است که در حال بازسازی می باشد. محوطه آن دارای حجره های مجزا بوده و خادم آن درقدیم  حاج علی آقا آخوند و همسرش سرور شمسایی (معروف به سروی) که چهره اش هنوز در ذهنم ماندگاراست  و سپس فرزندش مرحوم نجم الدین غفور بوده است.


نوحه سنتی

 حرریاحی

ای شها   التوبه التوبه

منم حر ریاحی       ای شها          التوبه التوبه

الا ای شافع           روز جزا           التوبه التوبه

الا ای خسرو خوبان ز خجلت سر درگریبانم

خطاکار جفا کارم ز فعل خود پشیمانم

ز در گاه تو می خواهم عطا          التوبه التوبه

منم حر ریاحی ای شها                 التوبه التوبه

منم حر ریاحی          ای شها        التوبه التوبه

الا ای شافع               روز جزا        التوبه التوبه

تو  نوح آل یاسینی نجاتم ده از این غرقاب

ز جهل خود من اینک اوفتادم اندر این گرداب

در این صحرای ظلمانی ز تو نور کرم جویم

ز  گلزار عطای تو گل رحمت همی پویم

الا  ای خسرو              هر دو سرا     التوبه التوبه

منم   حر ریاحی          ای شها          التوبه التوبه

الا     ای شافع                روز جزا     التوبه التوبه

توئی  سرچشمه احسان بنزد شان آب احسانم

در      این دشت بلا تنها گرفتارم تو را خواهم

من   آوردم ندا      بهر خدا               التوبه التوبه

منم   حر ریاحی    ای شها              التوبه التوبه

نویسنده : عباس ثابتی : ۱٢:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٧
Comments نظرات () لینک دائم

نوحه سنتی

عمه جان کو پدرم

گفت  و ای عمه خونین جگرم                                    عمه جان کو پدرم

اگر آمد ز سفر پس چه شد آن تاج سرم                  عمه جان کو پدرم

آمد از مهر مرا بر سر  زانو بنشاند                            برخم اشک فشانه

گاه بوسید لب خشک و گهی چشم ترم                    عمه جان کوپدرم

لیک از حال من زار نه او کرد سوال                             نه مرا بود مجال

تا بگویم که در این راه چه آمد به سرم                    عمه جان کوپدرم

گفت آخر پدرم آمد و دلشاد شدم                             از غم آزاد شدم

نکند بار دگر عزم سفر گر زبرم                               عمه جان کو پدرم

پدرم عمه چرا با دل زار آمده بود                              اشک بر آمده بود

خبر تازه اگر هست بکن با خبرم                              عمه جان کو پدرم

بلکه دیده است مرا با سر عریان و فک                    بر روی ناقه سوار

یا شنیده است که با شمر و سنان همسفرم           عمه جان کو پدرم

پدرم گر ز سفر آمده کو اکبر من                                عمه جان کو پدرم

کو پسر عم من آن قاسم نیکو پسرم                        عمه جان کو پدرم

گر حسین آمده عباس علمدار کجاست                     عمه جان کو پدرم

که نظر میِ‌کنم او نیست به پیش نظرم                   عمه جان کو پدرم

گوئیا ذاکر عاصی که تو را روز حساب                   نیست خوفی ز  عذاب

            گر بگوئی تو بشاه شهدا نوحه‌گرم                     عمه جان کو پدرم

 

                                         منبع :سوگنامه اُردیب


نوحه سنتی

طفل صغیر

 

طفل صغیری ز حسین گمشده ساربان

قامت زینب ز الَم خم شده ساربان

زینب غمدیده به غم مبتلا بانوا

بود گرفتار ِ کف ِ اشقیا از جفا

جمله یتیمان به بغل داده جان از وفا

غم سرغم آمده افزون شده ساربان

گفت که ای خواهر محزون زار بی قرار

از غم عباس تویی داغدار اشک بار

محنت عالم شده بر ما دچار این دیار

کودک زارم سوی هامون شده ساربان

شب شده عالم همه خوف از سپاه دین تباه

طفلک نالان به دل پر ز آه بی پناه

رو سوی هامون شده با سوز وآه بی گناه

درد یتیمیش فراوان شده ساربان

گر کند از من شه ِبی کس سؤال زین مقال

خواهر محزونه ام ای خوش خصال با کمال

خوش شده ای حافظ طفلان به حال در مآل

طفلکم از هجر پریشان شده ساربان

 

منبع:سوگنامه اُردیب


آداب عزاداری سالار شهیدان ویارانش در اردیب (قسمت سوم)

شب پنجم محرم الحرام، شب علم نام دارد. در اردیب سه علم وجود دارد(١) که علمداران آن را پشت به پشت و به صورت موروثی حمل می کنند. علمداران در عصر روز چهارم محرم علمها رابه پامی کنند. علم ازمیله بلند چوبین می باشد که بدنه آن را پارچه سیاهرگی پوشانده و بر بالای آن پارچه های رنگین و ملون آویزان است که زنان روستا آن را به عنوان رخت علم نذر کرده اند و برسرآن پنجه فلزی مزین به آیات قران نصب می شود. علمها را در مقابل سرشیر (2) باشکوه فراوان اسپند دودکردن، فرستادن سلام و صلوات و چاووشی لباس پوشانده و باهمراهی عزاداران ،ازآنجاحرکت وباگذراز سابات(3) به سوی شبستان حسینیه توسط علمداران حرکت داده می شودوپس از گرداندن آن وخواندن: (این علم ازکیست که بی صاحب است      صاحب آن کشته ویاغائب است ...) علمهارا درگوشه ای از  سابات قدیمی حسینیه در برابر مسجد جامع قدیمی قرار می دهند و در آن شب اهالی روستا در زمان ورود به شبستان حسینیه به زیارت علمها رفته و با گره زدن گوشه ای از رخت علم نذر و طلب حاجت می کنند. درآن شب پس از ورود دسته زنجیرزنی به میدانگاه حسینیه، علمداران علمها را داخل شبستان برده و تا عصر روز تاسوعا در آنجا قرار می دهند. فقط زمانیکه برای عرض تسلیت یا بدرقه دسته جات عزاداری روستاهای مجاور می روند، به احترام عزاداران آنها را حمل می نمایند.

روز پرسه

روز تاسوعای حسینی(4)  مصادف با نهم محرم الحرام به روز پرسه زنی(5) معروف است. در صبح این روز طبق روال سالیانه هیئت عزاداران اردیب جهت عرض تسلیت ماتم سیدالشهداء به اهالی روستای ایراج، به آن روستا می رود که این عمل بصورت دید و بازدید می باشد که موجب وفاق و همدلی بیشتر نیز می گردد.(6) پس از بازگشت و ادای فریضه نماز جماعت ظهر وعصر، پرسه زنی علمداران و همراهان آنها شروع می شود. سه علمدار جلو و مادحین بصورت دسته جمعی  با خواندن دوازده بند محتشم کاشانی (بازاین چه شورش است که درخلق عالم است ...)آنها را مشایعت می کنند. از میدانگاه حسینیه حرکت را آغاز می نمایند و به درب خانه یک یک اهالی رفته و علم گردانی می کنند. پس از رسیدن به درب منزل، اهالی خانه با اسپند دود کردن و فرستادن سلام و صلوات به پیشواز علمداران و مادحین آمده و از آنها پذیرایی می کنند. اهل خانه جهت تبرک و شفا بنابر آداب و رسوم،با گذراندن آب از روی دسته علم بطوریکه با دست راست یک کاسه آب را که از قبل آماده کرده اند بر روی دسته پنجه فلزی علم ریخته و با کاسه دیگری که در دست چپ دارد، آن را جمع آوری و جهت تبرک به کودکان و اهالی خانه می دهد. و در آخر یکی از سالمندان که اشنایی کامل به اصل و نسب،نیاکان اهالی اردیب دارد به دعاگویی و طلب مغفرت و سلامت برای تک تک افراد ان خانه نموده و همراهان آمین گویان پاسخ می دهند. در آخر اهل خانه نذری خود را به علمداران می دهند که در قدیم به علمداران پنبه و به مادحین نان و ... می دادند ولی هم اکنون به صورت نقد پرداخت می شود که برای حسینیه هزینه می گردد. همانطور که بیان گردید به درب تک تک خانه های روستا می روند و علم را می گردانند .این عمل نشانه اقامه ماتم سالار شهیدان و نوعی خبر داری مردم است.

در مسیر راه علمداران و عزاداران ،درمقابل خانه هایی که در طول سال گذشته عزیزی را از دست داده اند و به زبان عامیانه "سال نگذشته" می باشند توقف و در آنجا باخواندن نوحه و چاووشی عرض تسلیت گفته و صاحب خانه نیز از آنها با چای و شیرینی پذیرایی می نماید.این کار تا دمادم غروب آفتاب ادامه می یابد تاعلمهارا به درب تمام خانه ها برده و بگردانند . پس از آن علمها را به میدانگاه حسینیه برده و با سلام  و صلوات بر محمد و آل محمد آنها را در جای خود قرار می دهند.

 ---------------------------------------

1-سه عددعلم بوده بنام مرحومان :1-محمدباقرمحتشم 2-موسی موبد 3-حاج یدا...جعفری که هم اکنون نیز این علمها نسل به نسل توسط فرزندانشان برداشته می شود.

2-سرشیرمکانی است که درمجاورت آب انبارقدیمی روستای اردیب واقع شده است ودارای حدودآ60 پلکان می باشد که درانتهای آن شیرآبی وجودداردکه منبع آن آب انباراست.

3-محل گذر عمومی مسقف می باشد. حسینیه روستای اردیب از چهارسمت به سابات منتهی می گردیده است که هم اکنون دو سابات آن پابرجامی باشدوقسمت پشت شبستان باغچه بوده است که هم اکنون ازبین رفته ومسکونی می باشد..

4- در قدیم برای صبح روز تاسوعا اهالی روستای اردیب به طبخ حلیم نذری می پرداختند و میزان آن بقدری بوده است که حتی از روستاهای مجاور نیز برای گرفتن حلیم نذری به اردیب می آمدند.بانی آن مرحوم کربلایی محمدآقابیک زفرقندی(نیای نگارنده) بوده که از عواید محصول مزرعه حجرگ تامین می شده است ونسل به نسل تاکنون طبخ می شود.. و یک دهه می باشد که در روز عاشورا نیز توسط آقای عباس رفیع حلیم طبخ می شود.

5-پرسه زدن :اقامه عزاوماتم نمودن،دوره گردی کردن.

6-جهت دید و بازدید بین روستاهای مجاور هیئت عزاداران اردیب در عصر روز هشتم محرم الحرام نیز میزبان عزاداران روستای گرمه می باشد.

 

منبع :سوگنامه اُردیب


نوحه سنتی

ورودیه به کربلا

شیعیان  خاکم به سر در نینوا آمد حسین

کربلا  آمد حسین کربلا آمد حسین

سر  بکف از بهر تیغ اشقیا آمد حسین

کربلا  آمد حسین کربلا آمد حسین

نیست  طاقت تا کنم تقریر یا اهل الفرا

شد  عزیز فاطمه وارد بدشت کربلا

چون  که از روز اول بودش شهادت مدعا

با  گروه همرهان بهر خدا آمد حسین

شاه­دین­گفتابه­یاران این زمینم وعده گاست

بار  بگشائید یاران کاین زمینم خوابگاهست

این زمین ها مدفن وگلزارآل مصطفی است

از  پی پیمان عهدش با خدا آمد حسین

سخت  بگرفته رهش حر دلاور یک طرف

های  و هوی فرقه‌ی اعدا و لشکر یک طرف

اهل  بیت مصطفی با دیده‌ی تر یک طرف

از  برای دادن جان برملا آمد حسین

کردخالی  پا فرزند رسول از صدر زین

از  قدومش خاک از شد بلند از آن زمین

شد  غبار آلوده ریش انور سلطان دین

برزدند  هاتف که قربان خدا آمد حسین

بهر  قربانی بهمره داشت هفتاد و دو تن

همچو  عون و فضل و قاسم اکبر گل پیرهن

همچوعباس  علمداری که شد صد پاره تن

بر  مقام قرب، شبل مرتضی آمد حسین

شد  بعهدش مستقیم اوفوا بعهدک برقرار

امر  بر عباس فرمود  آن ملا یک اقتدار

ای  برادر خیمه‌هائی چند بنما استوار

خیمه‌ی  زینب به پیش برملا آمد حسین

 
منبع: سوگنامه اُردیب 

آداب عزاداری سالار شهیدان ویارانش در اردیب (قسمت دوم)

آداب عزاداری سالار شهیدان ویارانش در اردیب (قسمت دوم)

اردیب نگین کویر

همانطورکه گفته شدپس از آخرین نوحه درهرشب چاووشی انجام وسپس سرنوحه خوان با خواندن پاره لختهایی که درآنجا به ذکرحسن،حسین معروف است شورپایانی مراسم رامی خواند که در هر بندذکر یاحسین راحاضران تکرارمی کنند:

علی اصغر   حسین  -  چوماه انور   حسین   -   حسین ببردش     حسین

   بسوی میدان    حسین   -      که تاخورد آب  حسین  - زکین لعینی   حسین

بزدیکی تیر    حسین  به حلق آن طفل    حسین که خون روان شد  حسین

زحلق آن طفل  حسین    به ماتم رسول ا....  حسن حسین

که ذکر حسن   حسین  ده بار گفته می شود  و پس از آن به نیت پنج تن پنج مرتبه ذکر یاحسین   گفته می شودوسرنوحه خوان بالعن دشمنان امام حسین (ع)ویارانش برای حاضران در مجلس دعا می کند:

برکوفیان بی وفا لعنت باد -برشمرلعین بی حیالعنت باد -این جمع که حاضرند از پیروجوان

هریک شرف یافته در ملک مکان - یارب همه را بلای بد درگذران.

ازجهت عزاداران اباعبدا....بخوانیدفاتحه مع الصلوات.

پس از آن سخنرانی ودرخاتمه مراسم  باخواندن زیارت نامه پایان می یابد.

منبع:سوگنامه اُردیب


آداب عزادری سالار شهیدان ویارانش در اُردیب

اردیب همانند سایرنواحی منطقه کویردارای  مردمی متدین ودین مدار بوده ونسبت به برپایی واقامه عزای اهل بیت بالاخص سالار شهیدان احترام وارادت خاصی قائلند بطوریکه تمام اهالی روستا یکپارچه به تکاپوجهت برگزاری مراسم سوگواری برپامی خیزند وازکوچک تا بزرگ به نوبه خود تلاش میکنند.ازچندروزبه آغاز محرم شوروحال عاشورایی وعجیبی در روستابرپاست وباسیاه پوش کردن شبستان حسینیه ومسجدصاحب الزمان ومعابرعمومی ونصب پرچم مشکی برسردرخانه هابه پیشوازماه پیروزی خون بر شمشیر می روند.

شب اول محرم اهالی به شبستان حسینیه(1) می روند وباخواندن زیارت عاشورا، اشعار محتشم ،مرثیه ونوحه به عزاداری اباعبدا...الحسین می پردازندهرشب نوحه های مختص همان شب را ذکر میکننددرزمان قدیم ازشب اول چراغی رابرروی برجک موجود در حسینیه بنام کلک قرارمیدادندبرای روشنایی آن زمین موقوفه ای وجودداردکه بمدت ده شب این چراغ راروشن می دارند.

پس از اجتماع عزاداران در شبستان حسینیه سرنوحه رایکی از پیرغلامان اباعبدا...

(2)می خواندومردم رابرای اقامه عزاداری بشرح ذیل فرامی خواند :

بارالها نشودلال به هنگام ممات ،هرزبانی که فرستدبه محمدصلوات .

پس ازآن دست به دعابرمیدارد:

      از برای سبب تعجیل در خروج و ظهور امام ثانی عشر فرمان  فرمای قضاوقدر،شعشه افروز شمس وقمر،لمعه اوج هل اتی ،خورشید آسمان قل لا اسئلکم علیه اجرا ،الی المودة فی القربی، آن امیری که نه یارآمده،زورروزمصاف ،شیردربیشه پلنگ درکوه ، سیمرغ درقاف ، آنکه چون تیربرکشدزغلاف ،لرزه برافتدبه هفت قله قاف،  آنکه چون برگ  از شجرریزد ،زیرتیغش عدوبه روز مصاف ، نایب مرتضی علی باشد   نونهال ریاض عبدمناف ،بنام حضرت صاحب العصروزمان ، خلیفة الرحمن، شریک القران وامام الانس والجان، عجل ا...تعالی فرجه  ،خداوندظهورآن حضرت رامعجل ونزدیک بگرداند.

حاضران به احترام حضرت قیام نموده وسرنوحه رابه شرح ذیل می خواند:          

  مظلوم حسینم  محروم حسینم         لب تشنه حسینم  دل خسته حسینم 

  و جهت نوحه خواندن آماده می شوند هرشب نوحه مربوط به همان شب توسط مادحین اباعبدا... خوانده می شود واکثر نوحه ها بنام نوحه خوان آن ماندگار است حاضران  در شبستان پس از تشکیل دو دسته کوچه مانند به سینه زنی می پردازند.پس از خواندن هرنوحه یکی از چاوشان به چاوشی می پردازد که معمولا یک بیت است که دربرگیرنده شرح وقایع عاشورا و کربلا است پس از خواندن هر مصرع  سینه زنان به رسم ادب سر خم نموده وذکریاحسین را می گویند.

هرکه دارد هوس کرببلا بسم ا.....       هرکه دارد بسرش شورونوابسم ا.....

نوحه (3)

فراش قضا زد به فلک خیمه ماتم                 درماه محرم

معمار قدر ریخت بنای الم و غم                     در ماه محرم

نیلی به سرافکنده در این ماتم عظما          این گنبد مینا

خم گشته به فردوس قد حضرت آدم           در ماه محرم

می گفت سلیمان جهان وارث ادریس           که ای حضرت بلقیس

برچشم مکش سرمه و بر زلف مده خم        در ماه محرم

گفتا به دل غمزده یوسف به زلیخا                  که ای شوخ شکرخا

بر تخت مزن تکیه چنین با دل بی غم            در ماه محرم

حوران بهشتی که به عیشند و دل شاد        خرسند به داماد

باید که سیه  جامه نمایند  فراهم                  در ماه محرم

------------------------------------------------------------------------------------------

(1)شبستان حسینیه و مسجدجامع زمستانی وتابستانی اردیب ازبناهای قدیمی بشمار می رود که کل مجموعه را در لفظ عامیانه میدان می گفتند که دارای سکوهای جداجدابوده و بانی آن مرحوم محمد رضا بیک زفرقندی(نیای نگارنده)می باشد. که تاکنون چندین مرحله توسط اهالی روستاتعمیرگردیده ودرحال حاضر مسقف است.

(2)از قدیم سرنوحه رایکی از پیرغلامان اباعبدا... می خوانده که جادارد در اینجا از مرحوم حاج حسین موبد یادنمود.در حال حاضرکربلایی مصیب جعفری  سرنوحه را می خواند.

(3)این نوحه سنتی درشب اول دهه محرم توسط مرحوم حاج حسین ثابتی(نیای نگارنده) خوانده می شد.

منبع:سوگنامه اُردیب

نویسنده : عباس ثابتی : ۱۱:٤۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/۸/۱٤
Comments نظرات () لینک دائم

مجوز کتاب سوگنامه اُردیب(مجموعه نوحه های سنتی وقدیمی )صادرشد.

سوگنامه اردیب

سوگنامه اردیب

حمدوسپاس خداوند متعال راکه محبت اهل بیت(ع)رادردل مانهاد.درودوصلوات برحضرت محمد(ص)وبرحضرات معصومین (ع)ویاران باوفای آنان که ذکرنامشان عبادت وموجب نورانی شدن دل است.

این اثر  درارتباط با نوحه های سنتی وقدیمی ماه محرم  وصفر وآداب  عزاداری سالار شهیدان  حضرت اباعبدا...(ع)در روستای اُردیب می باشد.

هدف از نشر این مجموعه که گردآوری آن چندین سال بطول انجامید در درجه اول رضایت خداوند متعال وشادی ارواح مطهر اهل بیت (ع) بوده وپس ازآن خدمت به حفظ  سبکهای اصیل وسنتی نوحه خوانی و پاسداری از میراث گرانبهای نیاکانمان در ساحل کویر است.میراثی که از اعتقادات راسخ وپاک وارادت خالصانه وخاشعانه ایشان می باشد.

انتشار کتاب اتمام یافته و در دسترس همشهریان  گرامی ومادحین عزیز قرارخواهدگرفت. درپایان ازتمامی عزیزانی که در پدیدآمدن این اثر مارایاری نمودندکمال تشکر وقدردانی رانموده واجرشان رااز خداوند متعال خواهانیم.


برنامه دهه اول هیئت متوسلین به صاحب الزمان (عج) اُردیبی های مقیم تهران

آبروی حسین به کهکشان می ارزد          یک موی حسین بر دو جهان می ارزد

گفتم که بگو بهشت را قیمت چیست           گفتا که حسین بیش از آن می ارزد

السلام علیک یااباعبدالله الحسین علیه السلام

پیامبراکرم(صلی الله علیه وآله):

«بدرستیکه حسین(ع)چراغ هدایت و کشتی نجات بشراست»

مراسم عزاداری سید وسالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و یاران باوفایش از تاریخ 1392/08/13درحسینیه صاحب الزمان (عج ) اُردیبی های مقیم تهران به شرح ذیل برگزارمی شود.

شروع مراسم : ساعت 19

برنامه ها : قرائت قرآن -شرح زیارت ناحیه مقدسه امام زمان(ع)-زیارت عاشورا-مداحی و نوحه خوانی -سخنرانی

مداح: کربلایی محسن رحیمی

سخنران: خطیب ارجمند حجت الاسلام و المسلمین جناب آقای جواهریان

پایان مراسم : ساعت 21:30

مکان: میدان خراسان-خیابان 17 شهریور جنوبی-کوچه کشمیری-پلاک پرچم

بدینوسیله از تمامی همشهریان عزیز و نیز علاقه مندان و ارادتمندان به مکتب حسین و خط سرخ شهادت دعوت می گردد با حضور سبز خود موجب گرمابخشی مجلس عزای سیدالشهدا’(ع) و تسلی دل مادر پهلو شکسته اش حضرت فاطمه زهرا(س) گردند.


بدون شرح!

من ازنعره ی هیچ شیری  نمی ترسم

من از سکوت موریانه می ترسم...


اردیب را دریابیم.

جغرافی دانان نخستین جهان اسلام چون ابن خردادبه واسطخری ومقدسی وبه دنبال آنها ناصرخسرو از خوروبیابانک بانام سه ده یاد کرده اند که  عبارتنداز:بیاذق(بیاذه)جرمق (گرمهارابه (اردیب) .به گفته اینان روستاههای مزبور برسر راه اصفهان به نیشابورقرارگرفته بودند.(کتاب شناسی توصیفی خوروبیابانک،آلداود،سیدعلی .1384)

ابن حوقل درکتاب خود صورت الارض درمیانه سده چهارم هجری در ضمن شرح مناطقی که در بیابان میان فارس وخراسان قرار دارد از سه روستای جرمق ،ارابه،بیاذق نام می برد. درعصرقاجاریه به ازاین منطقه به عنوان قرا’ سبعه شناخته می شدودرمرآت البلدان ازآن نام برده شده است.

روستای زیبا و تاریخی اردیب از روستاهای جنوبی و سرسبز شهرستان خورو بیابانک است.فاصله این روستا تا اصفهان 370کیلومتر ،تا نایین 230 کیلومتر و تا خوروبیابانک 46 کیلومتر است.این روستا دارای آثار تاریخی و باستانی زیادی است و یکی از خوش آب و هواترین روستاهای منطقه است.به زیبایی

 دردل کوه به نظاره نشسته ودارای جاذبه های توریستی فراوان از قبیل:میدان ومسجد تابستانی وزمستانی وشبستان و حمام قدیمی که در مرکزبافت قدیمی اردیب قرارداردکه در چهارسمت آن سابات اکنون اثری از باغچه نیست ومسکونی شده است  بانی این اماکن مرحوم محمدرضابیک زفرقندی خانه های قدیمی  دیوانخانه اسماعیل خان عرب عامری (در اوایل حکومت

قاجار ، امیر اسماعیل خان عرب عامری والی خورو بیابانک  ،مقرحکومت خودرا " دیوان خانه "که ازبناهای باشکوه دوره زندیه است قرار داد ) ،خانه خلوت سهام السلطنه  عرب عامری،خانه مرحوم محمدرضابیک زفرقندی (درمرکز بافت قدیمی روستاست وحال حاضر به سه قسمت تقسیم شده که ازسه درمجزابه میدان  وازطریق زیرزمین وتونل به آب انبارقدیمی راه داشته است ودارای 2 شاه نشین بوده است )،خانه نو،خانه محمدابراهیم بیک زفرقندی و...آب انبار قدیمی این بنا متعلق به اواخر دوره زندیه و اوایل  قاجاریه است .

آب انبار اردیب دارای شعاعی معادل 43/8 متر و ارتفاع 5/7 متر میباشد.


خشم

 

فتیله خشم را پایین بکشید

تا شیشه دلتان دودی نشود


ای خدای گنجشک های مهربان

ای خدای گنجشک های مهربان!ای خدای شبنم های پاک

ای پروردگار ..روز را با نام زیبای تو آغاز میکنم که نام تو بهترین آغاز است

 اروز روز سه شنبه تورا سوگندت میدهم به حق بالهای کبوترانی
که هیچ گاه اسیر قفس نبوده اند
وبحق صدای شکفتن گلها در سحر وآنان که دوستشان میداری که امروز
... سه حاجت مرا برآور وسه نعمت بمن ارزانی بخش

سلامتی ......شادی..... وموفقیت و میدانم
اینها را بمن عطا خواهی کرد

 تو مهربانتر از آنی که می پندارم با تو شب یک نقطه ریز  تاریک در دفترهستی است
آمین

دوستان سلاااااام . روز همگی بخیر و پرنشاط


قل اللهم المالک الملک

بار خدایا تویی که فرمانفرمایی / هر آنکس را که خواهی فرمانروایی بخشی /و از هر که خواهى فرمانروایى را باز ستانى /و هر که را خواهى عزت بخشى و هر که را خواهى خوار گردانى/ همه خوبیها به دست توست / و تو بر هر چیز توانایى


صلوات خاصه امیرالمومنین علی (ع)


عید غدیر مبارک

 

قرآن به جز از وصف علی آیه ندارد        ایمان به جز از حب علی پایه ندارد

گفتم بروم سایه لطفش بنشینم           گفتا که علی نور بود سایه ندارد


انتظار

به نقل از وبلاگ آبشکوه:

اسفند ماه 1390 را به یاد دارید همان روزهایی که قرار بود کرسیهای مجلس برای یک دوره 4 ساله صاحب منصبان خود را بشناسند. در آن روزهای سرد زمستانی برای من و تو و داغ داغ برای کاندیداهای محترم آنروزها با همه ی زشت و زیبایی هایش گذشت و انتخابات علیرغم همه ی ناملایماتش برگزار شد. از صندوق رای مردم در حوزه نایین و خوروبیابانک که مردمانش همیشه در پای صندوقهای رای (به گواه تاریخ و آمارهایش) حاضر بودند و پس از سپری نمودن سه دوره کاندیدای اصلاح طلبان(مهندس رضوی) و دو دوره اصولگرایان(دکتر حسنی) تصمیم گرفتند به کسی که به زعم خودش و بنا به سخنان خودش در آن دوران نه اصولگرا و نه اصلاح طلب بلکه یک فرد میانه رو است رای دادند و او را برای 4 سال بعنوان نماینده خود راهی بهارستان کردند.

... از آن روزها مدت زمانی می گذرد (حدود 20ماه) و دیگر وقتش است که جناب سید بزرگوار و دوست داشتنی برخی از عملکردهای خود را در این 20 ماهه رو کند و به صورت عمومی اعلام نماید. این توقع بیجایی نیست و من و تمامی وبلاگ نویسان حاضریم آنرا بی کم و کاست منتشر کنیم و در جای خود نقد نماییم.

اما اگر اکنون نقدی بر عملکرد 20 ماهه ایشان وارد کنیم نابجاست چرا که ما نمی دانیم که ایشان چه عملکرد پنهان و پیدایی در حوزه انتخابیه خود داشته است که عملکرد ایشان را به نسبت نمایندگان ادوار گذشته و نیز شعارهای انتخاباتی اش به بوته نقد بکشیم و پاسخ سوالاتمان را بپرسیم. پس بی صبرانه منتظر انتشار عملکرد ایشان هستیم و از ایشان و دفتر و مسول دفتر ایشان تقاضا مندیم این خواسته بجای ما را در کوتاهترین زمان ممکن جامه عمل بپوشانند. انشالله

اردیب نگین کویر:

باسپاس از جناب جعفری امیداست نماینده محترم دکتر طباطبایی  پاسخگو باشند.