اردیب (ارابه) نگین کویر

آموزش کامل مداحی .(باذکر صلواتی بر کلیه اموات روستای اردیب )

روستای زیبا و تاریخی اردیب از روستاهای جنوبی و سرسبز شهرستان خورو بیابانک است.فاصله این روستا تا اصفهان 370کیلومتر ،تا نایین 230 کیلومتر و تا خوروبیابانک 46 کیلومتر است.این روستا دارای آثار تاریخی و باستانی زیادی است و یکی از خوش آب و هواترین روستاهای منطقه است.به زیبایی دردل کوه به نظاره نشسته دارای جاذبه های توریستی فراوان از قبیل: حسینیه ومسجد قدیمی، برج،خانه خلوت، دیوان خانه، خانه نو، آب انبار و حمام قدیمی ،دشتی سرسبز و ...می باشد . 

جهت یادی از گذشتگان وشادی روحشان نام چندتن ازپیرغلامان، ذاکران وچاووشان اباعبدا... روستای اردیب راذکر مینمایم.

ذاکران: کربلایی محمدآقابیک وحسن آقابیک زفرقندی(ثابتی)، ،احمد(حاج آقا)وحاج حسین ثابتی ، حاج عباس محتشم،حاج قاسم ثابتی ،کربلایی غلامرضاموبد،حاج قاسم محتشم ،کربلایی موسی محتشم ،کربلا یی محمد رفیع ،کربلایی محمد موبد، شیر محمدشیخ ، حاج سیف ا..ثابتی ، موسی و حاج حسین موبد.

چاووشان: شیخ محمد شاه رضا(پاریاب) ،عباس آذر،حسین محتشم،رحمت اله موبد،حاج محمدجعفرمحتشم.

برای سلامتی آقا امام زمان صلوات.

انواع شعر در مداحی

مقدمه :

همان طور که گفته شد این شعرا بودند که در واقع اساس و پایة ستایشگری و مداحی اهلبیت (ع) را بنا نمودند.

بزرگانی چون" حسان بن ثابت"،"ابو علی دعبل خزاعی"،"
فرزدق" ، "بشیر" ، " کمیت بن زید اسدی " و غیره …….

که شالودة ستایشگری را بنا نهادند و همان گونه که آمد ، در گذشته کسانی به مداحی این ذوات مقدسه می پرداختند که قریحة شاعری در آنها وجود داشت و گذشت زمان باعث شدکه رفته رفته پای سایر عاشقان و شیفتگان مدح ائمه اطهار (ع) نیز به این سرا بازشود و جامعة مداحان را کسانی تشکیل دادند که دارای ذوق سرشاری در زمینة حفظ وبارور کردن شعر و همچنین **** نفسی مسیحایی و صدائی خوش بودند . اما امروز مقولةشاعری و ستایشگری اهل بیت (ع) ، دو فن جدای از هم شناخته می شود ولی روی هم رفته با توجه به این پیشینه ، مداح نباید با شعر و شاعری بی رابطه باشد و حتی المقدوربا صنایع شعری ، قافیه و عروض و سایر فنون شاعری ، آشنایی اجمالی داشته باشد .
اولین شکست یک مداح ، عدم آشنایی او با سبک های شعری و آرایه های ادبی آن می باشدکه عیب بزرگی برای او محسوب می شود. بالاخص در زمان حاضر که اکثر مستمعین ، افرادتحصیل کرده و آشنا با ادبیات می باشند. ناگفته نماند ، سر و کار داشتن با شعر ومطالعة دیوان های اشعار ، بالاخص دیوان خواجه شیرازی و همچنین دیوان صائب تبریزی که مورد توصیه مقام معظم رهبری نیز می باشد ، در بارور شدن این حس ، به مداح کمکشایانی می نماید و حتی اگر این کار به صورت تفننی هم باشد ، خالی از لطف نخواهدبود .البته سبک های شعری که در مداحی مورد استفاده قرار دارد ، بسیار محدود است وبیشتر در سبک عراقی و خراسانی خلاصه می شود . از خصوصیات سبک عراقی ، تغزل و تشبیبدر شعر مانند غزل های حضرت امام (ره) و از خصوصیات سبک خراسانی که امروزه کمترمورد استفاده قرار می گیرد ، ساده گویی ، استفاده از عبارات و تشبیهات روان و سنتی بودن آن است، مانند دیوان آقای سازگار که شعری وزین تر و ساده فهم تر است و درمجالسی که باید سنگینی و متانت در آن بیشتر حفظ شود ، استفاده از این اشعار بهتر وشایسته تر خواهد بود ، مثل مجلس علما و بزرگان .

مقام معظم رهبری نیز در این باره می فرمایند: " کوشش کنید شعر های خوب و مایه
های شعری خوب را انتخاب کنید ، مبادا به شعر کم مایه قانع شوید ، ما شعرای خوبی
داریم ."

تتبع بیشتر در این زمینه را بر عهده خود شما عزیزان می گذاریم تا از موضوع بحث خارج
نشویم . برای کاوش تحقیق بیشتر در حیطة شعر می توانید به کتابهایی که در این زمینهنوشته شده مراجعه فرمائید ،

سخن را در این مقوله کوتاه کرده و به قسمت دوم در این بحث می پردازیم که مداح بعد
از یافتن شعر مناسب ، چه فعالیت هایی را باید روی آن انجام دهد و اصولا خود را
چگونه با آن شعر مهیای مجلس نماید؟

بعد از یافتن شعری که دارای تمام خصوصیات فوق الذکر ، اعم از تناسب با مجلس و قوی بودن و مایه داشت شعر از نظر ادبی و تناسب داشتن با روضه ای که قرار است خوانده شود ، نوبت می رسد به پرداختند به خصوصیات و ویژگی های ظاهری شعر .

اولین کار این است که مداح ، وقف و ابتداها را در شعر بیابد . یعنی با چند بار
خواندن آن ، دریابد که کجا باید به وقف بخواند و کجا ابتدا کند و اگر این وقف و
ابتداها زیاد بود ، حتما آن را با علامت زدن مشخص ننماید تا موقع خواندن "
گیر" نکند . زیرا گیر کردن مداح در شعر و اشتباه خواندن حرکات ، حاکی از عدم
تسلط او بر شعر می باشد .

نکتة دوم این است که با یک مرتبه با لحن خواندن شعر مقام اوج و فرود آن را بشناسند
که در کدام بیت بالا رفته و در کجای آن فرود آمده . در واقع باید شاه بیت آن را
پیدا کند و اوج صدا را روی آن بگذارد تا شعر هدر نرود و در بیتی که مطلب شعر در آن
تمام می شود ، فرود آید . شخص نباید در آن اشتباه کند زیرا در این صورت شعر ، اثر
خود را در مجلس نمی گذارد .

نکتة سوم اینکه محل " گریز زدن " شعر را پیدا کند ، یعنی جایی که می شود
مطلب دیگری را با شعر تلفیق کرد را بیابد و آن را به عنوان بزنگاه مطلب ،در دست
داشته باشد تا وقتی که مجلس آمادگی قبول را پیدا کرد ،آن را بیان کند ،

نکته بعدی اینکه شعر را با روضه ای که می خواهد بخواند ، عجین کند و هر بند از شعر
رابا روضه مربوط به آن همراه سازد نه اینکه شعر را تا آخر بخواند و بعد دوباره
برگردد وروضة مربوط به آن را ارائه دهد ،حتی اگر لازم شد کنار هر بیتی ،یک کلمه را
به صورت اشاره بنویسد تا موقع خواندن آن بیت ،آن مطلب هم یادش بیاید که هیچ چیز ازقلم نیفتد و از دوباره گویی مطالب نیز پرهیز شود،

نکته دیگر اینکه شعرش را به دو دسته ابیات اصلی و ذخیره تقسیم بندی کند تا اگر
خواست بیتی را به مقتضای محدودیت در وقت حذف نماید ،بیت اصلی نبوده باشد تا شعر بیمعنی نگردد که می تواند ابیات اصلی را با علامتی مشخص نماید ،

برای سازگاری ابیات با پرده های صدا و نحوة خواندن ،باید ترتیب ابیات را با اوج و
فرود ، هماهنگ ساخت به طوری که شاه بیتها در اوج ابیات ابتدائی و ابیات فرعی
،پائین خوانده شود ،مثلا شاه بیت شعر نباید در دو سه بند اول باشد زیرا اول شعر را
باید پائین خواند و شاه بیت با پرده پایین سازگاری ندارد.

این چکیده و گزیده ای از کلیات مسائلی که در انتخاب شعر و کار روی آن باید توجه
شود ، شروع با شعربعد از زمینه سازی و دادن سلام و صلوات و حمد ثنای الهی، مداح، مجلس را با شعرشروع می کند. این بهترین حالت مجلس است که وقتی سلام داد، شعری را با عنوان مقدمة مجلس شروع می کند که پسندیده تر از حالتی است که بعد از سلام دادن مداح شروع به روضه خواندن کند. سعی کنید همیشه مجلس را با شعر آغاز نمائید تا حالت وزین تری به خود بگیرد.اولا شعری که ابتدا ی مجلس خوانده می شود می تواند اشعاری از آقا امام زمان (عج) باشد که در حال حاضر بیشتر به این شکل شروع می کنند.

ثانیا یا اشعار اخلاقی که در مذمت نفس سروده شده و یا اشعار مناجاتی استفاده کرد
که این گونه، اشعار مناسب مجالس دعا و زیارت می باشد مثلا در شبهای ماه مبارک
رمضان و یا قبل از دعای کمیل و …….شعر مناجات با خداوند خواند شود.

ثالثا از اشعاری استفاده نماید که در مدح ائمه معصومین (ع) سروده شده که در گذشته خواندن این گونه اشعار، جایگاه بهتری در مجالس داشته است.

شعر اول مجلس، ‌هر قسمی از این سه دسته که باشد باید به عنوان مقدمة توسل از آن بهره جست و باید توجه داشت که نباید آن را اصل قرار داد تا جا برای اشعار روضه هم وجود داشته باشد. البته این بدان معنی نیست که با این اشعار نمی شود مجلس گردانی کرد خیر، مقصود این می باشد که اگر قرار است بعد از این اشعار، شعر دیگری خوانده شود باید از ادامه دادن آن پرهیز کرد تا سبب خستگی مستمع نشود و بار شعر را دراشعار بعدی بیشتر کرد. چون خواندن این اشعار، جنبة مقدمه دارد و به سبب آماده شدن مستمع برای گوش دادن روضه خوانده می شود.زیرا در اول مجلس، مستمع هنوز، آمادگی روضه گوش کردن را ندارد و باید او را آماده ساخت و هر کجا که مداح احساس کرد مستمعش آماده شده ، باید مقدمه را تمام کند و به خواندن روضه و اشعار مربوط به آن بپردازد.

مبحث اول :

گلـی خوشبـوی در حمام روزی

رسیـد از دست مخدومی به دستم

بدو گفتم که مشکی یا عبیری ؟

کـه از بـوی دلاویـز تــو مستــم؟

بگفتـا مـن گلـی نـاچیــز بـودم

ولیـکـن مـدتـی بـا گل نـشـستـم

کمـال هـمنشینی بر من اثر کرد

و گرنـه مـن همان خاکم که هستم

(سعدی)

ـ به قافیه های شعر که خواندید ، دقت کنید.

ـ این شعر از نظر قافیه چه تفاوتی با قصیده دارد.

ـ چنانکه می بینید قافیه تنها در پایان مصراع های زوج آمده است.

ـ درون مایه شعری که خواندید چیست؟

ـ آیا در شعر به مطالب مختلف اشاره شده است ؟

شعر از آغاز تا پایان دربارة (تاثیر همنشین نیکو) است یعنی وحدت موضوع دارد. شعری
را که معمولا قافیه هایی این گونه داشته باشد و در آن دربارة یک موضوع خاص سخن
گفته شود قطعه می نامند حداقل ابیات قطعه دو بیت است و قافیه ها معمولا در پایان
مصراع های زوج می آید.

قطعه را از آن جا قطعه گفته اند که گویی بخش یا قسمتی از یک قصیده است. پس قابل توجه می باشد که هر شعری، مطلعش مصرع نباشد هر چند بیت که باشد قطعه نامیده می شود.

دورن مایه قطعه معمولا ستایش یا نکوهش، تهنیت یا تعریف، فخر یا حماسه، اخلاقی یا
تعلیمی می باشد.

تعریف قطعه :

در لغت به معنی پاره ای از هر چیزی است و در اصطلاح مجموعه ای از ابیات هم وزن است که از بیت اول تا بیت آخر قافیه ها در مصراع های دوم می آیند.

مثالها :

یــکی را گه و بـی گه انـدر سرای

بـه سرقت همی رفت مال و منال

بـــر آورد دیــوار خـانــه بــه ابــر

نبــود ایمـن از دزد در عین حال

کسی گفتش این دزد در خانه است

تـو بنـدی ره بـام چشمت به مال

سخن فهم کن زین مثل ای عـزیـز

چـو نفست زند ره ز شیطان منال



قطعه ای از عبدالرحمن جامی :

بـه دندان رخنه در فولاد کردن

بـه نـاخـن راه در خـارا بــریـدن

فرو رفتن به آتش دان ، نگونسار

به پلک دیده، آتش پاره چیـدن

به فرق سر نهادن صد شتـر بـار

ز مشـرق ، جانـب مغرب دویـدن

بسی بـر جامی آسانتــر نـمایـد

کـه بـار منـت دو نـان کـشیـدن



سه قطعه از پروین اعتصامی :

محتسب مستی به ره دیـد و گریبـانش گرفـت

مست گفت: ای دوست این پیراهن است، افسار نیست

گفت : مستی، زان سبب افتان و خیزان می روی

گفـت : جـرم راه رفـتـن نیـست ، ره همـوار نـیـست



گفـت : مـی بـایـد تــو را تــا خـانه قـاضی بـرم

گفـت : رو، صبـح آی، قاضی نیمه شب بیدار نیست

گفت: نزدیک است والی را سرای ، آن جا شـویم

گفـت : والــی از کـجـا در خـانــة خـمـار نـیـست؟

گفـت : تـا داروغه را گوییم ، در مسجد بـخـواب

گفـت: مسجــد خـوابـگاه مــردم بــدکــار نـیـست

گفـت : دینــاری بــده پـنهان و خود را وا رهان

گفت: کار شرع کار درهم و دینار نیست

گفـت : از بـهـر غـرامـت جـامه ات بــیــرون کنــم

گفت : پوسیده است جز نقشی ز پود و تار نیست

گفـت : آگه نـیـستــی کــز سـر در افـتـادت کـلاه

گفت : در سـر عقـل بـاید، بی کلاهی عار نیست

گفت : می بسیـار خوردی، زان چنین بیخود شدی

گفت : ای بـیـهوده گو، حرف کم و بسیار نیست

گفت : بــایـد حـد زنـد هشیـار مــردم مـسـت را

گفت : هوشیاری بیار اینجا کسی هشیار نیست



مرثیه عبدالله بن حسن (ع) :

ای عمو تا نالة هـل من معینـت را شنیـدم

از حـرم تـا قتـلگه با شور جانبازی دویـدم



آنچنان دل برد از من بانک هل من ناصر تو

کاستینـم را از دست عمه ام زینب کشیدم

فرصتی نیکو ز هل من ناصرت آمد بدستـم

تو کرم کردی که من در قلزم خون آرمیدم

جای تکبـیـر اذان ظـهر در آغـوش گرمـت

بـانگ مادر مادر زهرا در این صحرا شنیدم

گر چه طفلی کوچکم اما قبولم کن عمو جان

بـرسر دست تو من قربانی شش ماهه دیدم

کس نداند جز خدا کز غـصة مـظلومی تـو

بـا چه حالی از کنار خیمه در مقتل رسیدم

دست من افتاد از تن، گو سرم بر پایت افتد

سرچه باشد تیر عشقت را بجان خود خریدم

تا برون از خیمه گه رفتی دل من با تو آمد

تـو برفتن رو نهادی من ز ماندن دل بریدم

جای بابایم امام مجتبـی خـالی است اینجا

تـا ببینـد من بـه قربـانگاه تـو آخر شهیـدم

مبحث دوم :

مستزاد

نوع شعر است که در آخر هر مصراع آن یک جملة کوتاه، از نوع نثر مسجع بیفزاید که در
معنی و موضوع با آن مصراع مربوط است، اما از نظر وزن اصلی آن شعر متفاوت بوده و یک
قافیه مستقل هم دارد و گاهی با مصراع اصلی هم قافیه می شود و چون وزن این یک جمله
با وزن اصلی شعر نمی خواند و به اصطلاح زاید است ، این شعر را مستزاد گفته اند .

نمونة مستزاد از حاتف :

این نوع مستزاد ها را بیشتر برای دسته های زنجیر زنی می سرایند البته در سینه زنی
هم می شود استفاده کرد.

امشب به صحرا بی کفن جسم شهیدان است شام غریبان است

امشب نوای کودکان بر بام کیوان است شام غریبان است

امشب بر روی کشته ها در ناله مرغانند چون نی در افغانند

آل علی ویران نشین اندر بیابان است شام غریبان است

امشب سلیمان زمان در گوشة هامون غلطان به بحر خون

کی خاتم محبوب حق در خورد دیوان است شام غریبان است

امشب سر نعش حسین زینب عزادار است تا صبح بیدار است

به شعری که خواندیم دقت کنید، در پایان هر مصراع چه چیزی آمده است؟

به آخر هر مصراع کلمه یا کلماتی افزوده شده است . این نوع شعر را به سبب همین
بخشهای اضافی (مستزاد) گویند کلمه یا کلمه های اضافه شده معنی مصراع را کامل می
کنند این افزوده ها همه هموزنند و تاثیری در وزن مصراع بیش از خود ندارند.

تعریف مستزاد:

مستزاد شعری است که اگر به آخر مصراع آن کلمه یا کلماتی اضافه شود. افزوده ها معنی
مصراع ما قبل خود را تکمیل می کنند.

مثال( الف )

ای تشنــة دریا افتـاده به میـدان ای ساقی طفلان

از داغ تــو سوزد جگر عالم امکان ای ساقی طفلان

از بادة ایثار و وفا جان تو سرمست جامی به سر دست

جام دگرت خون جبین و لب عطشان ای ساقی طفلان

ای باعث دلگرمی خورشیـد ولایت جانها به فدایت

از داغ تو شد روز حسین شام غریبان ای ساقی طفلان

باور نتوان کرد که افتاده ای از پا بردار علم را

برخیز که داغ تو نباشد به دل آسان ای ساقی طفلان

صحرا و من و داغ تو و غریب زینب جان آمده بر لب

می سوزم از این غم که شدی کشته به میدان ای ساقی طفلان


مثال (ب)

ای برادر چه شود گر تو بیایی به برم به رهت منتظرم (2)

تا ببینی از این قوم چه آمد به سرم به رهت منتظرم (2)

خاک و خون پاک کن از لطف زچشم من زار ای به غم گشته دچار

تا بروی تو فتد بار دگر چشم ترم به رهت منتظرم

سر پرواز حرم دارم و از سنگ جفا قوم بی شرم و حیا

حیف و صد حیف شکستند ز کین بال و پرم برهت منتظرم

هر دو دستم ز بدن گشته جدا از ره کین ز یسار و ز یمین

زد عمود از ره بیداد لعینی به سرم برهت منتظرم

داده ام بلبل بستان تو را وعدة آب شدم از غصه کباب

مانده داغ غم او لاله صفت بر جگرم به رهت منتظرم


ج) مستزادی از ابن یمین:

با جمع بتان صحبت سنگین چه خوش آید

در کـاسة زر، بـادة رنگیـن چـه خوش آید

گر یار ز رخ، پــرده بــر انــداختــه بـاشـد

جان باختن از عاشق مسکین چه خوش آید

دیدن به جمالی که به است از گل صد برگ

بـا لاله و نسریـن و ریـاحین چه خوش آید

لعل لب دلدار ، شرابـی است فــرح بـخـش

بـیهوش از آن شربت شیرین چه خوش آید



مسمط



رمضان بهشت خدا شده ز گل جمال تو یا حسن

مه نیمه اختر کوچک و مه تو هلال تو یا حسن

یم علم و حکمت و معرفت نمی از کمال تو یا حسن

دل دشمنان تو را بروی نبوی حصال تو یا حسن

صفحات و متن کتاب حق رخ و خط و خال تو یا حسن

به خدا رسیده ز بندگی طیران بال تو یا حسن

* * *

تـو چـراغ بـزم وصـال حـق تـو بـهار خـلد مخـلدی

تو خدای حسن و ملاحتی تو یگانه عبد مؤیدی

تو به جسم ، جان کتاب حق تو به روح ، روح مجردی

تو کمال کل کمال ها تو جمال خالق سرمدی

تو علی تو فاطمه تـو حسن تـو حسین یا که محمدی

که عیان جلالت پنج تن بود از جلال تو یا حسن

* * *

نه عجب که فخر کند خدا ، به ملک ز شوق عبادتت

نه عجب که غنچه به صبحدم ، شکفد به عرض ارادتت

همه انبیاء شده معترف به جلال و مجد و سیادتت

ز طلوع صبح خجسته تر ، شب جان فزای ولادتت

من و لطف و جود و عطای تو ، که کرم بود همه عادتت

به عطا و حلم و کرم کسی ، نبود مثال تو یا حسن


شعری که خواندیم از سه بخش پدید آمده است و هر بخش قافیه ای مستقل دارد .

تمام مصراع های یک بخش به جز مصراع آخر هم قافیه است . شمار مصراع ها در هر بخش
یکی است و معمولا هر بخش سه تا شش مصراع دارد ، مصراع آخر تمام بند ها هم قافیه
است این گونه شعر را مسمط می نامند .

در مسمط هر بخش را یک رشته و مصراع آخر آن را بند گویند بند حلقة ارتباطی همة رشته
ها به یکدیگر است ، شمار رشته های مسمط نا معین و به اختیار شاعر است ، بنیان گذار
مسمط منوچهری دامغانی شاعر قرن پنجم است.

درون مایه مسمط مدح ، اشعار سیاسی ، ملی و میهنی است .


مسمط پنج مصراعی :


البته تعداد مصراع های مسمط هایی که سروده شده مختلف است . گاهی در هر بخش سه
مصراع آورده اند ، که به آن مسمط مثلث می گویند و گاهی چهار مصراع در هر بخش آورده
اند که مسمط مربع می گویند .

گاهی پنج مصراع ( مسمط مخمس ) . و تا شش مصراع و گاهی بیشتر نیز گفته اند .



تعریف مسمط :

شعری است که از رشته های گوناگون پدید می آید ، قافیة رشته ها متفاوت است و در هر
رشته تمام مصراع ها به جز مصراع آخر هم قافیه است . مصراع آخر هر رشته را بند
گویند ، این مصراع که در تمام رشته ها هم قافیه است ، حلقة ارتباط تمام رشته هاست
.
منابع ومآخذ در مداحی

. قرآن مجید

2. بحار الانوار جلد 20

3. بحار الانوار جلد 78

4. بحار الانوار جلد 44

5. حماسه حسینی جلد اول

6. میزان الحکمه جلد اول

7. کنزل العمال جلد اول

8. معانی الاخبار

9. کتاب کافی جلد دوم

10.مردان خدا

11.داستانهایی از علی (ع)

12.سیمای فرزانگان

13. ترجمه ارشاد مفیدجلد دوم

14. منتهی الامال جلد اول

15. مقتل ابی مخنف

16. غزلیات حافظ

17. ره توشه راهیان

18. 72 مجلس در عزای مظلوم

19. یک هزار حدیث

20.اصول مداحی (محمد روپیکر)

21. اصول مداحی(ابوالفضل هادی منش)

22.ره توشه اهل منبر

23. سوگنامه ابا عبد الله (ع)

24. داستانهایی از نماز


دهه اول ماه محرم :

شب نخست : مسلم بن عقيل عليه السّلام

شب دوم : ورود به كربلا.

شب سوم : حضرت رقيه عليهاالسّلام .

شب چهارم : دوطفلان زينب / حر/ دو طفلان مسلم عليه السّلام

شب پنجم : عبدالله بن حسن عليه السّلام

شب ششم : قاسم بن الحسن عليه السّلام

شب هفتم : على اصغرعليه السّلام

شب هشتم : على اكبرعليه السّلام

شب نهم : حضرت عباس عليه السّلام

شب دهم : شب عاشورا/ وداع امام حسين عليه السّلام

شب يازدهم : شام غريبان .

شبهاى فاطميه :

شب اول : آتش زدن / در و ديوار.

شب دوم : كوچه بنى هاشم .

شب سوم : بستر.

شب چهارم : شهادت .

شب پنجم : شام غريبان / حضرت عباس عليه السّلام .

ماه رمضان :

شب اول : ضربت خوردن .

شب دوم : بستر.

شب سوم : شهادت .

 د) نكات پايانى

در پايان اين بخش نيز به تذكر برخى نكات قابل توجه در ارتقاء سطح معنوى مجلس براى
بهتر شدن آن مى پردازيم .

در خواندن شعر بايد سعى شود، ابيات با شيوه اى بسيار عاطفى و آرام و لطيف خوانده
شود، همچنين ابيات مدح ائمه عليهم السّلام را محكم و حماسى ، ابيات تواضع در برابر
آنها را متواضعانه ، ابيات اقتدار آنها را مقتدرانه ، و ابيات مصيبت را محزون (تا
آنجا كه مجلس اجازه مى دهد) خواند.

سلامى كه در ابتداى مجلس داده مى شود نبايد به صورت عربى خوانده شود بلكه اگر با
لحن فارسى باشد، بهتر است همچنين اگر بيتى عربى را خواستيم بخوانيم بهتر است با
لحن عربى خوانده نشود. مگر آنكه مانند يك قارى توانا با تجويد و تمامى دستگاه هاى
عربى آشنا باشيم و بتوانيم زيبائى هاى سبك عربى را در آن بيت پياده نمائيم .

بايد سعى شود صدا داخل بينى نرود و از حلق بيرون آيد زيرا باعث محزون شدن صدا مى
گردد و صدا حالت خفگى به خود مى گيرد. صدا بايد مستقيم از حلق بيرون آيد.

مداح بايد به خود چهره بشاش بگيرد و اشعار را با لبخند بخواند نه با صورتى درهم و
جدى .

سعى كنيد اشعارى را كه مى خوانيد بريده بريده و متنوع نباشد بلكه يك شعر خوب
انتخاب كرده و تا آخر آن را بخوانيد نه اينكه از هر شعرى يكى دو بيت خوانده و سراغ
شعر بعدى برويم . اين كار سبب افت مجلس مى گردد زيرا مستمعين فكر مى كنند كه ما به
اندازه كافى شعر نداريم و با سرهم بندى اين اشعار مى خواهيم وقت مجلس را پر كنيم .

نكته بسيار مهم در مولودى خوانى اين است كه اگر چند نفر قرار است بخوانند، نفر اول
به هيچ وجه نبايد روضه بخواند. حتى اشاره هم به روضه ننمايد. و نيز نفر اول اگر
شعرش داراى اشعار روضه هست ، بايد آن را حذف نمايد تا مجلس ظرفيت براى پذيرش ‍
مداحان بعدى را از دست ندهد. اين مسئله در نفرات دوم ، سوم و... ضعيف تر مى شود تا
به نفر آخر برسد كه جاى روضه خواندن و توسل پيدا كردن همانجاست .

در اثناى شعرخوانى نبايد زياد صحبت كرد زيرا حوصله مستمع سر مى رود. بايد بيشتر به
شعر پرداخت تا صحبت كردن . اما بيان يكى دو نكته و گريز زدن به مسائل اخلاقى و
اجتماعى آن هم بسيار كوتاه اشكالى ندارد.

شروع مولودى خوانى ، نقش مهمى در حال مجلس دارد. مداح نبايد شروع مولودى را بسيار
پرتحرير آغاز كند و هر چه هنر دارد، همان اول كار پياده نمايد. بلكه بايد مولودى
خوانى را از ساده به پرتحرير اجرا كند.

شعر مولودى داراى دو قسم است ؛ حكايتى و مخاطبى . قسم حكايتى آن داراى دو حالت
خبرى و داستانى مى باشد. شعر حكايتى خبرى شعرى است كه از وقايع و رويدادهاى تاريخى
جريان حكايت مى كند كه چه اتفاقى در فلان تاريخ روى داد. اما شعر حكايتى داستانى ،
خودِ داستان است و قصه را به صورت يك نمايشنامه كامل ، از اول تا آخر نقل مى كند
كه معمولاً مثنوى مى باشد.

شعر مخاطبى شعرى است كه در آن نوعى خطاب از ما به امام و از امام به ما وجود دارد،
مانند: على اى هماى رحمت تو چه آيتى خدا را...

حال نكته در اينجاست كه شعر مخاطبى را بايد آرام و موزون خواند. اما در قسمت شعر
حكايتى خبرى ، مى توان هم آن را بالا شروع كرد و هم پائين . اين موضوع بستگى به
مطلع و آغاز شعر دارد. اگر مقدمه داشت ، به تناسب مقدمه بودن مى توان آن را پائين
خواند و اگر نداشت ، آن را بالا شروع كرد، اما چون بالا شروع كردن شعر آن هم در
ابتداى مجلس ، جالب نيست ، و احتياج به مقدمه اى از نظر رعايت پرده هاى صوتى و
مقدمه اى از نظر شروع كلام دارد، مى توان از چند رباعى ، قبل از آن استفاده نمود و
آغاز شعر اصلى را بر اوج صداى خود گذاشت و با اين كار مى توان هر دو غرض را به جا
آورد.

در قسم شعر حكايتى داستانى بايد شعر را سريع و با تحرير كم شروع كرد. نبايد بين
ابيات آن فاصله بيافتد و از تكرار كردن ابيات شعر، بايد دورى نمود، زيرا در اين
گونه اشعار، مستمع جوياى دنبال كردن داستان است و نبايد با تكرار كردن و يا تحرير
زدن بيش از حد، رشته داستان را از دست او خارج نمائيم و او را بى حوصله نموده و از
اصل داستان غافل كنيم .

مولودى را حتى المقدور بايد ايستاده خواند تا تسلط بر مستمعين داشت .

يكى ديگر از نكات مهم در هر نوع مجلسى ، بررسى كيفيت صداى بلندگو و تنظيم آن قبل
از شروع است . همان اول اگر مداح ديد صداى بلندگو كم ، زياد و يا تكرار آن زياد است
، بايد تذكر بدهد و بعد از تنظيم صدا، خواندن را شروع كند.

از نكات پايانى مولودى خوانى وضعيّت تريبون است . اگر ميكروفون پايه دارد نبايد
جلوى صورت مداح قرار بگيرد، طورى كه چشم هاى مداح پيدا نباشد و همچنين نبايد جلوى
قسمت زيادى از صورت مداح را بگيرد زيرا مستمع ميل دارد كه به صورت مداح نگاه كند،
و اگر موفق نشود تمركز او به هم مى خورد. ميكروفون نبايد زياد به دهان نزديك باشد
تا صداى حقيقى وارد ميكروفون شود و با دور كردن ميكروفون از دهان سعى در مفهوم شدن
صداى خود داشته باشد. همچنين در موقع تنظيم پايه ميكروفون بهتر است ، ابتدا آن را
خاموش كنيم سپس آن را تنظيم نمائيم و تمركز مستمع را با سروصداى ميكروفون بر هم
نزنيم . اگر به ميكروفون با پايه ، عادت نداريم ولى ديديم كه با صرف وقت ،
ميكروفون و پايه را براى مان آماده كردند، اگر همان طور با پايه بخوانيم ، بهتر
است از اينكه بعد از صرف مدتى تنظيم كردن ، ميكروفون را از پايه در آورده و در دست
بگيريم . حال اگر ميكروفون پايه نداشت و ما آن را در دست گرفتيم نبايد طورى آن را
بگيريم كه جلب توجه كند مثلاً ميكروفون دو دستى بگيريم و يا آن را مرتب از جلوى
دهان كنار ببريم و دوباره جلوى دهان بگيريم . بايد آن را طورى در دست گرفت كه جلب
توجه نكند و اين طور وانمود كنيم كه به ميكروفون توجهى نداريم .

عوامل مؤ ثر در معنويت و آمادگى مجلس

چون مداح اهل بيت عليهم السّلام با معنويت سروكار دارد چه مجلس دعا باشد و چه
عزادارى و چه مولودى ، بايد عواملى كه در معنويت مجلس تاءثيرگذار است را بشناسد و
از عواملى كه با آن منافات دارد، دورى گزيند. بعضى از اشخاص ، خود داراى روح هاى
بلند و معنويى هستند كه به طور مستقيم مى توانند روى مجلس اثر مثبت گذارند و باعث
ارتقاء سطح روحانى مجلس شوند كه البته به آسانى ميسر نمى شود و ((كار مردان
خداست ))، اما در بعضى زمينه ها مى توان كار كرد و با رعايت بعضى از مسائل
، موفق تر عمل نمود و باعث آمادگى بيش از پيش مستمعين و شركت كنندگان در مجلس شد.

حال عواملى كه بر معنويت مجلس اثر مى گذارند را بر مى شماريم :

الف ) موقعيت زمانى

يعنى اينكه زمان برپائى مجلس جه شبى است ؛ شب شهادت است يا مثلاً جلسه هفتگى است .
خود اين مسئله باعث تاءثيرى بسزا در حال و هوال مجلس بوده و بُعد روحانى آن را
تقويت مى نمايد. مسلماً روضه قتلگاه خواندن در روز عاشورا تاءثير غير قابل مقايسه
اى با خواندن همان روضه در هيئت هفتگى دارد، اگر چه كلمات و اشعار تغيير نكرده اند
اما به لحاظ موقعيت زمانى ، مجلس دگرگون مى شود.

قسم دوم مربوط به اين است كه مجلس اول شب باشد و يا آخر شب و يا مثلاً روز هنگام
ظهر و يا صبح باشد. يعنى تشكيل مجلس چه موقعيت زمانى در روز باشد. زيرا حالت كسالت
و خمودگى و يا نشاط مستمع باعث تاءثير بر آمادگى مجلس شده و سبب مى شود كه مجلس
نيز همان حالت را به خود بگيرد.

قسم سوم اين بحث آن است كه خواندن شما در چه موقعيت زمانى از مجلس قرار داشته باشد
كه آيا نفر اول يا دوم يا آخر هستيد كه مى خوانيد. چه بسا در هر مقطع از مجلس ،
آمادگى و معنويت آن تفاوت مى كند و خستگى ها و كسالت ها باعث عدم آمادگى و پايين
آمدن سطح معنوى مجلس و همكارى كمتر مستمع مى گردد.

ب ) موقعيت مكانى

يعنى محلى كه مجلس در آن منعقد است چگونه محلّى است ؛ مسجد، حسينيه ، حرم اهل بيت
عليهم السّلام فضاى باز، فضاى بسته ، داخل ماشين و... .

قسم اول اين است كه مكان مورد نظر خود جنبه روحانى و معنوى داشته باشد مثل حرم اهل
بيت عليهم السّلام يا گلزار شهداء كه اين خود باعث سوق دادن مجلس و مستمعين مى
گردد.

قسم دوم اينكه مجلس در محيطى آرام باشد و يا در محلى شلوغ و پر رفت و آمد. يا چيزى
در محل باشد كه باعث بر هم خوردن توجه مستمع براى استفاده از مداح مى شود كه باز
موجب پائين آمدن سطح معنوى مجلس مى گردد. چرا كه تا وقتى كاملاً حواس ها جمع
نباشد، نبايد وارد روضه شد و به طور كلى مداح ، بايد روى مستمع خود اشراف داشته
باشد و چيزى توجه او را به هم نزند.

قسم سوم بزرگى يا كوچكى مكان و يا باز بودن و بسته بودن محيط است كه خود بى تاءثير
نيست . اگر مستمع صداى مداح را خوب دريافت نكند و يا مثلاً صداى بلندگو به دليل
بسته بودن محيط، بد باشد، موجب بى حوصلگى مستمع و در نهايت گوش ‍ ندادن او شده و
كم كم و به همه سرايت مى كند و از معنويت مجلس تا حد بسيار زيادى كاسته مى شود.

ج ) ساير عوامل

خود مستمع در چه سطحى از معنويات قرار دارد و يا اصلاً از چه قشرى از جامعه است ؟
طلبه است ، فرهنگى است ، كارگر است و... زيرا بينش افراد نسبت به مجالس ‍ اهل بيت
عليهم السّلام و كلاً ارزش دادن آنها به معنويات تفاوت مى كند. بالطبع معنويت
مستمع در آمادگى مجلس و بالا بردن سطح آن بسيار تاءثير دارد.

مداح در چه سطحى از معنويت قرار دارد؟ چرا كه تاءثير ابعاد روحى او نيز در مجلس
نيز شايان ذكر است . حتى اگر در آن روز يك گناه از او سر زده باشد، در معنويت مجلس
‍ شب او تاءثير خواهد داشت . او بايد مراقبت هايى از قبيل معاشرت با انسان هاى
وارسته ، با وضو بودن در مجلس ، پرخورى نكردن قبل از مجلس ، نرفتن به محل هائى كه
در شاءن او نيست و... در مجلس دارى و موفقيت خود بكوشد.

عنصر بعدى تقدم و تاءخر به مداحى است كه استادتر از اوست . اگر قبل از او مداحى
خوانده باشد كه تبحّر بيشترى در اين زمينه داشته ، مطمئناً باعث پايين آمدن سطح
مجلس ‍ او خواهد شد و مستمع زياد توجه به مجلس او، از خود نشان نمى دهد. به همين
دليل بايد هر كس مبتدى تر است اول بخواند.

اگر قبل از شما روحانى مجلس ، بحث عقلى و سنگينى را ارائه داده باشد، مستمع تا چند
دقيقه اى ، مستمع شما نيست و خستگى روحى او باعث افت توجه ها در مجلس ‍ مى گردد به
همين دليل بهتر است روحانيون گرامى در شب هاى شهادت كه افراد بيشتر براى عزادارى
به مجلس مى آيند، از انتخاب مباحث سنگين و طولانى اجتناب ورزند تا حال ((شب
شهادتى )) مجلس ، از مداح و مستمع گرفته نشود.

يكنواخت خوانى يكى ديگر عوامل پائين آمدن سطح مجلس است كه بايد به شدت از آن دورى
كرد زيرا همان طورى كه گفته شد مداح با روح مستمع كار دارد و براى پيشبرد مجلس ،
نبايد مستمع را در تنگناى گوش دادن به صداى يكنواخت قرار دهد، در غير اين صورت
نبايد كسى را جز خود، مقصر در اين مسئله بداند. ما بايد با لطافت مجلس ‍ خود را
جلو ببريم و از داد زدن هاى بى مورد و خُرد كردن اعصاب مستمع بپرهيزيم . چون اگر
روح مستمع پذيرش نداشته باشد، ما نمى توانيم كارى از پيش ببريم . در اين حالت بايد
مجلس را كوتاه ، و يا خاتمه دهيم . به قول استاد ما:

((اين وحى مُنزل نيست كه اگر پنجاه بيت شعر با خودت آورده اى و يا حفظ كرده
اى همه آن را براى مستمع بخوانى )).

بايد از رفت و آمدها، حركت چشم و سر مستمع ، جمع بودن حواس و يا عدم تمركز مستمع
را فهميد. اگر ديديد توجه ندارد و خسته است ، مختصر خواندن بهترين راه بلكه تنها
راه موجود است .

در ابتداى مجلس ، مداح با گرفتن ذكر صلوات ، خواندن دعاى فرج و... فضاى مجلس را
روحانى كند و معنويت مجلس را افزايش دهد كه رعايت اين اصول باعث حفظ آمادگى مجلس
مى شود و هميشه به خاطر داشته باشيم كه هيچ مؤ لفه اى بهتر و نتيجه بخش تر از
اينكه مداح روى خود كار كرده باشد نيست . بايد اول از خودمان شروع كنيم .

فنون مداحى

همان طورى كه مى دانيد هر هنرى ، فنون مخصوص خود را داراست كه باعث قوام آن هنر
شده و فراگيرى آن و بر كيفيت و پيشرفت آن كار مى افزايد. در هنر ستايشگرى و مديحه
سرايى اهل بيت عليهم السّلام نيز فنون و قواعدى وجود دارد كه شخص مداح پس از گذشت
سال ها تجربه ، ديدن استاد، و اداره مجالس گوناگون به آنها دستيابى پيدا مى كند. نكته
مهمى كه در فنون مداحى وجود دارد اين است كه بيان اين فنون صرفاً جنبه استحسان
دارد و اگر در همان مرحله تئورى باقى بماند، هيچ گونه كارآئى و بهره اى نخواهد
داشت و يادگيرى تئوريكى در اين فنون نمى تواند مشكل گشا باشد. صرف اطلاع از فنون
دردى را دوا نخواهد كرد چه بسا خيلى ها هم با اين فنون آشنائى دارند ولى قادر به
پياده كردن آن نمى باشند و نحوه به كار بستن آن را در اثر كم تجربگى نمى دانند. پس
حتماً بايد اين قواعد به كار بسته شوند تا بعد از گذشت مدتى نتيجه بخش واقع گردند.
در اينجا به بيان و معرفى اين فنون كه حاصل تجربه و زحمت اساتيد بزرگوار در ((مجالس
اهل بيتى عليهم السّلام است مى پردازيم و اميدواريم كه با يادگيرى و به كار بستن
آنها در رديف مداحان خوب و مجرب در امر ستايشگرى اهل بيت عليهم السّلام قرار
گيريد. ان شاء الله .

الف ) شناختن صداى خود

از جمله مسائل مهم و دقيق در هر نوع خوانندگى ، اين است كه خواننده با صداى خود
آشنائى كامل را داشته باشد و با اطمينان بخواند زيرا عدم آن يا باعث استفاده
ناصحيح حنجره مى شود كه منجر به جواب ندادن حنجره در پرده مورد نظر شده و يا موجب
عدم استفاده از قابليتها و استعدادهاى آن مى گردد. هميشه بايد توجه داشت كه نبايد
با آخرين توان حنجره خواند زيرا امكان جواب دادن حنجره در آن پرده بسيار كم است .
به قول استاد ما:

((اگر پنج پله مى توانى از صدايت استفاده كنى هيچ وقت از پله پنجم استفاده
نكن و چهار پله ، بالاتر نرو! اما اگر مطمئنى كه جواب مى دهد آنگاه مى توانى از
پله پنجم هم استفاده كنى )).

البته اين آشنائى با تمرين زياد حاصل مى شود. مداح بايد شش دانگ صداى خود را قبلاً
امتحان كرده و بر آن تسلط داشته باشد و از آن صحيح و بجا استفاده نمايد.

ب ) مستمع شناسى

لازم است كه مداح قبل از ورود به مجلس ، اجمالاً مستمع خود را بشناسد و بداند كه
از چه قشرى است و در چه سطح معنوى قرار دارد تا راحت تر بتواند با او رابطه برقرار
كند نه اينكه از يك در بيايد و از در ديگر بيرون رود. شناخت مستمع از لوازم مهم
كار مداحى است . بهتر است قبل از ورود به مجلس اطلاعاتى در اين زمينه و همچنين در
زمينه وضعيت جلسه كه ؛ كسى خوانده يا نه ، موضوع سخنرانى چه بوده ، مداح قبلى
بيشتر روضه خوانده و يا بيشتر شعر خوانده و اين گونه مسائل كه در راستاى انجام
وظيفه بهتر اوست اطلاع يابد.

ج ) مجلس شناسى

يكى ديگر از لوازم كارآمد مداحى ، آشنائى با مجلس است . بايد شاءن مستمعين ، خود و
اهل بيت عليهم السّلام را هميشه نگه دارد و در انتخاب اشعار، نوحه و يا سرود دقت
نمايد كه همسان با مجلس پيش رود. مداحى كه مهمان است و با مجلس آشنائى ندارد بايد
خيلى محتاط عمل كند به طورى كه نه بار معنوى مجلس كم شود و نه همان طورى كه در
مجلس خودش مى خوانده در اينجا بخواند. او قبل از خواندن بايد بداند كه مجلس به چه
مناسبت تشكيل شده ، انگيزه تشكيل آن چه بوده ؛ آيا مثلاً نذر بوده ، براى شفاى
مريض و يا حاجتى بوده و يا به مناسبت هاى ويژه برگزار شده است .

د) وقت شناسى

ذاكر اهل بيت عليهم السّلام بايد حتماً انسان خوش قول در وفاى به عهد باشد كه يكى
از رموز موفقيت مداح و پيشرفت او و برخوردارى از جايگاه ويژه در بين مردم مى باشد.
اولاً مداح بايد سر همان موعد مقرر، خود را به مجلس برساند. زيرا بعضى وقت ها عدم
وفاى به عهد موجب سرشكستگى بانى مجلس پيش مردم مى گردد. به خصوص در مجالس رسمى و
مراسمى كه به مناسبت درگذشت و يا سالگرد شهادت و... برگزار مى گردد كه بدقولى در
اين مجالس اثر بسيار نامطلوبى در مردم دارد و سبب تنزّل مقام و منزلت مداح در
انظار مردم مى شود. ثانياً مداح بايد برنامه خود را در همان مدت زمان تعيين شده ،
ارائه دهد حتى اگر آمادگى بر اجراى چند برابر آن را هم داشته باشد، بايد سر وقت
تعيين شده ، مجلس را به اتمام برساند. نبايد آن قدر برنامه را طولانى كند كه مجبور
شوند به او تذكر بدهند چرا كه اين ، يك نوع كسر شاءن و شكست براى مداح اهل بيت
عليهم السّلام قلمداد مى شود. و كلاً هميشه بايد از مؤ لفه كم خواندن براى ((نمكين
شدن )) مجلس خود استفاده كند و قبل از خسته شدن مستمع ، مجلس را پايان داده
و همه توان مستمع را در مجلس نشينى از او نگيرد. هيچ اشكالى ندارد كه قبل از
خواندن ، مدت اجراى برنامه خود را از بانى برنامه سؤ ال كند. اين كار شكست محسوب
نمى شود بلكه ميل به بيش از حد خواندن ، براى يك ذاكر شكست است .

ه‍) جلوگيرى از اضطراب

چه بسا امكان دارد مداحى با بزرگتر شدن مجلس و يا تغيير مستمعين ، از خواندن در آن
مجلس بترسد و حريم بگيرد. اين ترس نبايد موجب عدم انجام وظيفه او بشود بلكه اينجا
با اجراى فنى بجا و مثمر ثمر، مى تواند در همان مجلس بخواند. آن فن از اين قرار مى
باشد كه اگر مجلس مولودى و جشن بود، ابتدا با بيان چند جمله خودمانى و ساده ، اين
حريم را از بين ببرد و با مستمع ايجاد ارتباط محبتى نمايد و از اين ايجاد رابطه ،
براى ارائه دادن بهتر مجلس استفاده نمايد چرا كه مداح نبايد با مستمع اش احساس ‍
بيگانگى نمايد تا بتواند بهره لازم و كافى را به او برساند. اگر هم با او بيگانه
است بايد به ترسيم شخصيتى آشنا از مستمع در ذهن خود پرداخته و به طور ذهنى او را دوست
و آشناى خود بپندارد، بالاخص در مجالس دعا و زيارات . زيرا با دل مستمع كار دارد و
بايد او را دوست خود تلقى كند تا بتواند خود يا او را مورد خطاب قرار دهد.

حال اگر در مجلس عزادارى بود، مى تواند از فن خواندن دعاى فرج امام زمان (عج ) به
طور ساده و بدون لحن استفاده كند. اگر در اين وضعيت با لحن چيزى بخواند، لرزش ‍ در
صداى او به خوبى آشكار شده و مستمع به خيال اينكه او ناشى است و نمى تواند خوب
بخواند، به او گوش نمى دهد و مجلس افت مى كند. گذشته از آن ، خواندن در اين حالت
باعث گرفتگى در صداى مداح نيز مى شود كه تا آخر مجلس هم باز نخواهد شد. امكان دارد
شما استادى لازم را هم در زمينه مداحى داشته باشيد اما از خواندن در مجلسى كه عالم
و يا مداح مجرب و يا مثلاً مقام معظم رهبرى حضور دارند هراس داشته باشيد. وجود اين
مسئله امرى طبيعى و عادى مى باشد و نشانه بى تجربگى شما نيست و براى بعضى از
بزرگان نيز پيش مى آيد. اين ترس امكان دارد حتى از روى ادب و تواضع شما نسبت به
بزرگان و يا خجالت كشيدن از آنها باشد كه چيز مذمومى نمى باشد.

اين تذكر لازم است كه اين ترس فقط در بدو مواجه شدن با مجلس است و پس از اجراى چند
دقيقه برنامه ، از بين خواهد رفت و صحيح نيست كه مداح به خاطر يك اضطراب چند دقيقه
اى ، از انجام وظيفه انصراف دهد.

و) پرورش دادن روضه

يكى از فنون حائز اهميت در روضه خوانى ، پرورش دادن آن است . يعنى مداح تا روضه
خوب براى مستمع جا نيافتاده ، سراغ كار ديگرى نرود و خوب آن را به مستمع تفهيم كند
يا اينكه با پر و بال دادن روضه ، آن را براى مستمع ، جذاب تر نمايد و مجلس را با
مستمع پيش برد. كه اين مستلزم رعايت نكاتى است .

فن مقدمه چينى :

اول اينكه سعى كند هر مطلبى را كه مى خواهد بيان كند، ابتدا زمينه پذيرش آن را در
مستمع فراهم آورد، يعنى با مقدمه چينى صحيح مستمع را منتظر بيان مطلب اصلى بگذارد
و او را تشنه شنيدن آن مطلب نمايد تا مطلب در جان او جاى گيرد و با آن به خوبى حال
معنوى و سوز پيدا نمايد. به اين ترتيب كه ، با گفتن جملاتى به صورت مقدمه ، به
تحريك عواطف او پرداخته و عطش او را بيتشر نمايد و همچنين بر اهميت بيان مطلب نيز
بيافزايد. اين كار را حتى در مورد مطالبى كه تكرارى هم هستند و مستمع به كرّات آن
را شنيده است نيز مى توان انجام داد. زيرا حتماً نبايد مطلب جديدى گفته شود تا
مستمع را به گريه در آورد. گفتن مطالب تكرارى در روضه هائى كه حتى بسيار معروف هم
هستند، بايد مقدمه چينى داشته باشند مثلاً همه ما مى دانيم كه حضرت اباعبدالله
الحسين عليه السّلام را چگونه به شهادت رساندند، اما اگر در همان ابتداى مجلس به
بيان اين مطلب بپردازيم ، در كسى تاءثير شايانى نخواهد گذاشت و اشك او جارى نخواهد
شد، مگر اينكه مجلس از ويژگى هاى شب عاشورائى برخوردار باشد و يا مستمع ، خود
داراى ارتباطى قوى باشد. در هر حال ما بايد وظيفه خود را انجام دهيم و با بيان
مطالبى در حاشيه روضه ، دقت مستمع را بيشتر كنيم .

حريص بودن به شعر:

اصولاً بايد در ارائه شعر و روضه ، حريص بود و آن را كم كم با بالا رفتن پذيرش
مستمع ، ارائه كرد و شعر را آرام آرام خواند و به مستمع اجازه هضم هر بيت و هر
كلمه را داد. اگر مستمع ما هيئتى نيست بايد هر بيت را با جملاتى تفسير كرده و خوب
براى او جا انداخت اگر چه انتخاب شعر سبك تر در اين گونه مجالس بهتر است اما همان
شعر سبك را نيز نبايد سريع خواند بلكه بايد با وقف هاى بجا و فاصله انداختن بين
ابيات ، اجازه تفكر در مطالب به او داده شود كه اين خود يكى ديگر از فنون روضه
خوانى است . بايد با دقت در خواندن اساتيد به اين مسئله پى برد كه چه وقت بايد
خواند؟ چه وقت بايد سكوت كرد؟ كى بايد تحرير زد؟ كى بايد ساده خواند؟ كى سريع رد
شد؟ و كجا تكرار كرد؟ يكى از بزرگترين اساتيد مداحى تهران در اين مورد مى گويد:

((در قرآن وقف جاى مشخصى دارد و در مداحى نيز همين طور است البته نه به
سختى قرآن ، چون در قرآن حتماً بايد وقف كرد اما در مداحى ، كار راحت تر است )).

به عنوان نمونه يكى از جاهائى كه بايد شعر، تند خوانده شود اين است كه وقتى بيتى ،
يكى دوبار با تحرير خوانده شد و در اثناى آن فاصله انداختيم مثلاً بين آن روضه
خوانديم چون مستمع از اين بيت شعر، فيض خود را برده است ، ديگر خواندن آن با تحرير،
درست نيست و موجب تاءثير نامطلوب در توجه او به ابيات بعدى مى شود. در واقع اين يك
حالتى پايدار در مستمع است كه ميل دارد چيزى را نه پرورش داده نشده قبول كند و نه
خسته كننده و ملال آور. كه تشخيص آن هم با شخص مداح است . اگر مستمع يك كلمه از
شعر را هم خوب نفهمد و يا مقصود مداح را از آن متوجه نشود، نمى تواند بهره لازم را
از آن شعر ببرد.

فن ديگرى كه در اينجا مفيد مى باشد اين است كه اگر مداح مى بيند حواس مستمع جمع
نيست نبايد شعر يا روضه را ادامه دهد بلكه با گفتن بعضى جملات مناسب و همچنين
استفاده از بعضى زمزمه ها، مستمع را وادار به توجه سازد و حواس او را متمركز خود و
حرف هاى خود نمايد.

خواندن بعد از تمركز:

فن ديگر در جمع كردن حواس مستمع ، جائى است كه در مجلس رفت و آمد وجود دارد و حواس
ها جمع نيست . راه آن در اين حالت فقط صحبت كردن مداح است . اگر در اينجا به خواندن
بپردازد مجلس او تا اندازه زيادى افت خواهد كرد. اين حالت معمولاً بعد از سخنرانى
روحانى و يا تمام شدن روضه و آماده شدن براى سينه زنى رخ مى دهد كه بعضى در حال
بلند شدن و راه رفتن در مجلس هستند. مداح به هيچ وجه نبايد در اين مقطع چيزى
بخواند زيرا اگر بخواند مجبور است بارها شعر يا نوحه خود را تكرار كند. بايد با
صحبت كردن و يا خواندن دعاى فرج (براى وقتى كه سخنرانى تمام شده است ) مدتى فرصت
به مستمع بدهد تا اگر مى خواهد بيرون برود، رفته و اگر مى خواهد مهياى سينه زنى
بشود، جاى خود را پيدا نموده و بنشيند.

فن زمزمه :

براى تمركز بيشتر مستمع بر مطالب و اداره بهتر مجلس ، مداح بايد مستمع خود را در
حال گريه ، دعوت به زبان گرفتن و جواب دادن به زمزمه ها كند زيرا وقتى مستمع خود
را در مجلس سهيم ببيند و مداح هم اين فرصت را به او بدهد كه زبان بگيرد، تمركز او
بيشتر خواهد شد و وقتى اثر زبان گرفتن و تاءثير صداى خود را برديگران مى بيند،
ناله خود را آزاد كرده و به مجلس سوز مى بخشد.

فن اجتناب از صراحت سخن :

بعضى وقت ها مداح شعرى را مى خواند كه در ابتدا براى مستمع پيچيدگى دارد و نمى
داند كه اين شعر زبان حال چه كسى است و يا شرح حال چه كسى را مى دهد. فنى كه در
اينجا وجود دارد اين است كه به جاى عنوان بندى و معرفى كردن شعر كه مثلاً: ((زبان
حال حضرت زينب عليهاالسّلام را براى شما مى خوانم )) از گفتن كلمات و
جملاتى كه اشاره صريح ندارد، استفاده كند مثلاً مجلس را با شعرى مانند اين شعر
شروع كرده : ((خواندم اگر عزيزِ تو را چون برادرم )) اما مخاطب شعر
مشخص نيست كه چه كسى است ، اينجا لازم نيست بگويد: ((اين حرف را حضرت عباس
عليهاالسّلام دارد به حضرت زهراعليهاالسّلام مى گويد))، بلكه با گفتن يك
كلمه ؛ ((مادر!)) مشخص مى شود كه مخاطب كيست . اين باعث جالب تر شدن
شعر شده و مستمع هم در شعر بيشتر تفكر مى نمايد.

((دشتى )):

هرگاه در اثناى روضه ، مجلس را به او واگذار كردند بهتر است به جاى شروع كردن از
پرده پائين كه موجب كسالت شده و يا استفاده از پرده بالا كه توانائى آن در اول
كار، وجود ندارد، از خواندن چند بيتى به سبك ((دشتى )) مدد گيرد كه
بسيار مناسب تر است . خوبى اين سبك اين است كه مناسب همه جاى مجلس مى باشد و
خواندن آن نيز احتياج به مؤ ونه زيادى ندارد و مداح مى تواند به آسانى و بدون فشار
آوردن به خود آن را اجرا نمايد. تجربه نشان داده كه اين گونه تحويل گرفتن مجلس
بسيار بهتر از دو نمونه اول كه ذكر شد (پائين شروع كردن و يا در پرده مداح قبلى
آغاز كردن ) مى باشد.

ز) بيان مطالب و اشعار

بيان كردن مطالب و خواندن اشعار نيز احتياج به تبحر و استادى خاص خود دارد. يعنى
كدام شعر يا كدام روضه را ابتدا بخوانيم تا تاءثير بيشترى داشته باشد. نامرتب
خواندن اشعار و مراثى به افت مجلس خواهد انجاميد. رعايت ترتيب در خواندن از فنون
عالى مداحى به شمار مى رود كه پياده كردن آن مستوجب تاءثير عميق مطالب عنوان شده
بر مجلس خواهد شد.

سير ابيات :

اولين فنى كه در شعرخوانى وجود دارد، دسته بندى ابيات شعر از لطيف و سطحى به عميق
و سوزناك است . يك مداح خوب ، اشعار سطحى تر را در ابتداى برنامه خود قرار مى دهد
و بار گريه را بر روى اشعارى كه عميق تر و سوزناك ترند، قرار مى دهد. در غير اين
صورت اشعار سوزناك را قبل از آمادگى مستمع خوانده و هدررفته و اشعار سطحى را بعد
از آمادگى او در معرض گفتار قرار داده است كه مستمع با هيچ يك از اين دو حالت ،
حال پيدا نمى كند. لذا بايد مجلس را تا قبل از آماده شدن مستمع از اشعار سطحى كه
فهم آن ها برايش ‍ آسان تر است ، پر كرد و شعر سوزناك را به محض آماده شدن برايش
خواند.

 

مولودى خوانى

همان گونه كه در احاديث به ما رسيده است ، شيعيان واقعى كسانى هستند كه با شادى و
سرور اهل بيت عليهم السّلام شاد و در غم و اندوه آنها محزون هستند. برپائى مجالس ‍
جشن و سرورى كه شب ميلاد حضرات معصومين عليهم السّلام برپا داشته مى شود، نمونه
بارزى از شاد بودن در شادى آنهاست و اگر خلوص نيت در آن دخيل باشد، مورد رضايت و
تاءييد وجود مقدس شان قرار مى گردد. چه بسا خيلى از حوائج و احتياجات در اين گونه
مجالس داده مى شود و بعضى سعى دارند، حاجت خود را در شب شادى و شعف اهل بيت عليهم
السّلام دريافت دارند و بسيارى چشم اميدشان به مجالس شب ولادتى است .

در اين بخش به بررسى ويژگى و نكات لازم به تذكر در مورد مجالس مولودى ، اعم از
اعياد مذهبى و ميلاد ائمه اطهارعليهم السّلام مى پردازيم ، تا در پربارتر شدن آن
سهمى داشته باشيم .

الف ) شعر

اولين توصيه به عزيزانى كه مى خواهند مجلس جشن و ميلاد را اداره نمايند، انتخاب
شعر مناسب مى باشد. همان گونه كه گفته شد شعر از مهم ترين ابزار مداحى است كه
جايگاه ويژه اى دارد و بايد در انتخاب شعر مناسب بسيار كوشيد. از خصوصيات شعر خوب
و مناسب ، قوى بودن شعر و مايه دار بودن شعر از لحاظ ادبى است . شعر قوى به مداح
آبرو مى دهد و باعث بهبود مجلس او مى گردد اما اگر مداح شعر خوبى انتخاب نكند، هر
چند هم هنرمند باشد و آن را خوب بخواند، به دليل پائين بودن محتواى شعر، مجلس افت
خواهد كرد و سبب بى توجهى مستمع مى گردد. چرا كه شعرى كه خوانده مى شود، گوئى از
زبان خود مداح است و بيان كيفيت حالات و احوال درونى خود اوست و اگر شعر سبكى
باشد، حتى ديد مردم نسبت به خود او نيز تغيير خواهد كرد. بنابراين هميشه بهترين
اشعار را كه مناسب با شاءن مجلس اهل بيت عليهم السّلام شاءن مستمع و شاءن خود مداح
است بايد انتخاب گردد.

بعد از انتخاب شعر مناسب ، بايد چند مرتبه آن را خواند و مرور نمود البته اگر آن
را حفظ نمائيم بسيار بهتر خواهد بود زيرا بعدها نيز در مجالس ديگر مى توان از آن
استفاده كرد و بر ذخائر شعرى مداح افزوده خواهد شد و همان سان كه گفته شد، تسلط
مداح بر مجلس با حفظ كردن شعر بيشتر مى گردد.

پس از تمرين براى حفظ يا روان شدن شعر، نوبت به تمرين خواندن آن مى رسد كه البته
اين دو تمرين اگر همزمان با هم نيز اجرا شود در حفظ آن بهتر خواهد بود. مداح بايد
شعر را با لحن خود همسان سازد. ترتيب ابيات به گونه اى باشد كه ابيات فرعى در پرده
هاى پائين و ابتداى مجلس و ابيات كليدى و شاه بيت ها، اوج بر آنها نهاده شود كه
خود اوج هم ، مراتبى دارد كه بسته به سبك هاى افراد تغيير مى كند. اما به طور كلى
بعد از بيت دوم و يا حداكثر سوم ، ديگر بايد پرده آوا را تغيير داد و كم كم اوج
گرفت . در اينجاست كه بايد شعر نيز اوج گرفته و نوبت به ابيات ريشه اى و عميق آن
رسيده باشد. وجود شاه بيت در شعر فقط مربوط به اشعار مذهبى نيست . در يك غزل
معمولى هم بعضى از ابيات داراى قوت بيشترى از نظر محتوا هستند كه شاعر سعى كرده
حرف خود را فقط در چند بيت از كل ابيات شعرش بزند كه روح شعر به آن بستگى دارد.

اگر مداح چنين بيتى را در غزل و يا شعر خود پيدا نكرد، مجبور است اوج خود را روى
ابياتى كه حالت خطابى دارند بگذارد.

حال به نكاتى درخور توجه در مورد خواندن شعر در يك مجلس مولودى توجه فرمائيد.

قبل از برگزارى مجلس ، توسلى خصوصى به دلِ شاد ائمه معصومين به خصوص آقا رسول الله
و فاطمه زهراعليهماالسّلام و همچنين توسل به وجود نازنين پدر و مادر امامى كه شب
ولادت اوست ، داشته باشد تا به نفس او و به مجلسى كه مى خواهد ارائه دهد، بركت
دهند و بهتر بتواند از پس وظيفه اش برآيد.

براى اينكه صدايش بازتر شود و رگه هاى صدا گرفته شود، بهتر است قبل از مجلس كمى
زمزمه نمايد. اين نكته را بايد توجه داشت كه براى خواندن در مجلس جشن ، بايد صدا
حتماً باز و بدون گرفتگى باشد. صدائى كه گرفته است به هيج وجه مناسب خواندن در
مجلس شادى نيست زيرا اين صدا باعث حزن و خستگى در مستمع مى شود چرا كه گرفتگى در
صدا حاكى از روحى خسته و قلبى محزون است و با اهداف مجلس جشن كه شادى دادن به
مستمع ، در شادى اهل بيت عليهم السّلام است ، سازگارى ندارد. اما خواندن با اين
صدا در مجلس عزادارى اشكالى ندارد بلكه بعضى وقت ها اثر مثبتى هم در مستمع مى گذارد.
بهتر است به توصيه هائى كه در بخش صداسازى گفته شد، براى ارائه اين نوع مجالس ،
بيشتر توجه شود تا باعث كسالت مستمع نگردد. اگر صداى شما گرفته است ، بايد چند
ساعت قبل از شروع مجلس آب نمكى كه در آن چند قطره آبليمو ريخته شده است ، غرغره
نمائيد تا عفونت هاى حنجره خارج شود. اين كار حتماً بايد فاصله اى چند ساعته با
مجلس داشته باشد، چون خود اين كار سبب گرفتگى موقت در صدا مى شود. به طور كلى بايد
در ايام جشن و سرور بيشتر از حنجره مراقبت كرد.

خواندن شعر در مجلس مولودى واجب انفكاك ناپذير است و هيچ گونه گزيرى از آن نيست .
بنابراين مداح بايد تمام توان خود را بر شعرخوانى گذاشته ، تا بتواند به قول معروف
آن را ((خوب از آب درآورد))، نه اينكه شعرى را سرسرى و بى دقت
بخواند و زود رد شود تا به سرودخوانى برسد. بايد سعى داشته باشد تا حواس مستمع را
بيشتر به شعر جلب كند زيرا در اثناى آن نكاتى گفته مى شود كه مفيد است . همچنين
خود شعر باعث استفاده بردن بيشتر از مجلس مى شود اما در سرودخوانى ، مستمع حواسش
بيشتر به جواب دادن است و توجه او نسبت به مطالب ، سطحى تر مى باشد. مداح بايد اصل
وظيفه خود را در شعرخوانى به انجام رساند چون مجلس بيشتر تحت اختيار اوست .

بايد در مورد موضوع مجلسى كه قرار است برپا شود، مطالعه كافى را داشت و مداح بايد
با دست پر پشت تريبون برود و به خوبى جريان تاريخى ولادت يا عيد را مطالعه نمايد
تا در بين خواندن اشاره اى نيز به كيفيت ولادت داشته باشد.

مداح بايد با ظاهرى آراسته و تميز و مناسب جشن ، وارد مجلس شود زيرا تا آخر برنامه
، نگاه مردم به مداح است و نبايد نكته اى در سر و وضع مداح ، سبب از بين رفتن
تمركز حواس مستمع گردد. سعى كند بهترين لباسش را براى شب ولادت و يا شب عيد بپوشد
و به طور كلى مداح ، بايد هميشه ظاهرى آراسته داشته باشد چون اكثر اوقات در انظار
مردم است . او بايد به شخصيت خود احترام بگذارد.

مجلس بايد ((بِسم اللّه )) شروع شود و مداح مى تواند بعد از سلام
كردن به مستمعين و چند جمله اى صحبت در مورد شب ولادت و تبريك آن به محضر آقا امام
زمان (عج ) و مقام معظم رهبرى و همچنين به مستمعين ، شروع نمايد. اگر نفر اول بود،
بسيار مناسب تر است كه دعاى فرج آقا امام زمان (عج ) را نيز قرائت كند.

شروع مجلس بايد بسيار شاد و پر نشاط باشد و از محزون خواندن شعر به طور جدى
بپرهيزد زيرا اصلاً مناسب چنين مجلسى نيست . مداح بايد روى سبك ها شاد و خواندن
پرنشاط نيز كار كرده باشد و به همان لحنى كه روضه مى خواند و شعر مصيبت را ارائه
مى دهد، بسنده نكند. اگر مجلس جشن پرشور و نشاط شروع نشود تا آخر در همان خمودگى
باقى خواهد ماند. بهتر است اول مجلس با خواندن چند رباعى ، به صورت خيلى حماسى و
هيجان آفرين و همچنين با گرفتن ذكر صلوات و دادن اذكار مناسب ، به مجلس رونق
بخشيد. چرا كه حتى اگر مستمع نيز حال نداشته باشد، بايد به وسيله اين اذكار او را
مجبور به جواب دادن و كنار گذاشتن كسالت ، ساخت . دعاها و سلام هائى كه در ابتداى
مجلس داده مى شود نيز بايد با نشاط و شادى آفرين خوانده شود، نه محزون . ناگفته
نماند كه محزون خواندن با آرام خواندن تفاوت دارد. مى توان آرام ولى با نشاط در
دستگاهى كه سبب حزن نمى شود، خواند زيرا گونه اى از تحرير زدن ها باعث حزن و گونه
اى ديگر سبب شادى مى گردند، تحريرهاى سينه اى و كم تحرك ، باعث حزن و تحريرهاى
منقطع و پر جست وخيز باعث شادى در صدا مى گردند. كه ممكن است در هر دو صورت در
پرده هاى پائين باشد و آرام خوانده شود. پس نبايد بين آرام خواندن و محزون خواندن
تساوى قائل شد. گريه مستمع بايد به خاطر لطافت شعر و از شادى باشد نه از محزون
خواندن مداح .

بايد تا جائى كه امكان دارد ابيات را واضح و مفهوم بخواند و لحن خود را با ابيات
مختلف تغيير دهد. لحن بايد مطابق با ابيات شعر باشد تا اصطلاحاً ((مجلسش
گُل كند)).

بعد از خواندن چند بيت شعر مى توانيم داستان ولادت و يا جريان مربوط به شب عيد را
بيان كنيم اما به خاطر داشته باشيم كه اين كار بايد بسيار لطيف و با ملاحت انجام
پذيرد كه با شنيدن آن اشك مستمع از شادى ، جارى شود نه از غصه و اندوه . ناگفته
نماند در بعضى از ولادت ها، اين مسئله در اختيار مداح نيست و خود بخود، اشك غم و
اشك شادى ، با هم مخلوط مى شود مثل ولادت حضرت سيدالشهداعليه السّلام كه رسول
خداصلّى اللّه عليه و آله نيز در ولادت ايشان گريست (84) .

ب ) گريز زدن

يكى از فنون مداحى در مولودى خوانى ((گريز زدن )) مى باشد كه در
مجالس عزادارى نيز مورد استفاده فراوانى دارد. البته اين دو مقوله كمى با هم تفاوت
دارد. در مولودى خوانى هر گونه خارج شدن از حيطه مولودى و اشاره به بعضى وقايع
ديگر، اعم از روضه و غير آن را گريز زدن مى گويند. مثلاً در بيان اشاره به داستان
ولادت شما، اشاره به گوشه اى از زندگانى يا شهادت نيز داشته باشيد. اما در مجلس
روضه ، گريز معنائى تقريباً جداى از اين معنى پيدا مى كند و آن عبارت است از تطابق
بعضى روضه ها با روضه امام حسين عليه السّلام يا حضرت زهراعليهاالسّلام و يا بعضى
روضه هاى معروف تر و پر نقش تر در مداحى . و به وسيله تطابق و يا تضادى كه در بعضى
مطالب دو روضه وجود دارد، اين معنا را به ظهور برساند. مثلاً در روضه امام صادق
عليه السّلام و جريان سوزاندن بيت شريف حضرت ، به دليل تطابقى كه با قسمتى از روضه
حضرت زهراعليهاالسّلام و يا سوزاندن خيام كربلا وجود دارد، به مدينه يا كربلا گريز
زده و به ادامه روضه در محور ديگرى بپردازد. اين معنا از فنون بسيار خوب مداحى است
كه به پر و بال دادن روضه و تنوع در روضه خوانى منجر مى شود. چرا كه اثر بعضى از روضه
ها بيشتر از روضه هاى ديگر است و مى توان از اين اثر مطلوب در تاءثيرگذارى بيشتر
در مجلس ‍ استفاده كرد و به شرارى از آتش روضه حضرت حسين عليه السّلام مجلس را داغ
تر نمود. از آن گذشته به اين مطلب سفارش شده و اين سخن امام حسن مجتبى عليه
السّلام (( لا يَومَ كَيَومَكَ يَااَبَاعَبدِاللّه )) (85) ، هميشه و در تمام فنون روضه خوانى جارى بوده
و هست . بهتر است كه هميشه در توسلات نامى از آقا و مولاى مان حسين عليه السّلام
نيز برده شود و از تاءثيرگذارى اين اسم بر قلوب مؤ منين بهره جست . كه خود حضرت بر
اين مطلب اذعان داشته اند كه : (( اَنَا قَتِيلُ العَبَرَة ، لا يَذكُرُنِى
مؤ منٌ الاّ اِسْتَعَبَرَ؛)) من كشته اشكهاى چشم ام و هيچ مؤ منى مرا ياد
نمى كند مگر اينكه اشك غم اش از ديده جارى گردد))(86) .

پس بايد از اين مزيت بهره بردارى كافى را نمود. اين مسئله كمك شايانى به مداح نيز
مى باشد زيرا ممكن است به دلائلى نتوانسته باشد مطالب قابل توجهى از روضه معصومى
را استخراج نمايد و يا به دليل عدم آمادگى كافى و آشنائى با روضه اى ، نتواند به
خوبى انجام وظيفه نمايد كه گريز زدن به روضه امام حسين عليه السّلام به دليل
آشنائى كافى و تسلط با آن ، مى تواند گره گشايى كند و مجلس را منقلب سازد.

توجه :

اين مسئله نبايد موجب تنبلى و سستى در انجام وظيفه گردد و نبايد از گريز زدن به
كربلا به عنوان يك راهكار اصلى براى شانه خالى كردن از زير بار مسؤ وليت و وسيله
اى براى عدم تحقيق كافى استفاده كرد، چه بسا اين كار باعث تبديل تمام مجالس شب
شهادت ، به روضه سيدالشهداعليه السّلام خواهد شد كه موجب عدم رشد كافى مداح و
مستمع در آشنائى با معارف و مصائب اهل بيت عليهم السّلام مى گردد و اين كار ملاحت
خود را نيز از دست مى دهد. لذا زياده روى در استفاده از اين فن به عنوان شيوه اصلى
درست نيست .

يادآورى :

در مولودى ها نبايد گريز به روضه مستقل تبديل شود و مجلس جشن را به مجلس عزا تبديل
كند، بلكه بايد در همان حالت انتزاعى و اشاره اى خود، باقى بماند. چنانچه ديده مى
شود در بعضى از مجالس جشن ، مستقلاً روضه خوانده شده و حتى اشعارشب شهادتى خوانده
مى شود و در آخر هم به سينه زنى مى انجامد كه اصلاً اين كار جا ندارد و مطابق با
اين فرمايش اميرالمؤ منين عليه السّلام نمى باشد كه فرمودند:

(( اِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى ... فَاخْتَارَنَا وَ اخْتَارَ
لَنَا شِيعَةٌ لَيَنصُرونَنَا وَ يَفرَحُونَ لِفَرَحِنَا وَ لَيَحزُنُونَ
لِحُزنِنَا؛)) خداوند تعالى ما را از ميان بندگان خويش برگزيد و براى ما
پيروانى انتخاب نمود كه همواره در شادى ما شاد و در غم ما محزون و اندوهناك هستند))(87) .

همچنين در روايتى از امام رضاعليه السّلام آمده است كه به پسر شبيب فرمودند:

((اگر دوست مى دارى كه همنشين ما در بهشت باشى در غم و اندوه ما غمگين و در
شادى ما شاد باش و ولايت ما را بپذير كه اگر كسى سنگى را دوست بدارد روز قيامت
خداوند او را با آن سنگ محشور مى كند؛(( وَ اَفْرِحْ لِفَرَحِنَا وَ
عَلَيكَ بِوِلايَتِنَا فَلَو اَنَّ رَجُلاً تَوَلَّى حَجَراً حَشَرَهُ اللّهُ
مَعَهُ يَومَ القِيَامَةِ))

لذا خواندن بيش از حد روضه در مجلس شادى ، جا ندارد. پس بيائيم مجالس خودمان را
مطابق با دستورات اهل بيت عليهم السّلام نمائيم و فرمايشات آنها را سر لوحه كار
مداحى و نوكرى اين خاندان ، براى خود قرار دهيم . و از اِعمال سليقه و نظرات شخصى
در اين كار دورى بورزيم تا مورد تاءييد ائمه هدى عليهم السّلام رار گيرد.

ج ) سرود

بعد از خواندن شعر و يك گريز كوچك ، با فرستادن يك صلوات و يا دادن يك ذكر مناسب ،
مجلس را از حالت روضه در آورده و دوباره شور و نشاط را به مجلس باز مى گردانيم و
شروع به خواندن سرود (ارجوزه ) مى نمائيم . سرود از نظر جزئيات و ساختار شعرى ،
مانند نوحه است و داراى سربند، گوشواره و جواب مى باشد و تمامى آن نكاتى را كه در
نوحه خوانى متذكر شديم ، در سرودخوانى هم بايد رعايت شود. نكاتى از قبيل :

ترتيب بندها از فرعى به اصلى .

تكرار بند اول براى يادگيرى مستمع و يادآورى جواب آن .

حماسى خواندن به جهت بهتر جواب دادن مستمع و... .

در انتخاب سرود نيز سعى كنيم توجه به نكات شاءنى مجلس و مستمع داشته باشيم و از
بكار بردن عبارات و خواندن سبك هائى كه مناسب شاءن مجلس اهل بيت عليهم السّلام
نيست ، خوددارى نمائيم كه خداى ناكرده سرور و شادى به مرحله لهو نرسد و موجبات وهن
به آن فراهم نيايد.

در پايان سرود نيز با تكرار اذكارى مناسب و فرستادن صلوات مجلس را خاتمه داده و
دعا مى نمائيم .

 ) زمزمه

((زمزمه )) در اصل تكرار زير لب كلماتى است كه در حين روضه براى همنوائى
بين مستمعين صورت مى گيرد. مثلاً وقتى مدتى روضه خوانده شد مستمع ميل دارد نام
نامى حسين عليه السّلام را زمزمه كند كه در بعضى مواقع ، مداح براى شور افكندن در
مجلس ، او را دعوت به اين كار مى نمايد. مثلاً روضه را خوانده و حالا براى همه گير
شدن ناله ها به مستمع مى گويد:(( ناله بزن حسين !)). اين اصل زمزمه
است اما پويائى در سبك هاى روضه خوانى باعث شده تا زمزمه حالتى كلاسيك تر به خود
بگيرد تا جائى كه براى اين كار، شعرى مجزا در يك سبك خاص خوانده مى شود. در واقع
زمزمه ، قسمتى از روضه خوانى به شمار مى رود و فن قوى و خوبى در رسيدن به هدف
محسوب مى شود.

زمزمه ها به چند دسته تقسيم مى شوند:

1- زمزمه هائى كه از شور و هيجان ناشى از شنيدن اوج روضه و فرود مداح صورت مى گيرد
و به صورت خودجوش در بين مستمعين مى باشد و در واقع مستمعينى كه داراى سابقه و
تجربه زيادى در مجلس نشينى هستند، به خوبى جاى اين زمزمه را مى دانند و با اين
كار، بقيه را نيز تشويق به همكارى مى نمايند. همان طورى كه گفته شد اين نوع زمزمه
بدون هيچ گونه پيچيدگى و بوده و معمولاً ذكر ((حسين جان )) مى باشد.

2- زمزمه هائى كه همان شور و هيجان فوق را دارد و باز بدون هيچ گونه پيچيدگى ، به
صورت يك كلمه اى اجرا مى گردد با اين تفاوت كه مداح ، هم نقشى در آن دارد و مانند
حالت قبل ، همه آن بر عهده مستمع نيست مثلاً بعد از مقدارى روضه ، براى مخاطب قرار
دادن وجود مقدس حضرت ، مستمع ، كلماتى را مى گويد و آن را بدون هيچ سختى ، همان
طورى كه از دل برمى آيد، پاسخ مى دهد. مثلاً:

غريب (حسين )، مظلوم (حسين )، بى كس (حسين )، عطشان (حسين )،... و مستمع فقط آهنگ
صداى خود را شبيه آهنگ صداى مداح مى كند و هيچ سبك و سياقى ديگرى هم در كار نيست .

3- زمزمه هائى كه داراى يك شعر و يك سبك مستقل هستند و مداح در آن نقش بيشترى ايفا
مى كند كه اين نوع زمزمه ، امروزه بيشتر در عزادارى ها به چشم مى خورد، به اين
ترتيب كه يك قسمت از آن را مداح بعنوان ((دَم )) استفاده كرده و از
مستمع جواب مى گيرد و بقيه را خود مى خواند و در پايان هر بندى ، جواب از مستمع مى
خواهد. از زمزمه هاى بسيار سوزناك و معروف (82) :

خودم ديدم خودم ديدم كه مادر پشت
  درافتاد

 

ميان شعله آتش خدايا محسن اش جان
  داد

مرو مادر (6)

مزيت زمزمه اين است كه جذابيّت و حزن موجود در سبك آن ، سبب اشك گرفتن بيشتر از
مستمع مى شود. در مورد دو قسم اول هم بايد بگوئيم كه جاى اين گونه زمزمه ها به هيچ
وجه در اوج نيست و آن شيرينى و لطافت را در اوج نخواهند داشت بلكه زيبائى آن در
پرده هاى پائين و جائى است كه بدون هيچ گونه سروصدايى مداح ، آن را آرام و دلنشين
خوانده و مستمع مى تواند آرام آرام آن را بگويد و اشك بريزد و با زمزمه حال پيدا
كند.

فايده :

در قسم سوم زمزمه گفتيم ، سوز و ملاحتى كه در سبك اين گونه زمزمه ها وجود دارد،
باعث اثر گذارى بيشتر در مجلس هم مى شود به همين دليل مى توان از نوحه هايى كه سبك
آنها بيشتر سوزناك است تا حماسى ، نيز به عنوان زمزمه استفاده نمود چنانچه اساتيد
هم از بعضى نوحه ها براى زمزمه كردن استفاده مى كنند مانند:

تنهاترين مسافرم پرستوى مهاجرم

 

كى مى رود ز خاطرم تبسم برادرم

 

خون مى چكد ز محملم گل دلم گل
  دلم

 

گل كرده در مقابلم گل دلم گل
  دلم

 

خاكسترى هلال من خون زينب حلال
  تو

 

خون ريزد از جمال من با ديدن جمال تو

يابن الزهرا حسين حسين (2)

همچنين از بعضى اشعار زمينه نيز مى توان براى اين كار بهره جست . مانند سبك معروف ((شبانگاهان
)) و يا:

اسماء بريز آب روان بر روى گلبرگ
  گلم

 

ياسم شده چون ارغوان واى از دلم واى
  ازدلم

بود و نبودم ياس كبودم

يا فاطمه يا فاطمه

كه انتخاب آن به سليقه مداح و مقتضيات مجلس مى باشد.

توجه :

فراموش نكنيم كه مداح خوب ، هميشه بايد رعايت حال مستمع را بكند. اشعار زمزمه
بيشتر براى گرفتن اشك از مستمع خوانده مى شود و معمولاً در آخر روضه انجام مى
گيرد. بايد مواظب باشيم كه طولانى نشده و باعث ملال آور شدن آن نگردد و اگر مى
بينيم كه هنوز خواندن آن جا دارد و مستمع پذيرش آن را در خود مى بيند، آن را اجرا
نمائيم و گرنه ادامه ندهيم تا نه اصطلاحاً ((شعر هدر برود)) و نه
مستمع خسته شود.

ز) زمينه

بعد از خواندن روضه و شعر نوبت به خواندن ((زمينه )) مى رسد كه در
واقع حكم آماده شدن براى نوحه را دارد. زمينه ، نوحه اى كوتاه با سربندهاى محزون
است كه ابيات آن از سه يا چهار بند تجاوز نمى كند و مستمع به صورت نشسته جواب مى
دهد و به سينه مى زند. كه به اين وسيله ، به مستمع فرصت داده مى شود كه خود را
آماده براى سينه زنى نمايد و همين طور كه آرام آرام جواب كوتاه آن تكرار مى كند و
به سينه مى زند، صف هاى سينه زنى را تشكيل دهد.

زمينه به دو دسته تقسيم مى شود:

الف ) زمينه همراه با جواب :

كه داراى بندهاى كوچك و يك كلمه اى بوده و به سادگى مى توان از مستمع جواب گرفت
مثلاً:

فاطمه يا فاطمه (فاطمه يا فاطمه )، عرش حق را قائمه (فاطمه يا فاطمه )، بانوى روز
جزا (فاطمه يا فاطمه )، حق شويت مرتضى (فاطمه يا فاطمه ).

اين زمينه ممكن است شعرى بسيار ساده و محزون باشد كه خوانده مى شود و مستمع فقط
سينه مى زند. اما در پايان زمينه خوانى يا بعد از هر دو بيت ، يك كلمه جواب گرفته
مى شود و اين زمينه به پايان مى رسد مانند:

بيا اى يوسف زهرا تماشا

 

ببين خون مى چكد از چشم سقا

 

خزانى لاله ام البنين شد

 

كنار علقمه نقش زمين شد

جواب :(من ز عشق تو مستم گشته جدا دستم )

بسوزد از غمت شمع وجودم

 

به پيش چشم زهرا در سجودم

 

نمى باشد به لبهايم جوابى

 

ندارم غير اشك ديده آبى

جواب : (من ز عشق تو مستم گشته جدا دستم )

ب ) زمينه بدون جواب :

در اين زمينه خوانى كلاً جواب گرفته نمى شود و فقط يك شعر ساده به جهت سينه زنى
خوانده شده و مستمع آماده نوحه مى گردد مانند:

اى سحرگاه شب قدر حسين

 

روى تو باشد مَه بدر حسين

 

كى سزاوارت بود ويرانه اى

 

جاى تو باشد فقط صدر حسين

 

كاش جانم مثل جانت خسته بود

 

استخوانم مثل تو بشكسته بود

 

كس به مانندت سر بابا نديد

 

تو چرا با عمر كم قدت خميد

جواب :ياحسين و ياحسين و ياحسين (2)

كه البته در پايان اين نوع زمينه ها نيز معمولاً براى حفظ هماهنگى يك كلمه جواب
گرفته مى شود.

در خواندن زمينه رعايت اين نكات الزامى است :

زمينه هائى كه همراه با جواب هاى كوتاه يك كلمه اى هستند مانند (فاطمه يا فاطمه )،
با دودمه دادن يا شور دادن و يا تند كردن همان يك ذكر به اتمام مى رسد، و چنانچه
مستمع حال جواب دادن را ندارد، بهتر است زمينه را با يك ذكر مصيبت بسيار مختصر، با
ملايمت ، تمام كرده و مستمع را آماده نوحه نمائيم .

ادب مداحى اقتضا مى كند كه اگر مداح ديگرى بخواهد در زمينه خواندن ، مجلس را از
همكار خود تحويل بگيرد، حتماً چند بند ديگر، زمينه را با همان سبك قبلى ادامه دهد
تا هم مستمع تمركز حواسش از بين نرود و هم ادب مداحى را رعايت كرده باشد. كه در
بحث آداب و ادب مداحى مفصلاً به بيان اين گونه مسائل خواهيم پرداخت .

اگر مداح قبل از زمينه ، زمزمه طولانى از نوع سوم نيز خوانده بهتر است ديگر از
خواندن زمينه صرف نظر كند زيرا تعدّد سبكهاى مختلف ، باعث گيج شدن و خستگى مستمع
مى شود.

پايان زمينه ، جاى بسيار مناسبى براى گرفتن يك ((آمين )) بلند براى
فرج امام زمان (عج ) يا سلامتى رهبر و شفاى بيماران است . زيرا اينجا در واقع كُنه
مجلس است و مستمع خوب گريه كرده و توسل پيدا نموده ، حالا مى خواهد به عزادارى
بپردازد. يا مداح با دعوت مستمع به گفتن چند بار ذكر مقدس ((يا زهرا))،
((يا حسين )) و ((يا صاحب الزمان )) مجلس را آماده مى
سازد. اما بايد توجه داشت كه به كار بردن اين اذكار، بايد طورى بلند باشد كه مستمع
را از حالت خمودگى بيرون آورده و او را مهياى سينه زنى كند، زيرا اگر با همان حالت
آرام و ملايم از زمينه خوانى ، وارد نوحه بشويم ، خستگى مستمع در اثر روضه و گريه
، در او باقى مانده و باعث مى شود كه نوحه را خوب جواب ندهد. به همين دليل زمينه
را با شور دادن و يا آمين بلند گفتن از اين حالت در مى آورند. حالا كه مستمع را
آماده سينه زدن نموديم ، سه بند نوحه را خوانده و سينه زنى به كيفيت ذيل شروع مى
شود.

ح ) نوحه

((نوحه ))، شعرى داراى وزن و قافيه و ريتم خاص است كه مستمع آن را
جواب داده و به سينه مى زند. قبل از اينكه به بحث نكات در نوحه خوانى بپردازيم ،
بهتر است با ساختار آن بيشتر آشنا شويم كه داراى چه قسمت هائى است .

نوحه شعرى است كه داراى چند فصل مى باشد كه به آن ((بند)) گفته مى
شود و هر بند، با ((جواب )) به اتمام مى رسد كه بند اول نوحه تماماً
يا قسمتى از آن توسط سينه زدن پاسخ داده مى شود. هر بند نوحه خود داراى سه بخش است
:

1 سربند:

بيت آغازين هر بند از نوحه كه بايد توسط سينه زن پاسخ داده شود را ((سربند))
گويند كه يك يا دو بيت شعر كامل است . مانند:

پرستوى على از آشيانه مى رود

 

شكسته بال و پر از چه شبانه مى
  رود

 

مدينه در كجا مزار فاطمه

 

چگونه شد خزان بهار فاطمه

يا زهرا يا على (3)

2 گوشواره :

قسمت دوم از هر بند نوحه ((گوشواره )) مى باشد كه شعر نيست و در
واقع چند كلمه هم قافيه است كه معمولاً با ريتم سينه زنى هماهنگى بهترى دارد و محل
نواختن سينه ، از وزن اين كلمات به خوبى هويداست مثل :

كنار مرتضى عزيز مصطفى (فتاده از
  نوا)2

 

گوشواره :(على با چشم تر بگفتا همسفر مرا با خود ببر)

مرو يا فاطمه (3)

3 جواب :

كلمه اى است كه در آخر هر بند از نوحه ، چند بار با يك سبك تكرار مى گردد و
معمولاً نام همان معصومى است كه نوحه راجع به اوست . مثل اين نوحه :

از پگاهان تا دل شب كس نداند من چه
  ديدم

 

پيكر بيجان خود را بر مزار تو كشيدم

 

تا ابد شب زنده دارم تا سحر شمع
  مزارم

 

در كنار تربت تو دم به دم جان مى
  سپارم

جواب :(فاطمه جان 4)

تذكر:

اين گونه اصطلاحات عرفى هستند و تعريف مشخص و دقيقى ندارند. ممكن است در بعضى
مناطق ، طور ديگرى استعمال شوند مثلاً به بند اول كه ((دَم )) نوحه
است ، سربند و يا جواب نيز گفته مى شود كه براى جلوگيرى از اشتباه بين بند اول و
سربند، از همين كلمه ((دَم )) استفاده مى كنيم . حال كه نوحه را
شناختيم نوبت به بيان نكاتى كه در نوحه خوانى وجود دارد مى پردازيم . نكات حائز
اهميت در نوحه خوانى به قرار زير است :

نوحه بايد حداقل دوبند و حداكثر سه بند باشد. البته اين مسئله در مورد نوحه هائى
است كه بند اول آن تماماً جواب داده مى شود، اما اگر قرار باشد سينه زن فقط كلمه
جواب نوحه را پاسخ گويد مى توان تعداد بندها را افزايش داد.

حتى المقدور بند اول نوحه كه ((دَم )) گفته مى شود بايد ادا كردنش
براى سينه زن آسان باشد به طورى كه به سهولت آن را ياد بگيرد و راحت پاسخ گويد كه
باعث راحتى كار مداح و سينه زن است .

((دَم )) نوحه نبايد اصل مصيبت باشد، زيرا با خواندن هر بند، سينه
زن بايد دم پاسخ را بگويد كه اگر اصل مصيبت در آن نهفته باشد به دليل تكرار زياد،
جالب نخواهد بود بلكه دَم ، بايد مطلبى كلى ، سطحى و بدون تنش در شعر باشد. اصل
مصيبت بايد در بند آخر بيايد تا ترتيب مجلس هم رعايت شود. زيرا اصل مصيبت ، شيرازه
نوحه است ، و اگر آن را همان اول بخوانيم ، ديگر چيزى براى آخر نوحه باقى نمى
ماند. ترتيبى كه در ميان مطالب روضه خوانى است ، بايد در نوحه خوانى هم بوده تا از
جذابيّت لازم برخوردار باشد. پس اگر نوحه اى به دست شما رسيد كه خواستيد آن را در
مجلسى بخوانيد، ابتدا بايد ترتيب مطالب آن را با ترتيب بندها چك كنيد.

نكته ديگر اين است كه دَم را بايد قسمت قسمت به سينه زن تفهيم كرد؛ نه اينكه يك
دور كامل آن را بخوانيم و مجدداً به اول آن بازگرديم . چون سربند نوحه ، يك بيت
شعر كامل است ، يادگيرى آن مشكل تر از گوشواره و جواب مى باشد. پس بهتر است ابتدا
سربند را به سينه زن خوب تفهيم كنيم .

قبل از اينكه سينه زن سرپا بايستد، بايد دم را آن قدر تكرار كنيم كه تقريباً حفظ
شود و تا آن را اجمالاً ياد نگرفته ، نبايد روى پا بايستد. زيرا سينه زن به محض
ايستادن مى خواهد به سينه اش بزند و چون خوب دم را نياموخته ، براى مداح مشكل
ايجاد مى كند. سينه زن بايد به همان حالت نشسته بر سر بزند و مداح آن را برايش چند
بار تكرار كند. به جواب يا گوشواره كه رسيد، بايستد و به سينه بزند.

براى اينكه سينه زن از سر به سينه اش بزند، بايد از گوشواره ها استفاده كرد زيرا
به خاطر كوبندگى كه در وزن شعرى گوشواره وجود دارد، سينه زن خود بخود تحريك به
سينه زدن مى شود. بايد گوشواره ها را كوبنده و حماسى خواند تا سينه زن هماهنگ تر
سينه بزند.

وقتى سينه زن در حال پاسخ گفتن دَم است ، براى اينكه سربندها و يا گوشواره ها يادش
نرود، مداح بايد آن را به ياد سينه زن بياندازد و بدون لحن كلمه اول سربند يا
گوشواره و جواب را بگويد تا يادش بيايد. اما نبايد در يادآورى آن زياده روى كرد
زيرا در اين صورت سينه زن ، دم را خوب ياد نمى گيرد و شما مجبور هستيد كه تا آخر
نوحه خوانى سربندها و گوشواره ها را ياد او بياندازيد. بهتر است همان اول با
تكرار، آن را خوب براى سينه زن جا انداخت كه بعداً نياز به يادآورى زياد نباشد و
سينه زن هم در حفظ دم كُند نشود.

اگر خواستيد نوحه جديدى را بخوانيد حتماً مياندار را در جريان بگذاريد تا باعث ناهماهنگى نشود.
مداح هميشه بايد هماهنگ با مياندار باشد و يادآورى كردن دم را بيشتر به عهده او
بگذارد و خود بر حالات سينه زن ، وقت مجلس ، اشعار بعدى و... نظارت داشته باشد.
البته ناگفته نماند مياندار مجلس ، بايد تسلّط كامل بر كارش داشته باشد و الا اين
وظيفه را به او محوّل نكنيد. چون كار مياندار خوب ، كمتر از كار مداح نيست .

بين بندهاى نوحه ، بعد از جواب دادن يا قبل از آن مى توان ابيات ناب و روضه كوچكى
خواند. البته اگر به همان يكى دو بيت بسنده شود، اثر بهترى خواهد داشت چون سينه زن
به اندازه كافى قبل از سينه زنى ، روضه گوش كرده و خواندن روضه مفصل ، زياد برايش
لطفى ندارد. البته بايد ديد حال سينه زن چگونه است . اگر باز هم پذيرش شنيدن روضه
را داشت ، اشكالى ندارد. اما ما طرفدار شعر خواندن در اينجا هستيم و اعتقادمان بر
اين است كه ((نبايد گذاشت عرق سينه زن خشك بشود)).

نوحه به بند آخر كه رسيد، كم كم بايد سرعت جواب دادن و سينه زدن را زياد كرد به
طورى كه با دو يا سه بار جواب گرفتن دم ، كم كم حالت شور به آن داده و دوباره به
ريتم اصلى نوحه (يك ضرب ) بازگشت . بلافاصله بعد از نوحه ، واحد را بايد شروع كرد
كه با گفتن ذكر ((يا حسين )) و... سينه زنى را متوقف نموده و واحد
شروع مى شود.

اگر خواستيد مجلس طولانى نشود مى توانيد نوحه را نشسته خوانده و جواب بگيريد و در
آخر آن جواب دم را به شور تبديل كرده و بعد از شور دادن مجلس را تمام نمائيد.

اين هم نكاتى درخور توجه كه بايد به آنها عنايت داشت .

ط) واحد

بعد از خواندن نوحه ، نوبت به خواندن ((واحد)) مى رسد، كه در واقع
خود، نوعى نوحه مى باشد و معمولاً بدون جواب خوانده شده و در بعضى مناطق كشور،
همراه با جواب مى باشد. اما نوحه واحدى كه معمول و متعارف قم ، تهران و استانهاى
مركزى كشور مى باشد، به دو قسمت ((واحد سبك )) و ((واحد
سنگين )) تقسيم مى گردد كه پويائى در سبك مداحى امروزى ، باعث سرايت انواع
ديگر ((واحدخوانى )) در آن شده است .

الف ) واحد سبك (نوس )

در اين نوع واحدخوانى ، شعرى به صورت آرام و بدون تنش خوانده شده و سينه با آهنگ
زمانى بافاصله ، نواخته مى شود و بسيار به آرامى و ملايمت شروع مى گردد تا سينه زن
هم بتواند اشك بريزد و هم سينه بزند و رفته رفته مداح ، حالت حماسى به خود گرفته و
آهنگ نواخت سينه را كمتر مى كند و سينه در فاصله زمانى كوتاه ترى نواخته مى شود.

براى اينكه يكنواختى واحد، باعث خستگى سينه زن نگردد و همچنين اگر خسته شده ، نفسى
تازه نمايد، مى توان در بين اشعار آن ، ذكرى را بلند و حماسى از سينه زن گرفت كه
اين كار باعث مى شود كه خستگى اش بدر آيد و به هماهنگ تر سينه زدن تحريك شود. يعنى
بعد از چند بند واحد خواندن ، چند ذكر يك كلمه اى و كوتاه مى دهيم تا سينه زن بدون
سينه زنى جواب دهد مثلاً:

غريب حسين (حسين حسين )، عطشان حسين (حسين حسين )،...

ذكر اين نكته لازم است كه مداح ، صداى خود را بايد با لحن شعر بالا و پائين ببرد و
در واقع مداح هميشه و هر جا و در هر گونه مجلسى بايد با لحن شعر پيش رود تا
دوگانگى در معناى آن براى مستمع و سينه زن پيش نيامده و از يكنواختى نيز به در
آيد.

واحد سبك با ((مظلوم كشيدن )) مياندار به اتمام مى رسد. مظلوم كشيدن
، گفتن بعضى اذكار و شعارها و گرفتن جواب از سينه زن است تا مداح فرصت داشته باشد
كه به بررسى اشعار بعدى اش بپردازد و يا مجلس را به همكارش واگذار نمايد و يا
اينكه نفسى تازه كند كه اين كار مستلزم هماهنگى بين مداح و مياندار هيئت مى باشد.

ب ) واحد سنگين

بعد از مظلوم كشيدن ، مداح بايد سريع و بدون وقفه شعرى را با آهنگ زمانى كوتاه در
نواخت سينه ، و با لحن حماسى تر از قبل بخواند. كه معمولاً از اشعار قديمى و بحر
طويل هائى كه بعد از سال ها جايگاه خود را حفظ نموده استفاده مى شود. اين طور رسم
است كه اشعارى از حضرت اباالفضل العباس عليه السّلام به دليل القاى روحيه حماسى در
شعر و همچنين توسل به مقام باب الحوائجى ايشان خوانده مى شود.

واحد سنگين با ((دو دَمه )) به اتمام مى رسد.

شروع كار مداحى

چنان كه براى همه معيّن و مبرهن است ، گام اول براى انجام هر كارى پشتكار و علاقه
وافر نسبت به آن مى باشد. اگر كسى عشق به انجام كارى داشته باشد، طبيعى است كه همه
سختى هاى آن را بر خود هموار مى سازد و بدون هيچ گونه ملالى از شكست ، با عبرت
گرفتن از آن ، مجدداً كار خود را شروع مى كند و حتى باعث پيشرفت او نيز مى شود.
نكته سنجى مى گفت ؛ ((اديسون هزار لامپ را سوزاند تا توانست يك لامپ را
روشن كند)). غرض اينكه علاقه باعث پيشرفت ، بلكه قدم نخست مى باشد و انسان
بايد خود را به آب و آتش بزند تا بياموزد و از هيچ كوششى فروگذار ننمايد كه گفته
اند:

در شط حادثات برون آى از لباس

 

كاوّل برهنگى است كه در شرط
  شناوريست

اما در مداحى به علاقه اى دوچندان نسبت به كارهاى ديگر احتياج هست تا
بعد از گذشت مدتى بشود به كسى گفت ((مداح )). چون علاوه بر اينكه
مداحى يك كار جسمى و فيزيكى است ، يك كار معنوى شگرف نيز هست كه با دل هاى مردم
سروكار دارد، نه صرف يك هنرنمائى و به نمايش گذاشتن قابليت هاى حنجره . اگر چه با
كمال تاءسف ، بعضاً ديده مى شود كه مداحى تبديل به هنرنمائى و چهچهه و آواز گرديده
است . اما بسيار ناچيز است كه اگر ناديده شمرده شود بهتر است . با مداحى و ذاكرى
اهل بيت عليهم السّلام بايد معامله يك كار عميق عرفانى و معنوى در راه سير و سلوك
و رسيدن به رضايت خداوند و اهل بيت اطهارعليهم السّلام بشود. همچنان كه پير مراد،
حضرت آية الله العظمى بهجت (حفظه الله تعالى ) در سخنى كه با جمعى از مداحان و
ذاكران طراز اول تهران داشتند در مورد مداحى فرمودند: ((اگر يكى از اينها
(خواندن ها) قبول شود شما را به عرش مى برد)). پس نبايد آن را دست كم گرفت
.

الف ) گام اول

بعد از اين توصيفات بايد عرض كنيم كه شروع اين كار احتياج به جراءت و اعتماد به
نفس زيادى دارد. در بدو امر امكان دارد شخص روى خواندن و يا شايد حتى حرف زدن در
جمع را نداشته باشد. پس بايد ابتدا با تكيه بر اعتماد به نفس در جمع ، حاضر شود و
با كنار گذاشتن ترس به خود جراءت اظهار در جمع بدهد. چه آنكه كم روئى و خجالت
كشيدن حتى براى غير خواننده هم مشكل ساز بوده و باعث و بانى خيلى از خفقان زدگى
ها، واپس زدگى ها و گوشه گيرى ها مى شود و به نظر بنده انجام هر كارى فصلى دارد و
در يك مقطع خاصى از عمر انسان بايد انجام شود كه اگر فصل آن بگذرد، انجام آن بسى
صعب تر و مشكل تر خواهد شد. فصل اين گونه فعاليت ها نيز دوران نوجوانى و قبل از
اينكه شخصى به طور مستقل جذب جامعه شود، مى باشد.

به هر حال تا وقتى كه شخص اين روحيه را پيدا نكند و نتواند تفكر و انديشه خود را
در جمع به نمايش بگذارد، صداى خود را نيز نخواهد توانست . در اين كار به هر دوى
اين توانائى ها احتياج است . چون ما بر اين باوريم كه يك مداح بايد در درجه اول
بتواند خوب سخن بگويد و افكار خود را همراه با خواندن در مجلس و صحبت كردن بجا،
پياده كند. بنابراين بايد با برنامه ريزى و كار حساب شده ، ترس و اضطراب را از خود
دور نمايد كه راه هاى مختلفى براى مبتدى دارد. شخص مبتدى كه هنوز جراءت خواندن را
ندارد مى تواند از كارهاى كوچكترى (از نظر خوانندگى ) مدد گيرد مثل اذان گفتن در
مسجد وقتى كه هنوز خيلى شلوغ نشده است ، يا گفتن تكبيرة الاحرام نماز، يا گفتن
جمله اى براى گرفتن ذكر صلوات از جمع ، يا حتى صحبت كردن و خواندن در اتاق خالى با
اين تصور كه در جمع صحبت مى كند، و يا خواندن زيارت عاشورا براى خود يا براى يك
نفر و... .

اما اگر شخصى صداى نسبتاً خوبى دارد، يا حداقل به نظر خودش صداى قابل تحملى ؟!
دارد و فقط مى خواهد روى خواندن در مجلس را پيدا كند، مى تواند در برنامه هيئت هاى
كوچك شركت نمايد و يك گوشه از كار را عهده دار شود. اما بايد به خاطر داشت كه بلند
پروازى خوب است ولى نبايد در آن افراط شود، طورى كه خداى نكرده وهن به مجلس اهل
بيت عليهم السّلام ردد. اگر شخص مطمئن است كه مى تواند از عهده آن برآيد، آن را
تقبّل نمايد و الا بايد برگردد به پله قبلى و در فرصتى مناسب تر و با آمادگى بيشتر
به نقش آفرينى در جمع بپردازد. چرا كه تمرينات شخصى يك نفر، نبايد شاءنيت مجلس اهل
بيت عليهم السّلام را پايين آورد، بلكه هرگاه بعد از مدتى تمرين كردن ، واقعاً
توان اجراى يك برنامه كوتاه پنج دقيقه اى در حاشيه را در خود ديد آنگاه مبادرت به
آن ورزد. به دليل اينكه اين كارها صرفاً براى ريختن ترس طرف مى باشد كه بنا به
فرموده اميرالمؤ منين عليه السّلام ((اگر از چيزى ترسيديد خود را در آن
بيافكنيد زيرا آسيبى كه از فرار كردن از آن به شما مى رسد بيشتر از خود آن است )).
البته هنوز هم براى يك مبتدى كه به حالت نسبتاً خوبى از نظر اعتماد به نفس و جراءت
خواندن رسيده است ، خواندن در مجلس توصيه نمى شود. بايد توجه داشت كه اين مراحل
بايد به تدريج و پله پله طى شوند و هر كارى را در وقت خودش انجام دهد و براى اينكه
مبتدى يك برنامه كوتاه اجرا كند اولاً بايد زير نظر يك استاد با تجربه كار كند تا
مدت و زمان اجراى برنامه اش را به او گوشزد نمايد ثانياً به اندازه كافى همان
برنامه كوتاه را تمرين كرده و به خوبى مسلّط باشد. بايد حداقل شش ماه تا يك سال ،
زيارت عاشورا يا دعاى توسل در يك جمع كوچك مثل مسجد محل خوانده باشد تا بتواند در
هيئت بخواند.

ب ) تمرين

مهم ترين فصل مداحى ((تمرين )) است زيرا بر تجربه مى افزايد و تجربه
باعث كاهش اشتباهات و پيشرفت در هر زمينه اى مى شود. مبتدى به هيچ وجه نبايد
تمرينات خود را قطع كند. اولين و بهترين تمرين براى شخص مبتدى ، شركت در مجالس
مذهبى است زيرا اولاً از فيض معنوى آن براى صفا پيدا كردن روح ، بهره مند مى شود،
ثانياً با فنون مجلس دارى آشنا شده و ثالثاً خود را در مجلس محك مى زند و پيشرفت
هاى و عقب ماندگى هاى خود را در خوانندگى به چشم خود مى بيند تا بعداً بيشتر روى
آنها كار كند. به عنوان مثال كسى كه مى خواهد خواندن ((واحد)) را
ياد بگيرد بايد خودش هم ايستاده و با نوحه واحد مداح ديگر سينه زده باشد تا به قول
معروف ((چَم و خَم )) كار، خوب دستش بيايد. يك مداح نوآموز براى
بهتر اجرا كردن برنامه خود، بايد در مجالس بزرگتر شركت كند و بر اندوخته هاى خود
بيافزايد و بداند كه يك مداح خوب ، در ابتدا يك مستمع خوب بوده است كه حالا به اين
خوبى مستمع خود را مى شناسد و مى تواند روى او كار كند.

ج ) نوار گوش كردن

از آنجائى كه شركت در همه مجالس و محافل براى شخص مقدور نيست ، دومين تمرين مهم
براى مبتدى ((نوار گوش كردن )) مى باشد. اين كار سه حُسن دارد؛ اول
اينكه توانسته يك مجلس خوب را مورد بررسى قرار دهد، دوم آنكه مى تواند چند بار آن
را گوش كرده و براى خود تجزيه و تحليل نمايد، سوم آنكه مى تواند از نوار به عنوان
يك منبع مبانى ، شعر، نوحه و... استفاده كند. لازم به ذكر است كه نوآموز بايد در
ابتداى راه مقلّدِ صرف باشد و از خود هيچ گونه ابتكارى به خرج ندهد. او بايد نگاه
كند كه به خواندن كدام يك از اساتيد مداحى بيشتر علاقه دارد و از همان تقليد كند.
به اين نحو كه بعد از مدتى كه روى صداى خود و اعتماد به نفس ، كار كرد، يك نوار را
انتخاب نموده و يك قسمت آن را بر مى گزيند تا از آن به عنوان برنامه كوتاه خود در
مجلس استفاده كند. ابتدا قسمت برگزيده نوار را چند بار خوب گوش مى كند به طورى كه
كاملاً وقف و ابتداها، تحرير زدن ها، مكث ها و كشيدن ها را حفظ شود و بعد از آن
شروع مى كند به خواندن همراه نوار. اين كار را نيز بايد چند مرتبه انجام دهد تا
سرعت و ريتم اداى كلمات هم دستش بيايد. وقتى توانست ، همزمان با نوار بخواند، صداى
نوار را كم كرده و خود به تنهائى مى خواند و در حين خواندن خود، صداى نوار را زياد
مى كند كه از نوار جلوتر يا عقب تر نيافتد و اين كار را آن قدر تكرار مى كند تا
دقيقاً مثل نوار اجرا كند. اندكى نيز تمرين را بدون نوار انجام بدهد تا كاملاً
خواندن او مثل نوار شود.

البته ناگفته نماند، صدائى كه از نوار بر مى خيزد ناشى از يك حنجره بسيار قوى و
آماده است ، اما شما هنوز در ابتداى راه هستيد و طبيعى است كه قدرت خواندن با همان
كيفيت بالا كه در نوار است را نداريد اما جاى نگرانى نيست چون كه ؛ ((بسيار
سفر بايد تا پخته شود خامى )) و در ابتداى كار همين براى شما كافى است .
اما در انتخاب نوار توجه به اين نكات الزامى است ؛

سعى كنيد انتخاب نوار توسط يك استاد با تجربه باشد كه با صداى شما آشنائى دارد.

حتى المقدور بايد نوار كسى باشد كه به خواندن او علاقه داريد، چون علاقه ، در
يادگيرى نقش بسيار مهمى دارد اما اگر استادتان نوار ديگرى را به شما توصيه كرد و
شما علاقه زيادى به صداى آن خواننده نداشتيد، باز هم جاى نگرانى نيست ، زيرا فعلاً
شما براى تمرين از آن نوار استفاده مى كنيد و اگر علاقه نداشتيد، بعداً مى توانيد
سبك خواندن خود را تغيير دهيد.

سعى كنيد تا جائى كه امكان دارد آن نوار كمياب باشد تا همگان آن را نشنيده باشند
كه براى تقليد مناسب تر است و در مجلس با خيال راحت ترى مى توانيد آن را پياده
نمائيد.

توصيه :

به خاطر داشته باشيد كه شما بايد روزى ، روى پاى خود بايستيد و تقليد را كنار
گذاشته و خود مستقلاً به اجراى برنامه بپردازيد. هر چه زودتر بتوانيد با تمرينات
زياد از نوار گوش دادن خلاص شويد، ثمربخش تر خواهد بود و به قول استاد فرزانه بنده
: ((اولين شكست خواننده اين است كه كليشه اى بخواند، وحى مُنزل نيست كه
مثلاً شعر امام زمان ، حتماً در اول مجلس خوانده شود و يا به تقليد از سايرين طور
خاصى سلام داده شود، خير)).

د) استاد ديدن

اگر انسان بخواهد در فنى مهارت پيدا كند، گزيرى جز بهره مندى از استاد ندارد. زيرا
انسان هر قدر هم در كارى خبره شود باز هم تجربه يك پيش كسوت به درد او مى خورد و
مى تواند راهنماى كارش باشد. بسيارى از ذاكران عزيز هستند كه كار خود را فقط با
نوار پيش برده اند اما به اين مسئله اقرار دارند كه اگر استاد مى ديدند، پيشرفت
شان چشمگيرتر بود. زيرا استاد، تمام مراحلى را كه يك نوآموز طى مى كند را گذرانده
است و از احتياجات و نيازهاى فعلى او بااطلاع مى باشد و مى تواند به او در نقاط
قوت نيرو بدهد و ضعف ها و نارسائى هاى او را گوشزد نمايد. اما از بدو امر سراغ
استاد رفتن ، صحيح نمى باشد زيرا شخص بايد به يك حد مطلوب برسد سپس نزد استاد برود
تا هم پيشرفت خودش بهتر شود و هم وقت اساتيد را ضايع نكند. اگر كسى بعد از مدتى
تمرين و ممارست ، براى ادامه كار سراغ استاد برود، برايش فايده بيشترى خواهد داشت
. كسى كه هنوز موقع خواندن دست و پايش مى لرزد و صدايش كامل از حنجره بيرون نمى
آيد، استاد براى او نمى تواند كارى بكند. بهتر است حدود يك سال به همين تمريناتى
كه گفته شد و در بخش صداسازى نيز آمد، بپردازد و سپس با دستى پر به شاگردى استادى
در آيد تا دستش باز باشد و بتواند از او كار بخواهد و او هم توانائى انجام آن را
داشته باشد.

بهترين شكل اين مرحله آن است كه بعد از مدتى تمرين كه به فراخور استعداد و تمرين و
پشتكار افراد، تفاوت مى كند، شخص مبتدى همراه استاد خود به مجالس و محافل مذهبى
رفته و هر جا كه استاد گفت برنامه كوتاه خود را ارائه دهد. مبتدى نيز بايد عزم خود
را جزم نمايد و هر توصيه اى كه استادش به او مى كند، با جان و دل انجام دهد. حتى
اگر بسيار سخت باشد. اين كار سبب پيشرفت خود و دلگرمى استاد به شخص ‍ مبتدى شده و
باعث مى شود كه فنون را بهتر و بيشتر به او بياموزد.

ه‍) نكته بسيار مهم

در قسمت قبل گفتيم كه چگونه مبتدى يك برنامه كوتاه را از روى يك نوار تقليد كند و
آن را در مجلس پياده نمايد. نكته بسيار مهم اين است كه برنامه كوتاهى كه از روى
نوار تقليد شده ، كجاى مجلس خوانده شود كه تشخيص آن به ندرت از طرف مبتدى درست از
آب در مى آيد و بايد حتماً با صلاح ديد استاد باشد. چون آن مجلسى كه در نوار اجرا
شده با آن كه شخص مبتدى مى خواهد پياده كند، بسيار فرق دارد. زيرا خواننده نوار يك
خواننده تواناست و به فراخور مجلس خود، شعر را تحويل مستمع مى دهد و مجلس را اداره
مى كند. همچنين آن مجلس بسيار بزرگتر از مجلس شماست و امكان دارد اين ((كليشه
كارى )) شما در اين مجلس كوچك ، جواب ندهد. اگر قرار است شعرى در ده مجلس
خوانده شود، ده بار نيز بايد خواندن آن به تناسب مجلس تغيير كند. اما معمولاً شخص
مبتدى دوست دارد شعرى كه مى خواند، فوراً روى مستمع اثر بگذارد و او را منقلب كند
و به همين خاطر سراغ تقليد از نوارهاى پر شور و التهاب و قسمت هاى پر سوز و گداز
آن مى رود اما به محض خواندن آن در مجلس كوچك ، فرد مى بيند كه آن نتيجه اى كه در
نوار بود، اينجا به عمل نيامد. دليل آن بسيار واضح و روشن است زيرا شما فقط آن را
پياده كرده و تقليد نموده ايد اما نه شما به مهارت خواننده نوار هستيد، نه مجلس
شما به خوبى و آمادگى آن مجلس از نظر مستمعين است و نه از شما آن گونه خواندن را
به عنوان يك مبتدى مى پذيرند. پس انتظار نداشته باشيد مجلس شما هم مثل آن نوار
بشود. ثانياً در انتخاب قطعه مورد نظر نوار هم بايد بسيار دقت كرد. اين قطعه
تقليدى به هيچ وجه نبايد روضه باشد چه آنكه روضه خوانى مقوله اى بسيار مهم است كه
مرحوم ((حاج ملا حسين مولوى ))؛ استاد بزرگ مداحى ، مبتدى ها و خيلى
از باتجربه ها را از آن منع مى كردند و مى فرمودند كه اگر بتوان مجلس را با شعر
اداره كرد بهتر مى باشد و قداست و حرمت آن روضه حفظ مى شود. زيرا همان طور كه
گفتيم شخص مبتدى اگر استاد نديده باشد، يك نوع حرص و ولعى به خواندن و اشك گرفتن
دارد كه بايد مهار شود.

همچنين قطعه اى كه انتخاب مى كنيد حتى المقدور شورهاى سنگين نيز نباشد زيرا در
مجالس كوچك ، دادن اين ذكرها درست نيست و باعث نامنظم شدن شور مى شود و نيز انتخاب
نوحه و واحد سنگين خواندن هم صحيح نمى باشد. چون اينها هم مهارت خاصى مى خواهد كه
با تغيير مجلس و مستمع ، تفاوت مى كند. بهترين قطعه اى كه مى توانيد از نوارى برگزينيد،
قسمت هائى است كه خواننده نوار، آن را در ابتداى نوار، با آرامش در سكوت مجلس و
پرده هاى پائين مى خواند. يا گوشه هائى از خواندن ((واحد سبُك )) كه
بعد از نوحه خوانده مى شود. البته بايد مداح بهترى كنار شما باشد كه به محض نامنظم
شدن مجلس ، توانائى جمع كردن آن را داشته باشد كه موجب به هم خوردن مجلس و
سرافكندگى شما نشود.

خلاصه مطلب اينكه تا چهار، پنج سال اول ، شخص ، مبتدى است و نبايد از استاد جدا
شده و شاگرد صِرف ، محسوب مى شود. بايد بى چون و چرا توصيه هاى استاد را گوش ‍ كند
و در تمام اين مدت از نوار گوش كردن و شركت در محافل غافل نشود. به قول يكى از
ذاكران طراز اول تهران : ((مداحى صد فن دارد كه خواندن يكى از آنهاست ))
و بايد تمامى اين فنون با گذشت زمان فرا گرفته شود.

راهنمائى :

به توصيه يكى از اساتيد بزرگوار؛ تمرين صرف ، سودى ندارد و شخص بايد اين تمرينات و
توصيه ها را در خواندن اگر چه براى يك نفر به كار بندد كه خواندن هفته اى يك مرتبه
براى شخص مبتدى الزامى است .

مجلس عزادارى

بى شك پرحجم ترين و مهم ترين كار يك مداح ، اداره مجلس عزادارى است و از اهميت
بيشترى نسبت به ساير وظايف او برخوردار است . اولين شرط ورود به مجلس ‍ عزادارى آن
است كه ذاكر هميشه آماده و مستعد وارد مجلس شود. خواه قرار بر خواندن او باشد خواه
نباشد. به طور كلى مداح هميشه بايد آمادگى خود را براى انجام وظيفه حفظ كند، چه
بسا خيلى از مجالس بدون هماهنگى و وعده قبلى تشكيل مى شوند. همچنين برخى از مجالس به
صورت اتفاقى منعقد مى گردند و از هيچ مداحى اين عذر پذيرفته نمى شود كه بگويد؛ ((الان
آمادگى براى خواندن ندارم )). لذا هميشه به خاطر داشته باشيد، به محض اينكه
براى اولين بار در انظار، پشت تريبون قرار گرفتيد، شما در نظر مردم به عنوان
خواننده شناخته مى شويد، بالاخص كه از پس اين كار هم به خوبى بر آئيد.

در اين جا به مناسبت ، به چند تذكر در اين زمينه توجه فرمائيد.

نخست آنكه سعى كنيد به واسطه پرهيز و تمرين روزى يك ربع الى نيم ساعت ، هميشه
آمادگى حنجره تان را حفظ كنيد و تصور كنيد كه امروز قرار است برنامه اجرا نمائيد.
اين آمادگى در دهه هاى مختلف بالاخص دهه هاى محرم بايد بيشتر حفظ شود.

دوم آنكه در اوقات بيكارى و فراغت به حفظ شعر، شور، و يا حتى نوحه بپردازيد. زيرا
تسلط كسى كه از حفظ مى خواند بسيار بيشتر از كسى است كه از روى نوشته اجراى برنامه
مى كند و گذشته از آن ، ممكن است چراغ قوه و نوشته ، همراه نداشته باشيد و غافلگير
شويد چون امكان دارد كه در حين مداحى شخص ديگرى ، از شما بخواهند كه فيض بدهيد. و
به قول استادى : ((سلاح مداح شعر است )) و مداح خوب كسى است كه از
هر معصومى يك شعر و يك نوحه و يا حداقل چند خط زمينه حفظ داشته باشد. چون براى
مبتدى ، در اول راه ، حفظ كردن شعر تمامى حضرات معصومين عليهم السّلام خت و مشكل
است ، بهتر است ابتدا مقاديرى شعر، در مدح يا در سوگ حضراتى كه بيشتر به آنها توسل
مى شود، حفظ كند. مانند امام زمان ، امام حسين ، حضرت زهرا، حضرت عباس ، حضرت زينب
، حضرت رقيه ، حضرت على اصغرعليهم السّلام و سعى كنيد شعرى را حفظ نماييد كه مناسب
هر گونه مجلسى باشد و به اصطلاح يك شعر قوى باشد و خوب روى آن كار كرده به طورى كه
آن را در حالات مختلف از بر نموده باشيد مثلاً بتوانيد به اقتضاى مجلس ، فقط شاه
بيت هاى آن را بخوانيد و يا در شور دادن يا واحد خواندن از آن استفاده نماييد.

سوم آنكه حتى المقدور قبل از ورود به مجلس چراغ قوه ، اشعار مختلف و دستمال اشك به
همراه داشته باشيد. نكته ديگر كه در اين جا هست اين است كه اگر مى خواهيد از روى
نوشته بخوانيد حتماً بايد روى آن به اندازه كافى كار كرده و تسلط كافى داشته
باشيد. حتى اگر حفظ شويد و آن را براى احتياط برداريد، بسيار بهتر است . نه اينكه
شعرى را بدون آمادگى قبلى از جيب مان در آوريم و شروع به خواندن آن كنيم .

چهارم آنكه قبل از شروع مجلس يا زمان اجراى برنامه خود در مجلس حاضر باشيد. كه هم
در آرامش شما تاءثير خواهد داشت و هم فرصت پيدا مى كنيد خصوصى با آن معصومى كه مى
خواهيد روضه اش را بخوانيد، خلوت كنيد و از او مدد بخواهيد تا خلوص نيت در عمل
پيدا كنيد و دست شما را به عنوان يكى از خادمين خودشان ، بگيرند و در انجام وظيفه
يارى تان كنند و چه نيكوست كه اين به صورت يك برنامه ، براى شما در آيد و هميشه با
توسل و توكل ميكروفون را به دست گيريد. فايده مهم ديگر در حاضر شدن قبل از زمان
اجراى برنامه فضيلت نيكو و سنت پسنديده ((وفاى به عهد)) است كه موجب
آبرومندى شما و دلگرمى و علاقه بانى مجلس و مردم به شما و همچنين مورد پسند واقع
شدن مجلس تان براى صاحبان اصلى مجلس مى گردد.

پنجم ، بايد سعى داشته باشيم تا انگيزه خود را نسبت به شركت در مجالس عزادارى اهل
بيت عليهم السّلام يك انگيزه دورنى محكم قرار دهيم . بايد از نگاه محبت عاشق و
معشوق به اهل بيت عليهم السّلام توسل داشت نه فقط براى بر آورده شدن حاجات به آنها
توسل جوئيم . زيرا با بر آورده شدن حاجات ، انگيزه كم رنگ مى شود. بايد باور كنيم
كه رفتن ما به اين مجالس به دليل احتياج باطنى ماست نه فقط براى قضاى حاجات و
مشكلات مان .

ششم آنكه قبل از اجراى برنامه كمى زمزمه كنيد تا رگه هاى صدا از بين برود و حتماً
مقدارى آب ولرم بنوشيد تا حنجره شما گرم شده و از خشكى در آيد و نيز محل نشستن خود
را موقع خواندن و سينه زدن تعيين كنيد تا در حين اجراى برنامه مجبور نشويد جابجا
شويد.

هفتم اينكه سعى كنيد قبل از اجراى برنامه ، چيزى بخوريد، تا موقع خواندن گرسنه
نشويد زيرا يكى از عوامل بروز گرفتگى در حنجره ، ضعف مى باشد. اما بايد توجه داشت
كه غذا تا حد امكان بايد سبك و بدون چربى و چيزهائى كه قبلاً توصيه شد، باشد و
همچنين اندك بوده تا باعث از بين رفتن روح توسل نگردد و اگر مدتى با اجراى برنامه
فاصله داشته باشد، بهتر است تا خوب هضم شده و بين برنامه براى شما مشكل ايجاد
نكند.

و در نهايت ، اينكه قبل از اجراى برنامه در معرض باد شديد قرار نگيريد. زيرا باد
خوردن حنجره ، باعث گرفتن صدا مى شود. اگر خواستيد با وسيله نقليه اى مانند
موتورسيكلت به مجلس برويد حتماً با استفاده از يك شال گردن يا چيزى شبيه آن ، مانع
باد خوردن حنجره بشويد و نيز در فصل زمستان هميشه از شال گردن استفاده نمائيد چون
تنفس در هواى سرد نيز چنين اثرى خواهد داشت .

شعر شروع مجلس

بعد از دادن سلام و صلوات و حمد ثناى الهى ، مداح ، مجلس را با شعر شروع مى كند.
اين بهترين حالت مجلس است كه وقتى سلام داد، شعرى را با عنوان مقدمه مجلس ‍ شروع
مى كند كه پسنديده تر از حالتى است كه بعد از سلام دادن ، مداح شروع به صحبت كردن
و روضه خواندن كند. سعى كنيد هميشه مجلس (حتى مجالس ‍ كوچك و توسلات مختصر) را با
شعر آغاز نمائيد تا حالت وزين ترى به خود بگيرد. شعرى كه ابتداى مجلس خوانده مى
شود مى تواند اشعارى از آقا امام زمان عليه السّلام باشد كه در حال حاضر، مجالس
بيشتر به اين شكل شروع مى شوند و مى توان از اشعارى كه در اين زمينه سروده شده است
استفاده نمود و از غزل هاى حافظ و يا غزل هاى حضرت امام (رحمة الله عليه ) استفاده
كرد مثلاً:

روى تو كس نديد و هزارت رقيب
  هست

 

در غنچه اى هنوز و صدت عندليب
  هست

 

هر چند دورم از تو كه دور از تو كس
  مباد

 

اما اميد وصل تواءم عن قريب
  هست

 

گر آمدم به كوى تو چندان غريب
  نيست

 

چون من در اين ديار هزاران غريب
  هست

 

عاشق كه شد يار به حالش نظر
  نكرد

 

اى خواجه درد نيست و الا طبيب
  هست

و يا از اشعار اخلاقى ، كه در مذمت نفس سروده شده و يا اشعار مناجاتى
استفاده كرد كه اين گونه ، اشعار مناسب مجالس دعا و زيارات مى باشد مثلاً در شبهاى
ماه مبارك رمضان و يا قبل از دعاى كميل و... مثلاً اين شعر:

يا رب ار نگذرى از جرم و گناهم چه
  كنم

 

ندهى گر به در خويش پناهم چه كنم

 

گر برانى و نخواهى و كنى نوميدم

 

به كه روى آرم و حاجت زكه خواهم چه
  كنم

 

گر بخشى گنهم شرم مرا آب كند

 

ور نبخشى تو بدين روى سياهم چه
  كنم

 

نتوانم كنم انكار گنه يك ز
  هزار

 

تو كه بودى به همه حال گواهم چه
  كنم

 

بارلها! كرمى مرحمتى امدادى

 

كاروان رفته و من مانده به راهم چه
  كنم

و يا از اشعارى استفاده نمايد كه در مدح ائمه معصومين عليهم السّلام
سروده شده كه در گذشته خواندن اين گونه اشعار، جايگاه بهترى در مجالس داشته است .
اشعارى كه در مدح اهل بيت عليهم السّلام سروده شده و بسيار ساده و بى پيرايه است و
بيشتر در مدح اباعبدالله الحسين عليه السّلام سروده مى شده كه البته هنوز هم در
هيئاتى كه به سبك سنتى عزادارى مى نمايند، اين اشعار به چشم مى خورد، مثل اين شعر:

اى چراغ شام تارم يا حسين

 

اى اميد روزگارم يا حسين

 

اى قرار قلب زار عاشقان

 

من ز هجرت بى قرارم يا حسين

 

من گداى لطف و احسان تواءم

 

اى تو لطف بى شمارم يا حسين

 

من به درگاهت غلامى روسياه

 

يا كه عبدى شرمسارم يا حسين

 

چشم اميدم قيامت سوى توست

 

اى به محشر غمگسارم يا حسين

 

در قيامت من چه غم دارم به
  دل

 

گر تو باشى در كنارم يا حسين

 

من دل افگار و پريشان تواءم

 

اى شفاى قلب زارم يا حسين

و يا اين شعر:

مهر تو را به عالم امكان نمى
  دهم

 

اين گنج پر بهاست كه من ارزان نمى
  دهم

 

نام تو را نزد اجانب نمى برم

 

چون اسم اعظم است به ديوان نمى
  دهم

 

گر انتخاب جنت و كويت به من
  دهند

 

كوى تو را به جنت و رضوان نمى
  دهم

 

جان مى دهم به شوق وصال تو يا
  حسين

 

تا بر سرم قدم ننهى جان نمى
  دهم

 

اى خاك كربلاى تو مهر نماز
  من

 

اين مهر را به مهر سليمان نمى
  دهم

 

من را غلامى تو بود تاج افتخار

 

اين تاج را به افسر شاهان نمى
  دهم

شعر اول مجلس ، هر قسمى از اين سه دسته كه باشد بايد به عنوان مقدمه
توسل از آن بهره جست و بايد توجه داشت كه نبايد آن را اصل قرار داد، تا جا براى
اشعار روضه هم وجود داشته باشد. البته اين بدان معنى نيست كه با اين اشعار نمى شود
مجلس گردانى كرد، خير. مقصود اين مى باشد كه اگر قرار است بعد از اين اشعار، شعر
ديگرى خوانده شود، بايد از اطاله دادن آن پرهيز كرد تا سبب خستگى مستمع نشود و بار
شعر را در اشعار بعدى بيشتر كرد. چون خواندن اين اشعار، جنبه مقدمه دارد و به سبب
آماده شدن مستمع ، براى گوش دادن روضه خوانده مى شود زيرا در اول مجلس ، مستمع
هنوز، آمادگى روضه گوش كردن را ندارد و بايد او را آماده ساخت و هر كجا كه مداح
احساس كرد مستمعش آماده شده ، بايد مقدمه را تمام كند و به خواندن روضه و اشعار
مربوط به آن بپردازد.

ه‍) روضه خوانى

به جراءت مى توان گفت كه مهم ترين و خطيرترين بحث در مداحى ، ((روضه خوانى ))
است . روضه خوانى ، فنى در مداحى اهل بيت عليهم السّلام كه بعد از سال ها تجربه و
ديدن مجالس ‍ گوناگون بدست مى آيد. چون روضه از حساسيت ويژه اى برخوردار است نبايد
در ارائه دادن آن عجله نمود و بايد سعى داشت بعد از يافتن تجربه زياد در امر مداحى
به آن پرداخت و در واقع آن را در رديف فنونى قرار داد كه بعد از سال ها تلاش مستمر
بدست مى آيد. چون روضه خوانى يك كار عميق و معنوى است كه با روح و جان مستمع
سروكار دارد و به دليل همين حساسيت نبايد در ((روضه خوان )) شدن
عجله نمود، اگر چه از تمرين آن نيز نبايد غافل شد.

يك روضه خوان بايد به نكاتى از قبيل ذيل توجه داشته باشد؛

1- حتماً روضه اى را كه مى خواهيد بخوانيد از يك منبع معتبر بدست آورده باشيد كه
يا خودتان آن را در مقتلى خوانده و يا از مداح معتبرى كه بى سند و غير مستدرك نمى
خواند شنيده باشيد. چون همان طورى كه در بخش تحريفات و بدعت ها نيز به آن پرداخته
ايم ، اكثر كج روى ها و بدعت گذارى ها به دليل غير مستند خواندن روضه بوده است .
براى اينكه فرهنگ خرافى پرستى ، جا نيفتد بايد هميشه اين مسئله را مدّ نظر داشته
باشيم كه هدف ما ((گرياندن )) مستمع نيست ، هدف اشاعه فرهنگ عزادارى
و احياء ارزش ها به واسطه آن است . اگر چه روضه اى كه همراه با گريه باشد بسيار
بهتر است .

2- براى اينكه مداح بتواند به خوبى از عهده روضه خوانى برآيد شرط آن ، تسلّط بر واقعه
است . زيرا تسلط نداشتن بر روضه باعث عواقبى چون اشتباه خواندن ، اضطراب ، جا
انداختن قسمتى از روضه ، جابه جا خواندن وقايع و... مى شود. مداحى كه بر روضه تسلط
دارد هيچ وقت آن را جابه جا نمى خواند و ترتيب روضه را بر هم نمى زند و يا روضه را
از آخر به اول نمى خواند. كما اينكه اين مسئله زياد ديده شده است كه مداحى به دليل
عدم تسلط بر روضه ، يا قسمتى از آن را فراموش كرده و جا انداخته است و يا ترتيب آن
را بر هم زده .

3- براى اينكه كسى بر روضه تسلط پيدا كند، راهى جز تمرين ندارد. تمرين كردن روضه ،
ابتدا با گوش كردن نوار و شركت زياد در مجالس و سپس خواندن روضه در اتاقى خلوت ،
براى خود مى باشد با اين ترتيب كه تصور شود در مجلس ، براى مستمعين مى خواند و
آنچه را كه مى خواند ضبط نموده و سپس گوش كند. نتيجه تمرين زياد اين است كه در
روضه خوانى قوى شده و اولين فايده آن اين است كه مى تواند در مدت زمانى كه به او
داده مى شود، روضه خود را بگنجاند. خواه سه دقيقه باشد خواه سى دقيقه .

4- قبل از اينكه مداح روضه بخواند بايد خوب به جوانب و حواشى آن فكر كرده و دقيقاً
سير روضه را در ذهن خود ترسيم نمايد. با اين كار مى تواند به زواياى دست نيافته اى
از روضه دستيابى پيدا كند و جملاتى را به عنوان شاخ و برگ روضه ، به آن اضافه
نمايد. البته اين كار تجربه زيادى هم احتياج دارد و خيلى از اين زواياى ناشناخته ،
با تفكر تنها بدست نمى آيد و لازمه اش اين است كه انسان ، خود را در حال و هواى
روضه قرار داده و داراى ارتباطى قوى با روضه و اشك بوده باشد. اصولاً نبايد روضه
را خام تحويل مستمع داد. بايد با شاخ و برگ دادن آن ، در موفقيت بيشتر در راستاى
جا افتادن و گرفتن روضه ، كوشيد.

5- بايد شعر را با روضه تلفيق نمود و همراه با شعر، روضه را جلو برد، تا از دوباره
گوئى مطالب جلوگيرى شود. حسن ديگرى كه اين كار دارد اين است كه با اين كار روضه ،
جان مى گيرد و ((اوقع فى النفوس )) واقع مى شود. يعنى مداح با روضه
خواندن ، مطلب را به اوج برساند اما اوج روضه را با شعر، تحويل مستمع بدهد كه اثر
آن بسيار بيشتر از خواندن مستقل روضه خواهد بود كه مستلزم دقت و ظرافت و تجربه
زياد مى باشد.

6- يكى ديگر از نكات قابل توجه اين كار، روضه خوانى به صورت ((طولى ))
است يعنى اگر كسى قبل از شما روضه اى خواند و مجلس را تحويل شما داد، شما ديگر
نبايد همان روضه را مجدداً تكرار نمائيد. لاجرم بايد به قسمت هائى كه در روضه اى
قبلى بدانها اشاره اى نشده بپردازيد تا مكمل روضه قبلى باشد.

7- مسئله بسيار مهمى كه بايد رعايت شود و هميشه مدّ نظر قرار داشته باشد، كم
خواندن روضه و مصيبت است زيرا طول دادن روضه باعث خستگى ، كدورت و در بيشتر اوقات
، موجب زدگى مستمع از مجلس روضه مى گردد. بايد با كوتاه خواندن روضه ، مستمع را
تشنه گذاشت تا علاقه او هميشه نسبت به مجالس مذهبى پايدار باشد. به قول يكى از
اساتيد بزرگوار تهران (80) ؛ ((كم خواندن هميشه چيز خوبى است چرا
كه اگر بد خواندى ، همه مى گويند: بد خواند اما خدا پدرش را بيامرزد كه زود تمام
كرد و اگر خوب خواندى ، مى گويند: خوب خواند اما حيف كه زود تمام كرد)). پس
در هر دو صورت بايد اين مسئله رعايت شود.

8- يكى از وظايف شخصى مداح ، همان طورى كه در كلام مقام معظم رهبرى نيز بدان اشاره
شده بود بحث پيام داشتن روضه است . مداح اهل بيت عليهم السّلام دليل جايگاه بلندى
كه در بين مردم دارد، رسالت سنگينى هم بدوش مى كشد. يكى از اين رسالت ها، پيام
رسانى و هدايت جمع است و لذا بايد سعى شود در اثناى خواندن ، به مسائل اعتقادى ،
چون انجام واجبات ، ترك محرمات ، اطاعت از رهبرى ، نيكى به والدين ، ادب ، تقوى ،
بردبارى در برابر مصائب ، عشق به اهل بيت عليهم السّلام امر به معروف و نهى از
منكر و... اشاره شود و توصيه پير مرادمان را دوباره متذكر مى شويم كه ؛

((اولين چيزى كه بايد مورد توجه قرار گيرد، پيام است و پيام بايد هم در
مصيبت هم در مدح و هم در اخلاقيات وجود داشته باشد))(81) .

9- خواندن هر روضه و مصيبت جاى خود را دارد. بعضى از روضه ها هستند كه به جهت حفظ
قداست و حرمت آنها، فقط بايد در شب مخصوص خود خوانده شوند مثلاً خواندن روضه وداع
و قتلگاه البته با آن شور و التهاب شب عاشورائى ، در دعاى توسل هاى هفتگى و اين
گونه مجالس درست نيست و به اعتقاد بعضى بزرگان اين روضه ها را فقط بايد شب عاشورا
خواند.

10- در روضه خوانى نبايد فقط به ارائه داستان پرداخت و به نقل جريان تاريخى آن
بسنده كرد كه مثلاً بله ، در چنين روزى حضرت رفت جنگيد و چگونه به شهادت رسيد.
بلكه مانور دادن روى شخصيت هاى داستان از ارزش بالاترى برخوردار است تا محدود به
نقل داستان نشده باشد و مقام امامت و مظلوميت ائمه به خوبى به تصوير كشيده شود كه
در راستاى شناخت ائمه اطهارعليهم السّلام و نزديك شدن به آنها از آن استفاده معنوى
بشود. پس نبايد روضه خوان حالت قصه گو پيدا كند. بايد با روضه خوانى به ترسيم
مظلوميّت ائمه بپردازد.

11- چه زيبا و پسنديده است كه مداح در حين اجراى برنامه ، خود نيز توسل داشته باشد
و فقط به مردم فيض نرساند و خود بى بهره باشد. مداح بايد خود نيز از فيض معنوى
روضه خوانى بهره مند شود و اشكى بريزد اما بهتر است كه حظ بردن مداح ، سبب خارج
شدن نظم مجلس از دست او و عدم توانائى در ادامه دادن آن نگردد و بيشتر به وظيفه
خود بپردازد، اگر چه عزيزان مداح حظ كافى و وافى را مى برند.

12- يكى ديگر از مسائلى كه بايد در روضه خواندن رعايت گردد، همسان بودن و مطابق
بودن لحن خواننده با روضه است . يعنى جملات را طورى ادا نمايد كه خطابى بودن ،
سئوالى بودن ، خواهشى بودن ، منفور بودن و... از لحن آن مشخص باشد، طورى كه مستمع
از لحن روضه خوان ، غرض جملات را بفهمد، نه اينكه در كلمات خُرد شود تا مقصود مداح
را متوجه گردد و بدين ترتيب رشته كلام از دستش خارج نگردد و متوجه گردد كه مداح در
آن سر و صدا، چه مى خواهد بگويد.

13- به عزيزان مداح توصيه مى شود كه فقط مستمع شان را مورد خطاب قرار ندهند و تمام
جملاتى كه مى گويند، حالت تخاطب نداشته باشد بلكه خود را نيز مخاطب قرار داده و
حديث نفس كنند. اين شيوه در مجالس دعا و زيارات حتماً بايد رعايت شود تا موجب
دلخورى و ناراحتى كسى نشود. بهتر است چه در تعريف و تمجيدها، و چه در سرزنش ها خود
را هم مخاطب قرار دهد.

14- گاهى ديده مى شود وقتى عزيزى ، جائى از روضه را اشتباه مى خواند و يا به هر
ترتيبى نمى تواند به خوبى از پس روضه خوانى برآيد، ناراحت شده و خود را سرزنش ‍ مى
نمايد. مداح اهل بيت عليهم السّلام بايد با توكل و استمداد از اهل بيت عليهم
السّلام الاخص آن امامى كه مجلس به نام او برپاده شده است ، وظيفه خود را انجام
دهد و به هيچ وجه از نتيجه كار هراس نداشته باشد كه ما موظف به تكليفيم نه ماءمور
به نتيجه . البته اين بدان معنى نيست كه اگر نمى تواند هم ، بايد روضه بخواند،
بلكه اگر تسلط كافى ندارد به هيچ وجه نبايد مبادرت به آن ورزد زيرايك كلمه كم و زياد
در آن ، مى تواند اثر سوئى داشته باشد.

15- مقتضيات مجلس را بايد هميشه و در همه حال رعايت نمود و مداح خوب بايد هميشه
رعايت آن را بند اول كار بداند. از مقتضيات مجلس مى توان مقتضيات سنى ، فرهنگى ،
زمانى ، مكانى و معنوى را نام برد كه هر يك از اينها جداگانه ، تاءثير خاص خود را
بر مجلس دارد و بايد به همگى آنها توجه داشت كه مثلاً چه گروه سنى هستند، تحصيل
كرده اند، از چه قشرى از جامع هستند، مجلس چه شبى است ، در كجا برپا شده و آيا
مستمع ، هيئتى است و يا غير هيئتى و به تناسب آنها روضه را تنظيم نمايد.

16- مسئله بعدى همراه بودن مداح و مستمع است يعنى مداح بايد روضه را به تناسب حال
مجلس جلو برد و هر جا كه حس كرد مستمع اشباع شده ، همانجا روضه را قطع نمايد.
همچنين در جواب گرفتن ها و زمزمه كردن ها بايد ببيند كه روحيه مستمع چگونه است .
اگر حال ندارد، جواب را پائين بگيرد و يا اصلاً زمزمه نكند و روضه را زودتر به
اتمام رساند زيرا در حال حاضر مستمع شما گنجايش پذيرائى روضه را ندارد كه دلايل
زيادى مى تواند داشته باشد كه بعداً به ذكر آنها خواهيم پرداخت .

17- روضه خوانى به سه قسمت تقسيم بندى مى شود: ((مقدمه ))، ((اوج
))، ((فرود)). مقدمه روضه ، همان اشعار ابتداى روضه است كه
بايد در پرده هاى پائين خوانده شود. كم كم مداح صداى خود را بالا برده و بر سرعت
اداء جملات مى افزايد تا جائى كه به بالاترين سطح خود مى رسد كه ((اوج روضه
)) نام دارد. مستمع را نبايد زياد در اين حال نگه داشت و بعد از گفتن جملات
متناسب اين قسمت كه معمولاً سوزناك ترين جملات روضه است ، بايد با يك مكث كوتاه و
فرود آوردن صدا، روضه را كم كم به اتمام رساند. نكته كه مهمى در اينجا وجود دارد
اين است كه مستمع را نبايد زياد در اوج روضه نگه داشت ، البته به تغيير مقتضيات
مجلس ، اين مسئله نيز متفاوت مى شود. چون اگر مستمع هيئتى است و مجلس نيز شب شهادت
برپا شده و مقدمات اشك گرفتن فراهم است ، مى توان آن را به ميزان حال مجلس ، حتى
تا يك ساعت هم افزايش داد، مثل مجالس شب عاشورائى .

18- يك مداح خوب بايد از تمام توانائى هاى خود بهره گرفته تا از مستمع اشك بگيرد.
يكى از اين توانائى ها، تحريك احساسات و عواطف روحى است كه مداح مى تواند به
اصطلاح براى ((داغ ))تر نمودن روضه از آن كمك بگيرد مثلاً با ترسيم
صحن و سراى مولايمان امام حسين عليه السّلام و بيان كيفيت مجلسى كه در آنجا برپا
شود و يا قرار دادن مستمع در حال و هواى حرم امام حسين عليه السّلام وى را براى
پذيرش آن آماده تر نمايد و از احساسات او براى جلو بردن مجلس كمك بگيرد كه اثر
شايان ذكرى در تعميق روضه و زياد شدن تاءثير آن بر مستمع خواهد داشت . اما
برانگيختن احساسات و عواطف ، نبايد حالت وهن به روضه پيدا كند و سبب سبك شدن آن
گردد.

19- مسئله اى كه مداح بايد در دهه هاى عزادارى بداند، ترتيب شب هاى آن مى باشد.
همان طورى كه مى دانيد هر شب از دهه هاى محرم ، فاطميه و شهادت حضرت على عليه
السّلام ، داراى يك نام بخصوص مى باشد كه مداح بايد آن را بداند تا هماهنگ با بقيه
همكاران خود باشد و مطالب مربوط به همان شب را آماده و مهيا سازد و سعى داشته باشد
كه علاوه بر ياد گرفتن نام شب هاى هر دهه ، ترتيب آن را نيز حفظ نمايد.

 

 


مرثیه خوانی

مرثیه خوانی



1) مدینه و سرآغاز قیام امام حسین(ع)

عشق حسین بن علی در تار و پودم

مهر و والای آل عصمت در وجودم

جونکه نمک پروردة این خاندانم

شد تربت خون خدا مهر سجودم

تا زنده ام دست از ولایش برندارم

آن گونه که با مهر او تا حال بودم

اشک غمش روی سیاهم شستشو داد

با شوق کویش دیده بر عالم گشودم

با رسیدن گزارش مرگ معاویه به امام حسین ( ع ) سرانجام تصمیم گرفت مدینه را ترک
گوید. زیرا حسین ( ع ) کسی نبود که دست بیعت با یزید دهد و بر اساس همین اعتقاد
ابی عبدالله الحسین ( ع ) شبانه با گروهی از برادران و فرزندان و اهل و عیال به
طرف مکه حرکت کردند، هر چند محمد حنفیه و ام سلمه و دیگران دوست داشتند مانع حرکت
حضرت شوند ولی نتوانستند و عاقبت در حالی که این آیه شریفه(1) را تلاوت می کردند
از مدینه خارج شدند.

پس از چند روزی که فاصله مدینه تا مکه را طی کردند روز سوم شعبان به مکه معظمه
وارد شدند.

مدینه از کنار تو روانم

دگر هرگز به سویت برنگردم



مرا شاید که بعد از این ببینی

اگر در این سفر پرپر نگردم

اگر عباس من کشته نگردید

دگر من بی علی اکبر نگردم

اگر زنده بماند شیرخواره

بروی دست بی اصغر نگردم

خویشان و دوستان از بنی هاشم اصرار داشتند تا حسین ( ع ) را از این سفر منصرف
سازند، ولی امام ( ع ) با استناد به توصیه جدش پیامبر(ص) که فرمود :

اخرج الی العراق ان الله شاء ان یراک قتیلا.

ای حسین مدینه را به قصد عراق ترک کن، زیرا خداوند می خواهد تو را کشته ببیند ،
لذا همراه جوانان و فرزندان و اهل بیت از مدینه خارج شد .



بمن فرمود جدم که خداوند

همی خواهد تو را کشته ببیند

سرو جان را به راه حق فدا کن

بخونت خواست آغشته ببیند

بنابر نقل قطب راوندی ( ره ): ام سلمه همسر پیامبر ( ص ) در لحظات خروج امام (ع)
از مدینه عرض کرد: ای حسین مرا با بیرون رفتن از مدینه غمناک مکن، زیرا من از جد
بزرگوار تو پیامبر(ص) شنیدم که فرمود: فرزند من حسین ( ع ) را در سرزمین کربلا
خواهند کشت، فرمود: ای مادر، نه تنها از این جریان با خبرم بلکه روز کشته شدن و
قاتلم را نیز می شناسم و حتی مدفن و همراهان شهید خود را می دانم، همین لحظه بود
امام ( ع ) اشاره ای فرمودند، کربلا و محل شهادت خود را به ام سلمه نشان دادند، وی
با دیدن این صحنه زیاد گریه کرد.

… ام سلمه گفت پیامبر به من تربتی داده که در شیشه نگهداری می کنم، حضرت ابی
عبدالله (ع ) با قدرت اعجازی خود دست دراز کردند، و خاکی از کربلا بر گرفت به ام
سلمه داد … و فرمود این خاک را هم با تربتی که از جدم گرفته ای نگهداری کن و هر
وقت دیدی این دو خاک خون شده بدان مرا در کربلا کشته اند.

آن شب ، یکشنبه 28 رجب سال 60 هجری بود که فردای آن تصمیم به حرکت گرفت لذا کنار
قبر جد بزرگوار و قبر مادر و برادرش آمد، با آنان وداع نمود و سرانجام با فرزندان
و برادران و برادرزادگان و بسیاری از خاندانش، مدینه را به قصد آمدن مکه ترک
گفتند.

از کنار قبر مادر می روم

از بر قبر پیمبر می روم

همراه عباس و عبدالله و عون

بلکه با افراد دیگر می روم

نوجوانان را به همراه می برم

سوی قربانگاه با سر می روم

2) امام حسین ( ع ) به مکه آمد

ای مهر غم انگیز تو چون آیینه

وی عشق حریم کوی تو در سینه

هر کس نبود لایق این در گران

آسان نتوان رسید بر گنجینه

ای کاش زیادتت فراهم می شد

در خدمت مهدی شب هر آدینه

آری به خدا قسم به یک گوشه چشم

آئیه دل پاک کنی از کینه

یک لحظه بیا بدیدنم موقع مرگ

زیرا که بود علاقه ام دیرینه

سیمین شب شعبان که مصادف با شب جمعه بود امام حسین ( ع ) وارد مکه شدند، شخصیت های
برجسته کوفه همین که از خروج امام حسین ( ع ) از مدینه و آمدنشان به مکه و امتناعش
از بیعت یزید خبردار شدند، نامه های پی در پی و زیاد در رابطه با دعوت از امام ( ع
) برای آمدن به کوفه نوشتند و برای حضرتش ارسال نمودند. این نامه ها که در حدود
150 نامه بود که هر کدام از آن را یک یا دو نفر ، سه و چهار نفر نوشته بودند و
امضاء کرده بودند.

بیا که دوستان در انتظارت

بیا که جان کوفی ها نثارت

بیا که عشق دیدار تو داریم

که سر بر پای مهر تو گذاریم

بیا بر کوفیان لطف و کرم کن

بیا و کوفه را باغ ارم کن

بیا تا راز دل با تو بگوییم

ز تو عطر پیمبر را بجوییم

بیا ما را ز رویت مفتخر کن

ز مکه ماندنت صرف نظز کن

مضمون یکی از نامه هایی که فرستادند این بود ، بسم الله الرحمن الرحیم نامه ای است
از شیعیان و فدائیان آن حضرت به امام حسین ( ع ) ای مسلم از آمدن به کوفه عجله کن
که مردم این سرزمین در انتظار قدوم مسرت آفرین شما هستند. فالعجل فالعجل ثم العجل
تا می توانی در این باره شتاب کن





3) مسلم بن عقیل، اولین قربانی

با مهر تو چون سرشته شد آب و گلم

سوی حرم تو پر کشیده است دلم

مولای بزرگواری ای کشتة عشق

من ز ینهمه لطف و مهربانی خجلم

صد شکر که با این همه عصیان و گناه

با رشتة مهر تو به تو متصلم

امام حسین ( ع ) با دریافت حدود 12 هزارنامه از طرف مردم کوفه سرانجام مسلم بن
عقیل پسر عموی خویش را همراه با نامه ای راهی کوفه کرد و در قسمتی از نامه مرقوم
فرمود :

و انی باعث الیکم اخی وابن عمی و ثقتی من اهل بیتی مسلم بن عقیل(1)

" فرستادم به سوی شما برادرم و پسر عمویم و مورد وثوق اهل بیت من مسلم بن
عقیل "

اگر آنچه در نامه های خود نوشته اید با گزارش برادرم و نماینده ام مسلم منطبق بود
من هم به زودی به سوی شما خواهم آمد.

" فلعمری ما الامام الا حاکم بالکتاب القائم بالقسط الدائن بدین الحق."

" به جانم سوگند امام کسی است که به کتاب خدا در میان مردم حکم می کند بر
اساس عدالت قیام می کند و بر محور دین حق دینداری نماید. "(1)





نمودم ابن عم خویش ارسال

که بنویسد برایم شرح احوال

چه برخوردی شما با او نمایید

چگونه راز دل با او گشائید

چوانی است پرشور و وفادار

کند در راستای دینش ایثار

مبادا آنکه تنهایش گذارید

به دست دشمنان او سپارید

مبادا کوفه اش غمخانه گردد

که با او هر کسی بیگانه کرد

مبادا در بروی او ببندید

بروی نائبم مسلم بخندید

در آن شب های آخرین بود که پس از برگزاری نماز مغرب بیش از سی نفر از آن همه بیعت
کنندگان نمانده بودند و در لحظه خارج شدن حضرتش از مسجد بیش از ده نفر دیده نمی شد
و آنگاه که از مسجد بیرون آمدند همه رفتند و مسلم بن عقیل را تنها گذاردند، دیگر
کسی نبود که او را راهنمایی کند یا به خانه ببرد، لذا با کمال حیرت کوچه های کوفه
را یکی پس از دیگری پشت سر می گذاشت و نمی دانست کجا برود و درِ کدام خانه ای را
بکوبد.

خدا یا کوفه و تنها غریبم

شب و دور از وطن این جا غریبم

همه آن عهد و پیمانها شکستند

همه رفتند و درب خانه بستند

چنان تاریک گردیده غروبم

نمی دانم کدامین در بکوبم

چرا اطرافیانم رفته باشند

همه در خانه هاشان خفته باشند



گهی سر می نهم بر روی دیوار

گهی میریزم اشک از چشم خونبار

در آن شبی که ابن زیاد به کوفه آمد و مردم به گمان این که حسین ( ع ) است از او
استقبال پرشوری کردند .

دسته دسته می آمدند با سلام و اظهار محبت نمودن به مسلم که تقریباً بیش از چهل
هزار نفر همه فریاد می زدند ما با تو هستیم.

ولی عاقبت کار به جایی رسید که در کوچه های کوفه غریبانه و دل افسرده تنهای تنها
قدم می زد و راه به جائی نمی برد تا به در خانة طوعه رسید ، طوعه ای که در این
شرایط حساس در انتظار جوانش بسر می برد. حضرت نزدیک آمد و سلام کرد و کمی آب
طلبید.



" یا امه الله اسقنی الماء "

" ای خانم با قدری آب مرا سیراب کن "

طوعه ظرف آبی آورد و حضرت نوشید و سپس طوعه ظرف آب را در خانه گذاشت و باز به در
خانه آمد دید هنوز این مرد متحیرانه ایستاده، پرسید ای مرد مگر آب ننوشیدی، چرا از
کنار خانه ام نمی گذری؟ جواب نداد ، برای دفعه دیگر مسلم را صدا زد و جواب نداد،
برای دفعه دیگر مسلم را صدا زد و جواب نیامد سرانجام گفت ای مرد، مگر خانه و
آشیانه نداری، مصلحت نمی دانم در این موقع شب کنار خانه من بمانی، مسلم دیگر طاقت
نیاورد، همینکه ناراحتی و بیتابی زن را شنید خود را معرفی نمود و فرمود من مسلم بن
عقیل هستم.(1)



منم مسلم علی را نور عینم

همان اعزامی از سوی حسینم

منم در کوچه های کوفه شبگرد

که دارم سینه ای لبریز از درد

منم مسلم که سرباز امامم

که هم تنهایم و هم تشته کامم

منم مسلم، اگر یاور ندارم

ولی دست از امامم بر ندارم

منم مسلم دلم اندوهگین است

که تنها بسترم خاک زمین است







4) میهمانی به خانه طوعه4) میهمانی به خانه طوعه

این لحظه طوعه متوجه شد این همان مسلم نماینده ابی عبدالله الحسین(ع) است در را
برای او گشود و او را به آغوش خانه برد و با احترام برای مسلم غذا آمده کرد، ولی
حضرت از خوردن امتناع کرد، مقداری از شب را خوابید و سپس برای عبادت برخواست. طوعه
وقت اذان صبح آب تهیه کرد تا مسلم وضو بگیرد.

عرض کرد: مولای من، دیشب را بیدار بودید و هیچ نخوابیدید. فرمود: چرا مقداری
خوابیدم و در خواب عموی بزرگوارم علی (ع) را در خواب دیدم که به من فرمود: العجل
العجل . مسلم عجله کن نزد ما بیا. بگمانم دیشب آخرین شب حیات من بود. وضو گرفت و
نماز خواند که ناگه صدای هجوم آوردن لشکر دشمن را به گوش شنید و خود را برای دفاع
آ‎ماده کرد.
این خبردار شدن لشکر از جایگاه مسلم در اثر گزارش بلال پسر طوعه که برای فرمانداری
کوفه بود دایر بر اینکه مسلم در خانه ماست.

خانه را به محاصره درآوردندو عاقبت با آنهمه شجاعتی که از مسلم دیدند به او امان
دادند و با مکر و خدعه او را دستگیر کردند و به دار الاماره نزد ابن زیاد بردندکه
در اینجا برخورد خشونت بار و گفتگوی زیادی بین مسلم و ابن زیاد رد و بدل شد.
جملاتی که برای آن ظالم غیر قابل تحمل بود. اینجا بود که دستور قتل مسلم را داد.
همین که برای کشتن او را بر فراز دارالاماره بردند در حالی که زبانش به ذکر خدا
گویا بود، سر نازنین او را از تن جدا کردند. آن سر را بر زمین افکندند و به دنبالش
پیکر مبارکش را از بالای دارالاماره در میان کوچه های کوفه پرتاب کردند.

شهادت مسلم در روز چهارشنبه نهم ذیحجه بود.

اشعاری که در ذیل می خوانید مضمون پیامی است که برای عمویش امام حسین (ع) فرستاده
است.(1)

مرا بردند در دارالاماره بس آزردند بر دارالاماره

همه افسرده حال از گفتن من همه اندر مقام کشتن من

پسر عمو مبادا کوفه آیی که باشد کوفیان را بی وفایی

اگر آیی تو را تنها گذارند به پیش دشمنانت واگذارند

ز کوفی بی وفاتر من ندیدم که من شهری همه دشمن ندیدم

سلامم را رسان بر اکبر خود به عباس و عون و جعفر خود

پسر عمو بیا فکر دگر کن زکوفه آمدن صرف نظر کن

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:3 توسط ذاکر نوجوان|
نظر بدهید |


تمرین مرثیه خوانی

موارد زیر را تمرین
کنید:



1 ) زمینه سازی



بسم الله الرحمن الرحیم

امام حسین ( ع ) : اَلْخُلْقُ الْحَسَنُ عِبادَهٌ

امام حسین ( ع ) فرمودند : خوش اخلاقی عبادت است .







2 ) زمینه سازی



تفسیراز زبان امام زمان ( عج )

سعدبن عبدالله می گوید:" از حضرت ولی عصر ارواحنافداه در حالی که کودک بود،
تفسیر آیه مبارکه ( کهیعص ) را جویا شدم. پس از بیان مفصلی فرمود:

این حروف از حرف های غیبیه خداوند است که جریان شهادت و مظلومیت امام حسین ( ع )
را برای زکریا شرح می دهد:

کاف ـ اشاره است به سرزمین کربلا

ها ـ اشاره است به هلاکت و کشته شدن عترت طاهره

یا ـ اشاره است به یزید ، قاتل آن حضرت و یارانش

عین ـ اشاره است به عطش و تشنگی آن حضرت

صاد ـ اشاره دارد به صبر بر بلا و شدایدی که ایشان در مقابل داشتند

(سند ـ ره توشه راهیان به نقل از نفس المهموم ، ص64)

در زیارت منسوب به امام عصر ( عج ) که به نام زیارت ناحیه مشهور است، آن حضرت به
بیان مصیبت های وارده پرداخته و می فرماید:

ای جد بزرگوار هر صبح تا شام برایت اشک می ریزم و اگر اشک چشمانم خشک شود ، برایت
خون گریه می کنم.

3 ) شروع کردن

خداوند ان شاالله زیارت حرم با صفای آقا اباعبدالله الحسین ( ع ) را نصیب همه ما
بگرداند . صلوات

اللهم صل علی محمد و آله محمد و عجل فرجهم

اللهم کن لولیک الحجه بن الحسن ، صلواتک علیه و علی آبائه فی هذا الساعه و فی کل
الساعه ولیا و حافظا و قائدا و ناصرا و دلیلا و عینا حتی تسکنه ارضک توعا و تمتعه
فیها طویلا برحمتک یا ارحم الرحمین.

4 ) شعر مناجاتی

الا مهدی که بر من آه دادی

مرا در خانه خود راه دادی

ز تو ممنونم از این که نشان

سر کویت بر این گمراه دادی

گدای بی سر و پایم ولی تو

کنار خویش، جا ای شاه دادی



نشستی در کنار این گدایت

به این ذره جلال و جاه دادی

خدا را شکر می گویم که بر من

دلی از عشق خود آگاه دادی

تشکر می کنم از تو که بر من

دل سوزان و اشک و آه دادی

به قلبت ناله ام تاثیر کرد و

نشان بر من رخت ای ماه دادی

به دست خویش دستم را گرفتی

ز احسانت نجات از چاه دادی

زکوه معصیتهایم گذشتی

عنایت بر پری از کاه دادی

یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن یابن الحسن





5 ) شعر مناسبت

ای هر دو عالم پیش پایت دست بسته

شد بسته از هر سو مسلم راه چاره

لب غرق خون دندان شکسته

کام تشنه در زیر دشنه بر سر دارالعماره

***

می گویمت با سینه ای صد چاک از عشق

شهر از برای پیشوازت پر خروش است

بازار نعل اسب اینجا داغ داغ است

تیغ و سنان در کوفه خیلی پر فروش است

***

اینان که روی بام خانه سنگ بردند

چون خار در چشمند پس کی اهل دردند





آقا به جان زینبت برگرد اینجا

بحر تصدق نان و خرما جمع کردند

***

از نیمه ره برگرد، کوفه جای تو نیست

اینان نمک خورده به خونت تشنه هستند

آقا نمی دانی سر چشم اباالفضل

با حرمله آنها شرط بستند

***

اینجا همه با تو خیال جنگ دارند

گشته دلم از غربت تو پاره پاره

می داد نامردی به دختر بچه ی خود

با خنده ای مرموز قول گوشواره







6 ) زمزمه ( الف )

تو هستی مذهبم ـ الا ای نور عین

شده ذکر لبم ـ میا کوفه حسین (2)

وای وای از بی وفایی

وای وای از این جدایی

یا حسین جان میا کوفه (2)

برای من تویی ـ همه دار و ندار

شده از عشق تو ـ سرم بر روی دار (2)

وای وای از شهر غربت

وای وای از رنج و محنت

یا حسین جان میا کوفه (2)

چه کوفه یک شبه ـ شکسته بیعتش

نمودم یادی از ـ علی و غربتش (2)





وای وای از ناله در چاه

وای وای از داغ جانکاه

یا حسین جان میا به کوفه (2)

7 ) زمزمه ( ب )

همه جا به یاد دارم ـ ز غمش به روی دارم

به فدای او نمایم ـ به رهش هر آنچه دارم (2)

سر خود به کف نهادم ـ به امید وصل رویش

به خدا غمی ندارم ـ به جز از فراق یارم

ثار الله مدد مدد (4)

شده ام اسیر دشمن ـ به جدایی سر از تن

مگر اقتدا نمایم ـ به نگار سر بدارم

من و لحظه های آخر ـ دل و خاطرات دلبر

شده سینه ام چو مجمر ـ زدو دیده خون ببارم

ثارالله مدد مدد (4)

ز سرشک دیدگانم ـ همه آسمان شفق شد

من و چشم خون گرفته ـ ز غریبی نگارم

سر من به دار عشق و تن من به خاک کوفه

شده کوفه چون مدینه ـ که به خاک بی قرارم

شده دیده ام به راهی ـ که نگار ره سپارد

که خدا کند نیاید ـ همة دار و ندارم

ثار الله مدد مدد (4)

8 ) زمزمه ( ج )

بر سر دارم ـ چشم خونبارم ـ سوی راه تو ـ نازنین یارم

در سرم فکرت ـ‌بر لبم ذکرت ـ یا حسین کویم ـ تا نفس دارم

گویم ای ماهم ـ ماه در راهم ـ از قربانگاهم ـ کوفه میا

با اشک و آهم ـ از تو ای ماهم ـ جز این نخواهم ـ کوفه میا

سالار زینب سالار زینب (2)

با آه سردم ـ قلب پر دردم ـ می خوانم کوثر ـ شاید برگردی

ای مرد عالم ـ می گویم هر دم ـ کوفه نبرده ـ بویی از مردی

ترسم ای دلبر ـ تو شوی بی سر ـ زینب بی معجر ـ کوفه بخندد

کوفه و کوفی ـ جای پابوست ـ دست ناموست ـ را بندد

سالار زینب سالار زینب (2)

میا که خیل نیزه داران ـ نشسته در کمین یاران

میا که می شود تن تو ـ ز خون دل شکوفه باران

کوچه به کوچه ـ اشکم شد جاری ـ شد یادگاری ـ یابن الزهرا

شاید بگذرد ـ از این کوچه ها ـ محمل سواری ـ یابن الزهرا

سالار زینب سالار زینب



9 ) زمزمه ( د )

کوفه چه غم فزاست ـ با غربت آشناست

مولای من حسین ـ کوفی چه بی وفاست

در شورم و به شین ـ ای نور هر دو عین

سالار قلب من ـ کوفه میا حسین

کوفه میا حسین (2)

ای با غم آشنا ـ ای حجت خدا

کوفی چه بی حیاست ـ ای شاه کربلا

بگذر از این سفر ـ گردی تو در به در

بر سوی مسلمت ـ بنما دمی نظر

کوفه میا حسین (2)

من نائب توام ـ هستی مرا امید

در دام غصه ها ـ دیگر شدم اسیر

ای ماه فاطمه ـ هم لاله گون شدی

مثل بابت علی ـ غرقه به خون شدی

کوفه میا حسین (2)









10 ) زمزمه ( ذ )

در خونة حسین عزت و آبرو می دن

ز می ولا به کام عاشقا سبو می دن

نوکر حسین تو دنیا همیشه سرش بالاست

تو قیامت حسابش از حساب همه جداست

وقتی ارباب بی سر، پا بگذاره تو محشر

قیامت غوغا می شه بگو الله اکبر

" یا حسین عزیز الله "

دلی که حسینیه غمی بهش راه نداره

گداییش خدایی عاقبت یه خیری میاره

هر کسی اشک غم حسین رو چشماش بشینه

به خدا عاشق ترین آدما روی زمینه

این آقا مهربونه ، جد صاحب زمونه

به خدا عاشقاشو به جنون می کشونه

" یا حسین عزیز الله "

هر کی از این خونه رفته گرفتار بلا می شه

هر کسی حسینی شد همسایه خدا می شه

خوش به حال کسی که الفت گرفته با حسین

بیمه می شه زندگیش، تحت لوای حسین

بی حسین زیبا زشته، روی دلها نوشته

کربلای حسینی، پایتخت بهشته

" یا حسین عزیز الله "

جمع شده تموم عاشقا توی خاک کربلا

هر کی رفته کربلا انگارکه رفته تا خدا

کعبه از غم حسین پیرهن مشکی می پوشه

همة رمزای هستی جمع شده تو شش گوشه

" یا حسین عزیز الله "





11 ) زمزمه ( ر )

دوباره این دل من هوایی حسینه

همیشه افتخارم گدایی حسینه

انگشت نمای مردم تو کل عالمینم

از این بهتر چی میشه سینه زن حسینم

****

بذار که اهل عالم بهم بگن دیوونه

دیوونة حسینم هر کی می خواد بدونه

حل می شه مشکل من فقط با یک اشارت

عاشق کربلاتم بذار بیام زیارت

آرزومه سرم رو پائین پات بذارم

اشک چشام و آقا هدیه برات بیارم

****

خودت عنایتی کن بشم غلام زینب

حوالة دلم رو بزن به نام زینب

وقتی می گم اباالفضل آسمونا می لرزن

یه تار موی عباس به عالمی می ارزه

حسین
وای وای

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:2 توسط ذاکر نوجوان|
نظر بدهید |


نکاتی درباره روش مرثیه خوانی

- در
مرثیه خوانی به « خدا » توکل کنیم.

2-
در مرثیه خوانی توسل به معصومان و کمک از آنان بویژه حضرت فاطمه‏ی زهرا و امام
حسین و حضرت مهدی - علیهم‏السلام - را فراموش نکنیم.

3- در مرثیه خوانی ، از خاندان عصمت و طهارت
- علیهم‏السلام - با احترام یاد کنیم ، مثلا برای مرد ( علیه‏السلام ) و برای زن (
علیهاالسلام ) را به کار بریم.

4- از خدا بخواهیم تا خاندان عصمت و طهارت
بویژه حضرت مهدی - علیهم‏السلام - به جلسات مرثیه خوانی ما عنایت کنند و در این
گونه مجالس تشریف بیاورند و چشمان گنهکار ما را به جمال دل آرای خویش نورانی
بفرمایند.

5- اگر به مرثیه خوانی علاقه داریم از خاندان
عصمت و طهارت بویژه حضرت فاطمه‏ی زهرا و امام حسین و امام زمان - علیهم‏السلام -
بخواهیم تا ما را در زمره‏ی مرثیه خوانان واقعی خود قرار دهند.

6- مرثیه خوانی از نعمتهایی است که خداوند و
خاندان عصمت و طهارت - علیهم‏السلام - به دوستان خود عطا می‏کند ، پس آن را دست کم
نگیریم و کم ارزش نکنیم.

7- می‏توانیم ثواب مرثیه خوانی خود را به
معصومان - علیهم‏السلام - یا مراجع تقلید - رضوان الله علیهم - و یا پدر و مادر و
فامیل و مانند آن هدیه کنیم.

8- خواندن مرثیه را به عنوان انجام عبادت و
وظیفه‏ی شرعی بدانیم.

9- در هنگام مرثیه خوانی با طهارت و با نظافت
باشیم.

10- می‏توانیم پیش از مرثیه خوانی دو رکعت
نماز بخوانیم و از خدا بخواهیم تا ما را در مرثیه خوانی موفق بدارد.

11- شایسته است پیش از خواندن مرثیه جمله‏ی «
یا اباعبدالله ادرکنا » یا جمله‏ی « یا صاحب الزمان ادرکنا » و یا جمله‏ی « یا
فاطمة الزهراء ادرکینا » را از قلب خود بگذرانیم و یا بر زبانمان جاری نماییم.

12- پیش از مرثیه خوانی درباره‏ی آن فکر
نماییم که چگونه آن را آغاز کنیم ، چگونه آن را ادامه دهیم و چگونه آن را به پایان
بریم و بطور کلی چگونه آن را بیان نماییم.

13- مرثیه را با نام و حمد خدا و درود و
صلوات بر پیامبر گرامی اسلام - صلی الله علیه و آله - و ائمه‏ی معصومین -
علیهم‏السلام - و بیزاری از دشمن آنان آغاز کنیم. مثلا بگوییم : « بسم الله الرحمن
الرحیم ، الحمد لله رب العالمن ، ثم الصلوة و السلام علی سیدنا و نبینا ابی‏القاسم
محمد و علی اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی
قیام یوم الدین » .

14- می‏توانیم مرثیه را نیز با نام خدا و یاد
صفات خدا آغاز کنیم. مثلا بگوییم : « بسم الله الرحمن الرحیم ، یا رحمان یا
رحیم... » .

15- پس از ذکر نام و صفات و حمد خدا و درود
بر معصومان می‏توانیم چند بیت شعر بخوانیم و یا خاطره و داستانی را ذکر کنیم و سپس
اصل مرثیه را بازگو نماییم.

16- اگر شعر یا خاطره و یا داستانی پیش از
خواندن اصل مرثیه مورد استفاده قرار می‏گیرد ، سعی شود آن قدر طولانی نگردد که از
اصل مرثیه بیشتر شود و اصل مرثیه و هدف و محتوای آن را تحت الشعاع خود قرار دهد.

17- چناچه شعر یا داستان یا خاطره و یا نظایر
آن در مرثیه خوانی مورد استفاده قرار گرفتند ، باید از نظر محتوا درست و از نظر
مدرک صحیح و معتبر باشند.

18- شایسته است از اشعار عرفانی مربوط به
مرثیه در همه جا استفاده نشود ، زیرا عرفان ، زمینه و یا زمینه سازی می‏خواهد.

19- در آغاز راه و پیش از خواندن مرثیه ، آن
را در خانه یا مانند آن تمرین و حفظ کنیم ، تا در هنگام خواندن مرثیه دچار اشتباه
و یا فراموشی نشویم.

20- اگر شنوندگان برای شنیدن مرثیه بطور
پراکنده نشسته‏اند ، در صورت امکان از آنان بخواهیم به صورت جمعتر بنشینند.

21- سعی کنیم تا مرثیه را بدون مقدمه چینی و
زمینه سازی شروع ننماییم. به قول معروف ، فوری به « گودال قتلگاه » نرویم.

22- برای مقدمه چینی و زمینه سازی می‏توان
مرثیه را با عرض سلام بر معصوم یا شهید مورد نظر ، و یا همان گونه که گفته شد با
خواندن شعر و ذکر داستان و خاطره‏ای مربوط به مرثیه‏ی مورد نظر آغاز کنیم.

23- گاهی برای آغاز یا پایان مرثیه‏ی سرور
شهیدان می‏توانیم این سلامها را بخوانیم : « السلام علیک یا اباعبدالله و علی
الارواح التی حلت بفنائک علیک منی سلام الله ابدا ما بقیت و بقی اللیل و النهار و
لا جعله الله اخر العهد منی لزیارتکم السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی
اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین [و رحمة الله و برکاته ] » .

24- در آغاز یا پایان مرثیه‏ی هر معصومی -
علیه‏السلام- می‏توانیم قسمتی از دعای توسل را که مربوط به آن معصوم است بخوانیم ،
مثلا برای مرثیه‏ی امام حسین - علیه‏السلام- عرض کنیم : « [السلام علیک] یا
اباعبدالله یا حسین بن علی ایها الشهید یابن رسول الله یا حجة الله علی خلقه یا
سیدنا و مولینا انا توجهنا و استشفعنا و توسلنا بک الی الله و قدمناک بین یدی
حاجاتنا یا وجیها عند الله اشفع لنا عندالله » .

25- معمولا مرثیه دارای سه مرحله است : یک :
مقدمه ، دو : اوج و سه : فرود. بعد از رسیدن مرثیه به مرحله‏ی اوج و سوزناک خود ،
آن را زیاد طول ندهیم ، یعنی مرحله‏ی فرود مرثیه را کوتاه کنیم ، که گاهی مرثیه
حتی بدون فرود نیز خوانده می‏شود.

26- مرحله‏ی اوج مرثیه ، مرحله‏ای است که گره
مرثیه گشوده می‏شود و سوزناک ترین قسمت مرثیه است. بدین جهت مرحله‏ی اوج مرثیه را
زود بیان نمی‏کنیم.

27- وقتی مرثیه به مرحله‏ی اوج خود رسید سوز
و گدازی را در شنوندگان برانگیزانیم و « تحولی درونی » در آنها به وجود آوریم به
گونه‏ای که حالت توجه به معارف بلند عاشورایی با آن سوز و گداز همراه گردد.

28- در اوج مرثیه با کلماتی مانند « یا حسین
» و « یا زهرا » توسل را بیشتر و داغتر کنیم.

29- اگر مرثیه را همراه با سخنرانی انجام
می‏دهیم شایسته است که ارتباط موضوع سخنرانی با موضوع مرثیه را فراموش نکنیم و
ارتباط بین آن دو را در نظر داشته باشیم ، و به اصطلاح سخنوران مرثیه خوان « گریز
» بزنیم.

30- شایسته است مرثیه را با خواندن دعا و
فاتحه و صلوات و قیام برای حضرت مهدی - عجل الله تعالی فرجه الشریف - به پایان
بریم.

31- پس از پایان مرثیه می‏توان آیه‏ی « و
سیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون : و ستمکاران بزودی خواهند دانست که به چه
مکانی باز می‏گردند. » و یا آیه‏ی « الا لعنة الله علی الظالمین : آگاه باشید
نفرین خدا بر سمتمکاران است » ، را خواند.

32- بعد از خواندن آیاتی که گفته شد
می‏توانیم برای استجابت دعا پنج بار آیه‏ی « امن یجیب المظطر اذا دعاه و یکشف
السوء » را بخوانیم.

33- می‏توانیم پس از « امن یجیب » این دعا را
بخوانیم « اللهم انا نسئلک و ندعوک باسمک العظیم الاعظم الاعز الاجل الاکرم بحق
محمد و علی و فاطمة و الحسن و الحسین و التسعة المعصومین من ذریة الحسین » و سپس
ده بار « یا الله » بگوییم و آن گاه دعاهای دیگر را بخوانیم.

34- اگر هنگام مرثیه خوانی ، مطلب یا شعر
بعدی را فراموش کردیم ، مطلب یا شعر قبلی را تکرار می‏کنیم و شرح می‏دهیم و در ضمن
این کار به جستجوی مطلب یا شعر بعدی می‏پردازیم تا آن را به یاد آوریم.

35- برای مرثیه خوانی اگر می‏توانیم در جایی
قرار گیریم که مشرف بر شنوندگان باشیم.

36- شایسته است موانع تمرکز حواس را از محل
مرثیه خوانی حذف کنیم. گاهی این کار با تذکری از سوی مرثیه خوان می‏تواند انجام
گیرد.

37- در آغاز مرثیه می‏توانیم از شنوندگان
بخواهیم تا سرها را به زیر بیندازند ، دلها را روانه‏ی کربلا کنند و زانوی غم در
بغل بگیرند.

38- تا می‏توانیم مدت و مقدار مرثیه را در
مدت زمانی که از ما خواسته‏اند انجام دهیم ، یعنی مرثیه را بموقع شروع کنیم و
بموقع خاتمه دهیم.

39- در ابتدای مرثیه صدای خود را خیلی بالا
نبریم و بلند نکنیم ، تا برای ادامه‏ی مرثیه نیز نفس داشته باشیم.

40- گاهی گلو و دهان مرثیه خوانهای مبتدی خشک
می‏شود و یا نفس آنان کم می‏آید ، این امری طبیعی است که به مرور زمان از بین
می‏رود. ولی نکات مرثیه خوانی مانند نکته‏ی قبلی را نیز باید رعایت کرد ، تا با
چنین مشکلی روبرو نشد.

41- اگر صدای شما گرفته یا سرما خورده و یا
ناصفاف است ، چنانچه می‏توانیم در رفع آن بکوشیم و یا خودمان پیش از خواندن مرثیه
به شنوندگان آن را بگوییم.

42- سعی کنیم برای خواندن مرثیه ، شروع خوب ،
گیرا و جذابی داشته باشیم.

43- تلاش کنیم خودمان نیز همراه خواندن مرثیه
بسوزیم و اشک بریزیم و گریه کنیم که گفته‏اند : « آنچه از دل برآید ، لا جرم بر دل
نشیند » .

44- اگر هنگام خواند مرثیه ، خودمان گریه
نمی‏کنیم ( بکاء ) ، دست کم حالت گریه به خود بگیریم ( تباکی ) .

45- سوز و حال و گریه در مرثیه خوانی را از
خود خدا و معصومان - علیهم‏السلام - طلب کنیم.

46- خود را برتر از مرثیه خوانهای دیگر
ندانیم و متواضع باشیم. مثلا نگوییم : « من یک ساعت مرثیه خوانی کردم ولی فلانی کم
آورد » .

47- علاقه و تمرین و صدق و اخلاص و تقوا از
عوامل موثر در مرثیه خوانی است؛ پس به آنها توجه بیشتری کنیم.

48- تعدا کم یا زیاد جمعیت در اخلاص ما برای
مرثیه خوانی تاثیر نگذارد. مثلا نگوئیم : « دیشب در مجلسی مرثیه خوانی کردم که
غلغله بود و جای سوزن انداختن نبود » .

49- اگر از مرثیه خوانی ما انتقاد سودمندی
کردند ، ناراحت نشویم و آن را بپذیریم.

50- از تحقیر مرثیه خوانهای دیگر به گونه‏های
مختلف خودداری کنیم ، مثلا نگوئیم : « روی فلانی را کم کردم » .

51- اگر برای مرثیه خوانی به ما هدیه‏ای
ندادند ناراحت نشویم ، زیرا پاداش اصلی و حقیقی این کار نزد خدا است.

52- به خاطر حضرت فاطمه‏ی زهرا و امام حسین -
علیهاالسلام - برای مرثیه خوانها احترام ویژه‏ای قائل باشیم. پس حداقل می‏توانیم
به احترامشان از جای خود برخیزیم و یا دست آنان را ببوسیم.

53- هنگام مرثیه خوانی با مدیریت خود ، کنترل
مجلس را به عهده بگیریم ، زیرا ممکن است در بعضی موارد ، کنترل مجلس را از دست
بدهیم و یا دیگران بخواهند نظم مجلس را به هم بزنند.

54- تجربیات مرثیه خوانی خود را در اختیار
دیگران قرار دهیم و در این مورد نیز سخاوتمند باشیم ، که خیر و برکت نزد خداست.

55- حتما بر موضوع و محتوای مرثیه تسلط کافی
داشته باشیم. مثلا بدانیم در آغاز و مقدمه‏ی مرثیه چه چیزهایی را باید بخوانیم و
در اوج و فرود مرثیه چه چیزهایی را باید بگوییم.

56- در آغاز راه و پیش از خواندن مرثیه ، یک
بار دیگر مرثیه را مطالعه و مرور کنیم تا مرتکب اشتباهی نشویم.

57- می‏توانیم در ابتدای مرثیه خوانی موضوع
مرثیه را به شنوندگان بگوییم ، مثلا به آنان بگوییم : « امشب می‏خواهم روضه‏ی حضرت
علی اکبر -علیه‏السلام- را برای شما بخوانم » .

58- اگر چراغهای مجلس مرثیه خوانی خاموش شوند
، شاید حزن و اندوه بیشتری بر آن مجلس حاکم گردد؛ پس در مواردی به این نکته توجه
داشته باشیم.

59- در مرثیه خوانی از طرح سئوالات و شبهات
بدون پاسخ پرهیز نماییم. مثلا در مرثیه‏ی حضرت فاطمه‏ی زهرا - علیهاالسلام - این
سوال را مطرح نکنیم که چگونه ممکن است حضرت فاطمه‏ی زهرا - علیهاالسلام - بعد از
مرگش ، دستهای خود را از کفن بیرون آورد و امام حسن و امام حسین - علیهاالسلام -
را در آغوش بگیرد و بعد پاسخ آن را هم ندهیم.

60- مطالب احتمالی و مشکوک در مرثیه خوانی
مانند حضور حضرت لیلا - علیهاالسلام - در کربلا را به صورت قطعی و یقینی ذکر نکنیم
و یا حتی از ذکر آنها خودداری نماییم.

61- بدون ضرورت ، مرثیه را تکرار نکنیم و از
دوباره خوانی بپرهیزیم.

62- می‏توانیم از آیات ، روایات ، شعر ،
داستان و خاطره ، مثال و تشبیه ، ضرب المثل ، آمار و اخبار صحیح و دقیق ، سخنان
عالمان و بزرگان و دانشمندان نظیر حضرت امام خمینی - قدس سره الشریف - و جملات و
قطعه‏های ادبی و زیبایی که متناسب با موضوع و محتوای مرثیه باشند استفاده نماییم.

63- اگر در خواندن مرثیه دارای سبک خاصی
هستیم ، آن قدر تمرین و ممارست داشته باشیم تا آن سبک را از دست ندهیم.

64- در آغاز راه می‏توانیم پیش از مرثیه
خوانی چند نفس عمیق بکشیم ، تا ترس و دلهره‏ی ما از بین برود و آرامش جای آن را
بگیرد.

65- بطور طبیعی مرثیه خوانی کنیم و خود را به

تکلف و زحمت نیندازیم.

66- نزد عموم از به کارگیری کلمات و لهجه‏ی
خاص و محلی در مرثیه خوانی خودداری کنیم و از داشتن تکیه کلام پرهیز نماییم.

67- تا می‏توانیم از ابتکار و خلاقیت و ذوق و
سلیقه‏ی خود و دیگران در انتخاب مراثی و کیفیت بیان و شیوه‏ی آغاز و پایان آنها استفاده
کنیم.

68- اگر در خواندن مرثیه اشتباهی کردیم ، در
همان جلسه و اگر نتوانستیم در جلسه‏ی بعد ، آن اشتباه را تصحیح نماییم.

69- می‏توانیم هنگام خواندن مرثیه ، تحمل در
برابر مشکلات و صبر در مقابل مصایب را برای شنوندگان زمینه سازی کنیم ، زیرا معصوم
- علیه‏السلام - فرموده است : « صبر نیمی از ایمان است » .

70- به مرثیه‏ای که می‏خوانیم ، خودمان
اعتقاد داشته باشیم ، تا این اعتقاد در شنوندگان نیز تاثیر معنوی و عاطفی بگذارد.

71- کیفیت بعضی گریه کردنها زننده است ، از
انجام چنین گریه‏هایی خودداری کنیم.

72- از دروغها و تحریفاتی که در مرثیه‏ها
صورت گرفته است با اطلاع باشیم تا آنها را نخوانیم.

73- مواظب باشیم برای گریاندن مردم ،
مرثیه‏ها را کم و زیاد و تحریف نکنیم تا مثلا سوزناک شوند و مردم را به گریه
اندازند.

74- اگر نگاه جمعیت یا افراد خاصی مانع مرثیه
خوانی ما می‏شود ، می‏توانیم گاهی چشمان خود را روی هم بگذاریم.

75- توجه داشته باشیم که مرثیه خوانی با زبان
محاوره‏ای دلنشین‏تر از مرثیه خوانی با زبان مکاتبه‏ای است.

76- مرثیه خوان با تجربه‏ای می‏گفت : « مراثی
و اشعار مربوط به آن را پیش از خواب حفظ کنید تا در ذهن شما کاملا نقش ببندد » .

77- از هر حالت و یا حرکتی که متناسب با
مرثیه خوانی و شخصیت مرثیه خوان نباشد خودداری کنیم.

78- برای مرثیه خوانی و جاری ساختن اشکها ،
سعی کنیم احساسات و عواطف شنوندگان را برانگیزانیم.

79- برای برانگیختن شور و احساس شنوندگان
باید خودمان در هنگام مرثیه خوانی شور و سوز و احساس نیز داشته باشیم.

80- بین محتوای مرثیه و شرایط و احساسات
شنوندگان ارتباط برقرار کنیم ، تا غم و اندوه بیشتری را احساس نمایند و اشک بیشتری
را جاری سازند.

81- هنگام مرثیه خوانی به همه‏ی جمعیت نگاه
کنیم تا توجه همگان را جلب نماییم. و نیز برای جلب توجه و تاثیر بیشتر می‏توانیم
در حد ضرورت و متناسب و هماهنگ با محتوای مرثیه از حرکات سر و صورت و دست استفاده
کنیم.

82-برای مرثیه خوانی ترس به خود راه ندهیم ،
و از جمعیت زیاد شنوندگان و سشخصیت آنان هراسان نشویم.

83- در آغاز مرثیه خوانی ترس و لرز و دلهره و
ضربان شدید قلب امری طبیعی است ، از این رو یاس را به خود راه ندهیم و مرثیه خوانی
را در « جاهای مختلف » و در حضور « جمعیتهای گوناگون » تمرین و دنبال کنیم تا ترس
و دلهره‏ی ما از بین برود.

84- آثار و فواید معنوی مرثیه خوانی را به خاطر
بیاوریم ، تا علاقه‏ی ما به مرثیه خواندن بیشتر شود که نعمتی بزرگ است و متاسفانه
برخی از آن غافلند.

85- اگر مرثیه را همراه با سخنرانی می‏خوانیم
مواظب باشیم که مرثیه‏ی ما ناقض سخنرانی‏مان نباشد و بعکس ، مثلا - بنا به فرض -
اگر در سخنرانی می‏گوییم : « توبه در آخر عمر پذیرفته نمی‏شود » در این صورت نباید
مرثیه‏ی حضرت حر را بخوانیم ، زیرا حضرت حر در آخر عمرش توبه کرد و امام حسین -
علیه‏السلام- توبه‏ی او را پذیرفت.

86- هدف نهایی از مرثیه خوانی « گریاندن »
نیست ، اگر چه مرثیه‏ی همراه با گریه بهتراست.

87- مرثیه خوان باید آنچنان ورزیده باشد که
اگر به او گفتند در سه دقیقه مرثیه خوانی کند بتواند ، و چنانچه به وی گفتند در سی
دقیقه مرثیه خوانی کند باز هم بتواند.

88- اگر در آغاز راه هستیم به خود « تلقین »
کنیم که می‏توانیم مرثیه خوانی نماییم ، زیرا تلقین یکی از راههای تعلیم و تعلم
است.

89- در همه جا نباید مرثیه خواند ، بلکه باید
یا شرایط مرثیه خوانی موجود باشد و یا شرایط آن را به وجود آورد و سپس مرثیه
خواند.

90- مرثیه‏ها را مطابق فهم و موقعیت فردی ،
سنی ، زمانی و مکانی شنوندگان انتخاب کنیم و بخوانیم. مثلا برای نوجوانان مرثیه‏ی
حضرت قاسم - علیه‏السلام- و برای کودکان مرثیه‏ی حضرت رقیه - علیهاالسلام - و برای
بانوان مرثیه‏ی حضرت زینب - علیهاالسلام - را بخوانیم.

91- می‏توانیم از مرثیه‏ها نکات اخلاقی ،
تربیتی ، سیاسی ، تاریخی و نظامی را استفاده کنیم و آنها را برای شنوندگان بازگو
نماییم. یک فرمانده‏ی نظامی می‏گفت : « گاهی مواقع از مراثی امام حسین -
علیه‏السلام- و پیکار او با دشمنانش ، نکات نظامی را برداشت می‏کنیم » .

92- معمولا از تعابیری که مخصوص همان زمانها
بوده است استفاده کنیم ، مثلا به جای خیمه کلمه‏ی چادر یا سنگر و به جای عمود ،
کلمه‏ی گرز را به کار نبریم.

93- مجالس دعا ، ختم و مانند آن زمینه‏ی خوبی
برای یادگیری و شروع مرثیه خوانی است.

94- فقط برای دیگران مرثیه نخوانیم ، بلکه در
بعضی اوقات و در تنهایی برای خود یا خانواده‏مان نیز مرثیه بخوانیم.

95- جلسه‏ی مرثیه می‏تواند برای مخاطبان ،
جلسه‏ی توبه و بازگشت به سوی خدا نیز باشد ، به آن توجه کنیم و از آن استفاده
نماییم.

96- مرثیه خوان نباید بر مسموعاتی ( شنیده‏ها
) که به نظر دروغ و غیر صحیح یا غیر قابل قبول است تکیه کند.

97- در مجالس مرثیه خوانهای خبره و مشهور
شرکت نماییم ، تا از روش و کیفیت مرثیه خوانی آنان نیز بهره‏مند شویم. یکی از
مرثیه خوانها می‏گفت : « برای یادگیری مرثیه خوانی باید در جلسات مرثیه خوانها
شرکت کنید تا با چشم خود ببینید که چگونه مرثیه می‏خوانند » .

98- مرسوم است که در هر یک از روزها یا شبهای
دهه‏ی محرم ، مرثیه‏ی یکی از وقایع یا شهدای کربلا را می‏خوانند ، از مرثیه خوانان
با تجربه این را سوال کنیم که مثلا در شب تاسوعا یا عاشورا چه مرثیه‏ای باید
خوانده شود؛ البته این امر در جاهای مختلف متفاوت است.

99- اگر مثلا در دو جا مرثیه خوانی می‏کنیم
بهتر است برای هر کدام مرثیه‏ی جداگانه و یا دو قسمت مختلف از یک مرثیه را بخوانیم
، زیرا در بعضی موارد ممکن است برخی از شنوندگان هر دو جا یکی باشند.

100- مرثیه‏ها را طوری بازگو نکنیم که خواری
و ذلت خاندان عصمت و طهارت - علیهم‏السلام - از آن برداشت شود.

101- در مرثیه می‏توان به جای آمار و اعدادی
که از نظر صحت مورد تردید و یا انکار است ، به کلماتی از قبیل ( جمعیتی بسیار ) ،
( عده‏ای زیاد ) ، ( تعدادی فراوان ) اکتفا نمود ، مثلا به جای اینکه بگوییم : «
امام حسین - علیه‏السلام- چندین هزار نفر از دشمنان را کشت » ، بهتر است بگوییم :
« امام حسین - علیه‏السلام- تعداد فراوانی از دشمنان را کشت » .

102- شایسته است از ذکر مراثی یا آماری که
موجب انکار یا عکس العمل منفی شنوندگان می‏شود خودداری کنیم. بویژه در مقابل
شنوندگانی که کمتر از اعتقاد راسخ و ایمان بالا برخوردار هستند. مثلا در چنین
مجالسی شاید لازم نباشد که بگوییم : « نوجوان کربلا حضرت قاسم - علیه‏السلام - سی
و پنج نفر از دشمنان را کشت » .

103- می‏توانیم برخی از قسمتهای مرثیه یا
اشعار و رجزهای آن را با همان زبان عربی بخوانیم و سپس آنها را ترجمه کنیم ، مگر
در مواری که ترجمه‏ی آنها لازم نباشد.

104- اگر از کلمات و جملات عربی در مرثیه
خوانی استفاده می‏کنیم آنها را بطور صحیح تلفظ کنیم ، بویژه در مجالسی که آشنایان
به زبان عربی مانند علما و طلاب حضور دارند.

105- اگر به زبان عربی آشنایی داریم ، مراثی
حضرت فاطمه‏ی زهرا - علیهاالسلام - در جلد ( 43 ) بحار الانوار و مراثی امام حسین
و اصحابش -- علیهم‏السلام - در جلدهای ( 44 ) و ( 45 ) بحار الانوار گردآوری
شده‏اند.

106- اگر بعد از غذا و یا با حالت کسالت ،
بیماری ، خستگی ، عصبانیت ، ناراحتی ، خواب آلودگی و مانند آن مرثیه خوانی نکنیم ،
بهتر و موثرتر است. از این رو آرامش ، سلامت و استراحت کافی پیش از مرثیه خوانی را
فراموش ننماییم.

107- می‏توان برای یادگیری مرثیه‏ها و اشعار
زیبا دفتری مانند کلاسور را تهیه کرد و آنها را در آن دفتر نوشت ، تا در هنگام
مرثیه خوانی به تناسب موضوع از مرثیه‏ها و اشعار آن استفاده نمود.

108- کسب تجربه از خود و دیگران از رموز
موفقیت در امر مرثیه خوانی است.

109- دقت کنیم محتوای مرثیه را اشتباه
نگوییم. مثلا توجه داشته باشیم که حضرت عباس - علیه‏السلام- مشک آب را اول به دست
راستش گرفت و یا به دست چپش؟ یا مثلا امام حسین - علیه‏السلام - زبانش را در دهان
حضرت علی اکبر - علیه‏السلام - گذاشت و یا بعکس؟

110- در مرثیه خوانی از این شاخه به آن شاخه
نپریم ، بلکه همان موضوع و محتوای مرثیه را برای شنوندگان بازگو کنیم.

111- سعی کنیم مرثیه را برای شنوندگان « مجسم
» نماییم.

112- در مرثیه خوانی مواظب باشیم به جای
تقویت روحیه ، تضعیف روحیه نکنیم.

113- اگر مرثیه خوانهای دیگری برای خواندن در
مجلس حضور دارند ، وقت آنان را نیز در نظر داشته باشیم.

114- خواندن مرثیه را بیش از حد ، طولانی
نکنیم ، تا موجب ملال و خستگی شنوندگان نشود و بر آنان اثر منفی نگذارد؛ بویژه در
مجالسی که علاقه و زمینه‏ی کمتری نسبت به مرثیه در آنها وجود دارد ، از طولانی
کردن مرثیه خودداری نماییم.

115- در غیر موارد ضروری ، مرثیه را متناسب
با زمان خود بخوانیم ، مثلا مرثیه ورود امام حسین - علیه‏السلام- به کربلا را در
همان اوایل محرم و مرثیه‏ی ورود جابر بن عبدالله انصاری به کربلا را در روز اربعین
بخوانیم.

116- سعی کنیم حتما در ایام خاص و ویژه ماند
ماههای محرم و صفر و ایام فاطمیه و شبهای قدر و وفات و شهادت مرثیه بخوانیم. و
شایسته است در این ایام از خنده و مزاح پرهیز کنیم.

117- از کتابهای مقتل ( مقاتل ) و مرثیه‏هایی
که دارای مدرک و سند و مأخذ صحیح و معتبر هستند استفاده کنیم ، و از هر مرثیه
خوانی ، مرثیه‏ها را نقل ننماییم و برای دیگران نخوانیم. کتابهای منتهی الامال ،
نفس المهموم و بیت الاحزان محدث قمی ، لهوف سید بن طاووس ، جلاء العیون مجلسی و
ارشاد شیخ مفید در زمینه‏ی مرثیه خوانی کتابهای خوب ، مفید و معتبری هستند.

119- اگر مأخذ و مدرک مرثیه را به شنوندگان
بگوییم بهتر است ، بخصوص در مجالسی که طلاب ، علما و بزرگان حضور دارند.

120- آرام و شمرده شمرده مرثیه را بخوانیم و
با فریاد و با شتاب و سرعت بیش از حد ، مرثیه خوانی نکنیم.

121- هنگام خواندن مرثیه فاصله‏ی مناسب دهان
خود با میکروفون را رعایت کنیم ، تا صدا خوب منتقل شود و بلندگو سوت نکشد. و توجه
داشته باشیم که صدای بلندگو بیش از اندازه ، کم یا زیاد نباشد.

122-اگر مرثیه را با صوت زیبا بخوانیم
دلنشین‏تر است. و اگر صوت زیبا نداریم ، مرثیه را به صورت عادی و معمولی و بدون
صوت بخوانیم ، ولی مرثیه خوانی را به خاطر نداشتن صوت زیبا ترک و رها نکنیم.

123- در جاهایی که مرثیه ، سوزناک و حزین
می‏باشد ، بهتر است هماهنگ با آن ، صدایمان را سوزناک و حزین و چهره‏مان را
اندوهناک نماییم.

124- شایسته است صوت ما هنگام خواندن مرثیه
یکنواخت نباشد ، بلکه صوت خود را به تناسب محتوای مرثیه و به گونه‏ای که زننده
نباشد بالا و پایین ببریم و بلند و آهسته کنیم.

125- اگر در شیوه و سبک مرثیه خوانی از کسی
تقلید می‏کنیم آن را به مرور زمان ترک نماییم تا خودمان صاحب سبک شویم ، البته
گفته‏اند در آغاز راه ، تقلید از مرثیه خوانهای دیگر اشکالی ندارد.

126- اگر مرثیه خوانهای دیگری نیز در مجلس
حضور دارند از روی احترام ، از آنان کسب اجازه کنیم و به آنها تعارف نماییم.

127- کتابها و اشعار مرثیه و نوحه خوانی را
مطالعه کنیم ، و به نوارهای مرثیه و نوحه خوانی گوش فرادهیم.

128- از بانی و مؤسس و دست اندرکاران مجلس
روضه خوانی تشکر و قدردانی نماییم ، اما به صورت مبالغه‏آمیز و خارج از حد و فراتر
از واقعیت نباشد.

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1390ساعت 17:1 توسط ذاکر نوجوان|
نظر بدهید |


مراحل مصیبت یا مرثیه خوانی

مداحی را بدون مقدمه
چینی و زمینه سازی شروع نکنید وبه قول معروف فوری به گودال قتلگاه نزنید. چون روضه
ی بدون مقدمه ناقص و کمرنگ است. همچنین سعی کنید برای خواندن، شروع خوب، گیرا و
جذابی داشته باشید......

معمولاً روضه دارای سه مرحله است: به ترتیب: مقدمه، اوج و فرود.

وجود مقدمه در آغاز مداحی الزامی است که مطالبی راجع به آن ذکر شد. بعد از مقدمه
به مرحله اوج می رسید، که در اینجا نباید فوراً تُن صدا را بالا ببرید، بلکه با
صدای کوتاه شروع کرده، بعد متوسط و سپس تن صدا را کاملاً بلند کرده و اوج مصیبت را
بیان کنید. که در این مرحله گره روضه گشوده شده و سوزناکترین قسمت مصیبت می باشد.

وقتی روضه به مرحله ی اوج رسید، سوز پایانی را بر شنوندگان وارد کنید. به طوریکه
بهترین استفاده را بتوانند ببرند.

بعد از مرحله ی اوج به مرحله ی فرود می رسید، که آن را طولانی نمی کنید. حتی بعضی
مواقع روضه را بدون فرود نیز می توان خواند که بستگی به نوع روضه و طریقة خواندن
آن دارد.

ضمناً همیشه ذکر مصیبت دارای یک مقدمه و اوج و فرود نیست، این مورد فقط در صورتی
است که شما بخواهید حدود پنج دقیقه روضه بخوانید ولی در مواقعی که می خواهید روضه
را طولانی و مفصل کنید ممکن است چند مرحله مقدمه، اوج و فرود داشته باشد.

دعا

بعد از اتمام مداحی دعا کردن را فراموش نکنید. از میان دعاها بعضی، عمومی هستند و
معمولاً همیشه خوانده می شوند. از جمله:

دعا برای آمرزش گناهان، فرج آقا امام زمان(عج) و سلامتی و رفعِ حاجات ایشان، دعا
برای امام وشهدا و رهبر فرزانه، رفع حاجات و گرفتاری مسلمانان، هدایت خودمان و
جوانان به بهترین راه الهی، تشکر از بانی جلسه و برآورده شدن حاجاتش و...

یکی دیگر از دعاهایی که در آغاز یا بین مداحی معمول است، دعوت کردن از خاندان عصمت
وطهارت بویژه حضرت مهدی(عج) به مجالس، و عنایتشان به حاضران می باشد.

جملات پایانی

پس از پایان روضه می توانید آیاتی مانند: و سیعلم الذین ظلموا ایَّ منقلبٍ ینقلبون
و یا آیه ی شریفه ی (الا لعنه الله علی القوم الظالمین) را ذکر کنید.

همچنین اللهم نسئلک و ندعوک، باسمکَ العظیم الاعظم الا عزّ الا جلّ الاکرم، بحقّ
محمدٍ و علیٍ و فاطمه والحسن والحسین و تِسعه المعصومین من ذریه الحسین.(ده مرتبه)
یا الله.



نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 18:0 توسط ذاکر نوجوان|
نظر بدهید |


قواعد ایجاد سبک در مداحی

در مرثیه خوانی باید
حرکات روی حروف را بشناسید و به آنها توجه کامل داشته باشید. حرکات دو نوعند:
حرکات کوتاه ( َ ِ ُ ) و حرکات بلند ( ). حرکات کوتاه در چند جا کشیده می
شوند:.............

الف) کلمه ی دارای این حرکات در آخر مصرح باشد. مانند کلمه ی «مَن» در بیت:

بتاب ای مه تو بر کاشانة مَن که تاریک است امشب خانة مَن

ب) کلمه ی دارای این حرکات در وسط مصرع باشد و شما بخواهید مکث کنید. مانند کلمه
ی«مادَر» در بیت:

متاب ای مه که تا کلثوم و زینب نبنند روی مادَر، در دل شب

حرکات بلند در شروع مطالب هیچ گونه نقشی در این مورد ندارند. اما اگر حرکات بلند
در وسط یا آخر کلمه باشند، کشیده می شوند.

برای شناخت بهتر کشش حرکات به شماره های گذاشته شده روی حروف بیتهای زیر که در دو
وزن کوتاه و بلند می باشند دقت کنید. البته کشش صداها به سلیقه ی خود شما هم بستگی
دارد ولی باید توجه کامل به یکنواختی آنها داشته باشید.

(وزن بلند)

یا رب از دلهای ما، نور محبت را مگیر

این تجمع این توسل، این ارات را مگیر

هستی ما بستگی دارد، به عشق اهل بیت

3 2 3 2 4

هرچه می خواهی بگیر، اما ولایت را مگیر

* * *

(وزن کوتاه)

تمام لذّت عمرم، به این است

که مولایم امیرالمؤمنین است

در ضمن توجه داشته باشید که در بعضی سبکها مانند سبک دشتی و مختاباد اصول رعایت
نمی شود بلکه علامتهای قبل وبعد از حرکات بلند هم کشیده می شوند.

تذکر: واژه هایی مانند «به، از، که و...» که خود معنی مستقلی ندارند و فقط به
وسیله ی آنها جمله مفهوم پیدا می کند به هیچ وجه کشیده نمی شوند.



نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 17:56 توسط ذاکر نوجوان|
نظر بدهید |


شروع و اتمام مناسب مجلس

تکرار و تمرین پیش از
خواندن روضه مطالب را در خانه تمرین و حفظ کنید تا هنگام خواندن دچار اشتباه
نشوید.................

آرامش خاطر

اگر بیمار، عصبانی، خسته و خواب آلود هستید و یا اگر دیر شده و شتاب زده وارد جلسه
شدید، فوراً مداحی را شروع نکنید. کمی بنشینید تا تمرکز حواس و آرامش خاطر پیدا
کرده و حالت تنفّستان طبیعی شود؛ چون خوب خ واندن در گرو آرامش خاطر و راحتی جسم
است.

در ضمن اگر هنگام خواندن دچار ترس و دلهره می شوید، قبل از شروعِ برنامه چند نفس
عمیق بکشید تا دلهره ی شما از بین برود.

تسلط بر محتوا

حتماً بر موضوع و محتوا تسلط کافی داشته باشید. به طوری که بدانید در آغاز و مقدمه
چه مطالبی و در اوج و فرود چه مطالبی را باید بیان کنید. خلاصه اینکه پیش از مداحی
فکر نمائید که چگونه روضه را آغاز کرده و چگونه ادامه و به پایان ببرید.

کمک از معصومین(ع)

بهتر است پیش از خواندن از ائمه(ع) کمک بگیرید و از آنها بخواهید که در خواندن،
شما را یاری کنند. در این مورد می توانید ذکرهایی مانند «یا ابا عبدالله ادرکنی»
را قبل از شروع برنامه از قلب بگذرانید یا بر زبان جاری نمائید.



ذکر نام و صفات خداوند و ائمه(ع) در آغاز

می توانید مداحی را با نام خدا و صفات مبارکش آغاز کنید. مثلاً بگوئید: بسم الله
الرحمن الرحیم یا رحمنُ یا رحیم. یا بگویید: بسم الله الرحمن الرحیم الحمدالله رب
العالیمن ثم الصلاه و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی القاسم المصطفی محمّد و علی
اهل بیته الطیبین الطاهرین و لعنه الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم
الدین.

پس از ذکر نام و صفات و حمد خداوند و درود بر معصومان می توانید چند بیت شعر یا
خاطره و داستانی را ذکر کرده و سپس به اصل موضوع بپردازید.



نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 17:55 توسط ذاکر نوجوان|
نظر بدهید |


دعای آخر مجالس

با توجه به اینکه در تمام مجالس شبهای رمضان، ذکر پایان شب زنده
داران، دعا و درخواست حاجات، زمزمه و راز و نیاز با خداوند کریم می¬باشد، از این
رو ارائه همة آنها در مجموعه ممکن نبود، ولی در پایان، به طور خلاصه بعضی از
دعاهایی را که در اکثر مجالس، بیان می¬شد به عنوان نمونه می¬آوریم................


امید آنکه خداوند عزوجل، نیاز همة مؤمنین و مؤمنات را برآورده و همه را عاقبت به
خیر گرداند.

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء.

باسمک العظیم الاعظم، الاعز الاجل الأکرم بدم المظلوم یا الله!

یا الله یا رحمن یا رحیم، یامقلب القلوب، ثبت قلوبنا علی دینک و علی محبه الحسین
فی الدنیا و لاخر.

به فرق شکافتة امیرالمؤمنین(ع)، به خون به ناحق ریختة فاطمه(ع) ـ به خون سر شکستة
زینب کبر(ع) ـ به حق همة چهارده معصوم(ع) ـ به ناله¬های حجه¬بن¬الحسن(ع) ـ ارواح
العالمین لتراب مقدمه الفداء:

خدایا!

ـ ما را بیامرز و قلم عفو بر جرایم اعمال ما بکش.

ـ عاقبت ما را ختم به خیر فرما.

ـ آنی ما را از هل بیت(ع) جدا مگردان.

ـ لذت مناجات وشب زنده¬داری و دوری از گناه به ما عنایت فرما.

ـ ما را جزو سینه زنان و محبین اهل بیت(ع) قرار بده.

ـ آنچه اهل بیت(ع) به ویژه امام زمان(ع) برای ما می¬خواهند، در حق ما، به اجابت
برسان.

ـ ما را با ماه رمضان و شبهای لیله¬القدر، تا آخر عمرمان مأنوس قرار بده.

ـ احیای ما را متصل به احیای حضرت صاحب الزمان مهدی فاطمه (ع) بفرما.

ـ حب اهل بیت(ع) را بویژه امیرالمؤمنین(ع) را در نسل ما قرار بده.

ـ فرزندان ما را علی دوست قرار بده.

ـ ما را پاسبان و محافظ این ولایت قرار بده.

ـ به حق امام علی(ع) این ولایت را از ما مگیر.

ـ نامه اعمال ما را در لیله¬القدر بدست امام زمان(ع) پاک بگردان.

ـ اگر امسال سال آخر عمر ماست ما را با توبه ورساندن به اهل بیت(ع) همراه با ذکر
آنان بمیران.

ـ هر آنچه توطئه است بر علیه این ملت و انقلاب اسلامی و رهبر و حزب¬الله و... خنثی
بگردان.

ـ امت اسلامی ما، به خصوص جوانهای، ما را از گزند فساد آخرالزمان حفظ فرما.

ـ رهبر و مرجع تقلید ما «حضرت آیت الله العظمی خامنه¬ای» را از همه بلیات، مصون و
محفوظ بدار.

ـ هر کس نظر سوء به رهبر ما، و خون شهدا و انقلاب اسلامی دارد به خودش برگردان،

ـ مودت و یکپارچگی امت حزب¬الله را مستحکم بفرما.

ـ انقلاب اسلامی ما را متصل به انقلاب و ظهور آقا امام زمان(ع) بگردان.

ـ روح امام خمینی(ع)، شهدای انقلاب اسلامی، گذشتگان، استادان، ذوی¬الحقوق، علمای
گذشته، آنهایی که مسیر مناجات با خدا را به ما یاد دادند، همه کسانی که با ما
لیله¬القدرها گذراندند و سر به تیره تراب فرود بردند و ... روح همه را شاد بگردان.

ـ با ما هم که زمانی به آنها ملحق می¬شویم، با کرامت معامله کن.

ـ در هنگام احتضار و مرگ، ذکر خودت و اهل بیت(ع) را بر زبان ما جاری فرما. و آخرین
کلام ما در این عالم واولین کلام ما در روز قیامت نام «حسین» قرار بده.

ـ رزق و روزی حلال ما را زیاد نموده و از اموال حرام و شبهه¬ناک دور بفرما.

ـ اشک چشم و عمل خالص و سوز دل به همه ما کرامت فرما.

ـ سفر مکه و مدینه وعتبات عالیات، کربلا و نجف و... به همة ما عنایت فرما.

ـ بارانهای رحمتت را بر ما نازل فرما.

ـ فرج آقایمان صاحب¬الزمان، نزدیک فرموده و ما را در رکاب او به فیض شهادت برسان.

ـ اگر ما بندة تو می¬مانیم، عمر طولانی به ما عطا فرما.

ـ عزاداری ناقابل ما رابرای اهل بیت(ع) به ویژه امیرالمؤمنین(ع) قبول فرما.

ـ مریضها، منظورین، ملتمسین، جانبازان، مجروحان شیمیایی، سفارش شده¬ها و همه... را
شفا بده.

ـ آنچه گفتیم و آنچه تو بهتر می¬دانی و سبب درست شدن ماست به ما عطا بفرما.

ـ قضا و قدر نوشته شده در لیله¬القدر را طول عمر و طاعت و م حبت به اهل بیت(ع)
برای ما قرار بده.

ـ باقیمانده مفقودالاثرها و اسرای ما را به ما برگردان.

ـ دلهای ما، خانة ما، محل کار ما، محله¬های ما، شهرهای ما، مملکت ما را، مهد قرآن
و مهدیه قرار بده.

*حسن ختام*

خواندن «دعای وداع» همراه با درک کلمات و جمله¬های آن بسیار آگاه کننده است.

مواردی که دراین دعا بدان اشاره شده به اختصار عبارتند از:

1ـ رمضان بهترین بخشش خداوند. 2ـ رمضان ماه منفعت

3ـ ماه حسابرسی 4ـ وداع و هجران جانکاه

5ـ وداع با عید اولیاء خدا 6ـ وداعی غم¬انگیز با یاری عزیز

7ـ ماه پیروزی بر شیطان 8ـ ماه آزادی

9ـ مهمان بی¬زحمت

ما در اینجا با ارائه ترجمة دعای مذکور، به محتوای بلند آن پی می¬بریم:

«دعای وداع با ماه رمضان»

اللهم یا من لا یرغب فی الجزاء، و یا من لا یندم علی العطاء و...

ای خدایی که در برابر احسان به بندگان پاداش نخوای و از عطا و بخشش پشیمان
نمی¬گردی.

ای کسی که مزد بندة خود را بیش از عمل او می¬دهی، نعمتت بی¬استحقاق به بندگان
می¬رسد، و عفوت تفضل، و مجازاتت عدالت، و قضایت عین خیر است.

اگر بخشش کنی، عطایت را به منت آلوده نکنی، و اگر عنایت نکنی، از باب ستم نیست.

آنکه تو را شکر کند، شکرش کنی، در صورت که خودت آن شکر را به او الهام فرمودی. و
هر که تو را بستاید پاداشش می¬دهی در حالی که آن ستایش را خودت به او تعلیم کردی.
پرده می¬پوشی بر آن که اگر می¬خواستی رسوایش می¬کردی، و جود و کرم کنی بر آن که
اگر می¬خواستی از وی دریغ می¬کردی، در صورتی که هر دو مستحق رسوایی و دریغ تواند.
اما تو تمام امورت را بر اساس تفضل بنا نهاده¬ای، و قدرتت را بر آیین گذشت مقرر
کرده¬ای، و با ان که با تو به مخالفت برخاسته با بردباری روبرو می¬شوی، و با آن که
در حق خویش ستم کرده مهلت می¬دهی، با صبر و بردباری روبرو می¬شوی، و با ان که در
حق خویش ستم کرده مهلت می¬دهی، با صبر و بردباری خود مهلتشان می¬دهی تا به حضرتت
باز گردند، و در مؤاخذه عاصیان شتاب نمی¬کنی تا به تو موفق شوند، تا هلاک شوندة
آنان بدون رضای تو هلاک نشود، و تیره بختشان به نعمتت بدبدخت نگردد، مگر پس از قطع
بهانه و بعد از اتمام حجت همه جانبه بر او، و این همه بزرگواری و آقایی از عفو و
گذشت توست ای بزرگوار، و بهره¬ای است از محبتت ای بردبار.

نوشته شده در جمعه پانزدهم مهر 1390ساعت 17:54 توسط ذاکر نوجوان|
نظر بدهید |


دستور العمل برای تقویت صدا وحنجره

منظور از حنجره و صدای
قوی، صدای بلند یا فریاد نیست، بلکه منظور حنجره و صدایی می باشد که پرقدرت و پر
نیرو است. که اگر برنامه ای را اجرا کرد، خسته نشده و تواناییش را از دست ندهد.
بعضی اشخاص با وجود داشتن صدای پرطنین و پرحجم، بعد از مدتی مداحی، تارهای صوتی آنها
از کار می افتد و توانایی انجام فعالیت بیشتر را از دست می دهند. برعکس افرادی هم
هستند که با وجود صدای کم حجم و نازک، دارای حنجره ی پرقدرت هستند. به طوری که
تارهای صوتی آنها به زودی از کار نمی افتد و می توانند سالها مداحی کنند.....

پس خواننده ی خوب کسی است که بتواند مجلس را تا آخر به تنهایی اداره کند. که این
خصوصیت حاصل سالها مجلس داری و کسب تجارب گوناگون می باشد، که به خصوصیتهای فردی
نیز از قبیل بنیه ی جسمانی، بزرگی قفسه ی سینه، بزرگی حفره های بینی و دهان، حالت
جمجمه و ... بستگی دارد.

حنجره ی انسان و تارهای صوتی مانند دیگر اعضای بدن از تعدادی ماهیچه و عضله تشکیل
شده است. همانطور که هنگام ورزش، ابتدا بدن خود را گرم می کنید و بعد تمرین را به
اوج می رسانید، در خواندن هم باید اول عضلات حنجره را گرم و نرم کنید. اگر از همان
اول با صدای بلند شروع کنید، مطمئن باشید که پس از مدتی به تارهای صوتی شما لطمه
خواهد خورد. پس سعی کنید حتی الامکان تمرینات زیر را جهت تقویت حنجره و صدایتان
انجام دهید:

فک پایینی را شل کرده سپس از راه دهان نفسهای کوتاه و سریع بکشید و کم کم بر سرعت
آن بیفزایید. البته نفسها نباید از راه تنگی گلو باشد بلکه باید از پرده ی
دیافراگم شکم باشد. این تمرین باعث قوی شدن عضلات زیر فک و اطراف گلو و شکم می
شود. چون هنگام خواندن فشار زیادی به این عضلات وارد می شود.

چانه را به سینه بچسبانید به طوری که وزن سر، روی چانه افتاده باشد در این حالت
چند مرتبه دهانتان را باز و بسته کنید به طوری که سرتان همراه این حرکت بالا و
پایین رود. سپس مدتی دهانتان را به حالت نیمه باز و راحت استراحت دهید.

دستتان را زیر چانه بزنید و به فرض اینکه چیزی می جوید، دهانتان را مکرّر باز و
بسته نمایید. این عمل را چند بار تکرار کنید. این تمرین و تمرین قبلی باعث قوی شدن
عضلات چانه، شقیقه و گلو می شود.

کشیدن نفس عمیق برای تقویت صدا، به این صورت که هنگام بازدم هوا را آهسته و پی در
پی بیرون می دهید و واژه هایی مانند «آه، هو، هی» را تکرار می کنید. عمل بازدم
هرچه طولانی تر باشد بهتر است. این عمل را مرتب تکرار کنید تا صدایتان تقویت شود.

برای کشیدن و خوب شدن صدا روش نوک زبانی هم مفید است. به این صورت که قسمت عقب
زبان بی حرکت باشد. این حالت را می توان با تلفظ حرفهایی مانند «ر، د، ن» و بقیه
حرفهایی که از قسمت جلو زبان تلفظ می شوند، به صورت مسلسل وار(د، د، د) تکرار
کنید.

اگر می خواهید به صورت تمرینی بخوانید، برای روز اول پانزده دقیقه در نظر بگیرید.
پنج دقیقه ی اول را با صدای پائین، پنج دقیقه ی دوم را با صدای متوسط و پنج دقیقه
سوم را با صدای بلند بخوانید. بعد از گذشت چند روز مدت تمرین را بیست دقیقه و سپس
تا سی دقیقه افزایش دهید.



التماس دعا