اردیب (ارابه) نگین کویر

ضرورت و اهمیت نیروی انسانی

ضرورت و اهمیت نیرویانسانی

 

 

 

گردآورنده:

عباس ثابتی

کارشناس ارشدروابط بین الملل(گرایش اقتصاد)

 

 

 

 

 ضرورت و اهمیت نیرویانسانی

نیروی انسانی متخصص و دانش مدار جزء دارایی های یک سازمان و به عنوان مهمترین مزیت رقابتی و کمیاب ترین منبع در اقتصاد دانش محور امروز است.ارائه محصولات و خدمات متفاوت و با کیفیت،کاهش هزینه ها، خلاقیت و نوآوری و افزایش رقابت پذیری از مزایای وجود منابع انسانی کیفی و دانش مدار است. از این رو استراتژی کسب و کار سازمانهای امروزی ضرورتا" بر روی منابع انسانی متمرکز شده است .

افراد نقشی کلیدی در رشد و توسعه سازمانها در محیط متغیر و چالشی امروز بر عهده دارند . جذب نیروهای مستعد و توانمند و حفظ آنها در سازمان هر روز مشکلتر می شود . این چالش منجر به ایجاد یک فرایند برای شناسایی ، تشخیص و انتخاب درست نیرو  شده است . نگاهی به نرخ ترک کار نیروی انسانی و توسعه و گسترش سازمانهای امروزی این نکته را آشکار می کند که جذب و استخدام فرایندی بی پایان است . در این راستا بمنظور جذب و انتخاب افراد شایسته و کارآمد از میان متقاضیان استخدام در گروه بهمن ، فرایندی تحت عنوان « فرایند تامین و بکارگیری متقاضیان کار » تدوین شده است.

سرمایه انسانی عبارت است مجموعه دانش و مهارتهای جمع شده در نیروی انسانی یک سازمان [۱]. سرمایه انسانی مستلزم سرمایه گذاری بر روی نیروهای انسانی یک مجموعه به منظور بالا بردن بازدهی آنهاست [۲].

 

سرمایه انسانیعبارتست ازسرمایهگذاری رویمنابعانسانی جهت افزایشبازدهیآنها. از آنجا که این نوعهزینه ها با هدفبهره برداری در آینده انجام می گیرد لذا آن را "سرمایه گذاری در منابع انسانی" میخوانند.

در اینجا نیز همچون دیگر موارد سرمایه گذاری، پرسش اصلی آن است کهآیا اینگونه سرمایه گذاری ها از نظر اقتصادی مقرون به صرفه هستند یا خیر. پاسخ اینمسئله، هم به آن که منافع به اندازه کافی بر هزینه ها فزونی گیرند، و هم به ضوابطسرمایه گذاری متداول به کار گرفته شده بستگی دارد. بدینسان، مشابهت مستقیمی میانسرمایه گذاری در منابع انسانی و سرمایه گذاری در منابع مادی وجود دارد، هر چند کهتفاوت هایی نیز در این میان به چشم می خورد.
مثلاً آن که سرمایه انسانی به دلیلقابل فروش نبودنش نمی تواند خصلت تضمینی داشته باشد. علاوه بر این یک فرد نمیتواند، همچون مالک یکسرمایه مادی، بهریسکسرمایه انسانی خود تنوع داده و آن راسرشکن کند. متقابلاً، موارد تشابه نزدیکی نیز بین سرمایه انسانی و سرمایه مادی وجوددارد که بارزترین آنهااستهلاکهر دو است. مفهوم سرمایه گذاری رویانسان حوزه گسترده ای را در بر می گیرد، از سرمایه گذاری برای دوره های رسمی تحصیلدر مدرسه و آموزش های پس از آن گرفته تا هزینه های خاص مراقبت های خانواده در سنینپیش از مدرسه و حفظ سلامتی.


محور اقتصادی

مقوله سرمایه انسانی محور بسیاری از تحولات نویناقتصاد بوده و در تبیین مسائلی همچون تفاوت دستمزدها و حقوق ها به دلیل سن وشغل، ناموزونی بیکاری افراد ماهر، و تنظیممقررات شغلی توسط اتحادیه های کارگری نقش مهمی داشته است. تخصیص منابعسرمایه ای به دوره های مختلفتحصیلی، که لزوماً به بهای چشم پوشی از دیگر زمینه ها خواهد بود، نیز از حوزه هایمهم مبحث سرمایه انسانی به شمار می رود. اقتصاددانان متاخرتر مانند آدام اسمیت ، وبلن و مارشال بر اهمیت سرمایه انسانی در تولید تاکید دارند.آدام اسمیت به تمام ذخایر سرمایه ثابت و توانایی های ضروری و مفید یک کشور و همچنین تمام ساکنان آن کشور سرمایه می گوید.مارشال از آموزش و پرورش نیروی انسانی به مثابه یک سرمایه گذاری ملی و باارزش ترین بخش سرمایه های ملی یاد می کند.

اکثر اقتصاددانان معتقد هستند که کمبود سرمایه گذاری در سرمایه های انسانی ، عامل اصلی نازل بودن سطح رشد اقتصادی کشورهای در حال توسعه است و تا زمانی که این کشورها آموزش و پرورش ، استفاده از علوم و دانش و افزایش سطح مهارت های حرفه ای را ارتقا نداده اند، بازدهی و کارآیی نیروی کار و سرمایه در سطح نازلی باقی می ماند و رشد اقتصادی با کندی و هزینه های سنگین تر صورت می گیرد.

یکی دیگر از راه حل های افزایش منابع انسانی ، آموزش و بازآموزی کارکنان و مدیرانی است که فرسودگی کاری آنها بیشتر از سایرین است که این هزینه ها در واقع جزو سرمایه گذاری در بخش نیروی انسانی تلقی می شود و نباید در حساب هزینه آموزش ثبت شود؛ زیرا این هزینه ها اگرچه باعث افزایش هزینه های منابع انسانی می شوند؛ اما باعث خواهند شد که هزینه فرصت های از دست رفته (شامل هزینه آموزش ضمن کار و کاهش بازده ناشی از کناره گیری یک کارمند) به نحو چشمگیری کاهش یابد. در تحلیل اقتصادی معاصر تا حدود زیادی تاکید از تراکم سرمایه که عمدتا بر حسب سرمایه های فیزیکی صورت می گرفت به تراکم سرمایه به عنوان فرآیندی که در آن کیفیت تولیدی انسان ها به طور کامل حضور دارد تغییر پیدا کرده است.

به عنوان مثال ، از طریق آموزش ، فراگیری و شکل گیری مهارت ها، مردم در طول زمان بسیار مولدتر می شوند و این نکته کمک زیادی به فرآیند توسعه اقتصادی می کند. در مطالعات اخیر رشد اقتصادی که اغلب تحت تاثیر مطالعات تجربی و تجربیات ژاپن و بقیه کشورهای شرق آسیا و نیز اروپا و امریکای شمالی هستند تاکید بر سرمایه انسانی نسبت به گذشته نه چندان دور بسیار بیشتر شده است.

  • قابلیت انسانی ، مفهومی فراتر از سرمایه انسانی

از دیدگاه آمارتیا سن ، فیلسوف و اقتصاددان هندی تبار انگلستان و برنده جایزه نوبل اقتصاد 1998 که برای اولین بار این واژه را به کار برد هر کس دارای توانمندی ویژه یا شماری از توانمندی هاست که دربرگیرنده کارکردهای دست یافتنی یا ممکن هستند. بنابراین کارکردها می توانند بالفعل یا بالقوه باشند.ارتباط بین سرمایه انسانی و توانمندی انسانی ، در کانون قرار دادن انسان است ؛ اما منابع و آثار مربوط به سرمایه انسانی بر عاملیت انسان در افزایش قابلیت های تولید تاکید دارد.

از سوی دیگر، دیدگاه توانمندی انسانی بر توانایی آزادی اساسی مردم در هدایت زندگی خود به سمتی که برای ارج نهادن برآن دلیل دارند و بر گسترش انتخاب واقعی آنها، تاکید دارد.

این دو دیدگاه نمی توانند به هم مرتبط نباشند، چون هر دو به نقش انسان ها و بویژه توانایی های بالفعلی که کسب می کنند می پردازد، یعنی درسرمایه انسانی تمرکز بر نقش فاعلی انسان در افزایش و بهبود امکانات تولید است ؛ اما در قابلیت انسانی بر توانمندی انسان ها برای دستیابی به زندگی دلخواهشان و افزایش گزینش های واقعی آنها تاکید می شود. در رویکرد سرمایه انسانی نگاه ابزاری به انسان حاکم است در حالی که در رویکرد قابلیت انسانی کرامت او هدف و غایت توسعه است.

در این رویکرد، گسترش آزادی ، هم به عنوان هدف و هم به عنوان ابزار توسعه دیده شده و به بیان دیگر در این رویکرد، توسعه جوهره امکان های آزادی شناخته شده است. این آزادی ها عبارت است از: آزادی های سیاسی ، امکانات و تسهیلات اقتصادی ، فرصت های اجتماعی و شفافیت و نظام حمایتی تضمین شده. بنابراین از این دیدگاه ، توسعه هنگامی محقق می شود که عوامل اساسی ضدآزادی ازمیان برود.

با معین بودن مشخصات فردی ، زمینه های اجتماعی ، شرایط اقتصادی و... یک فرد توانایی انجام کاری یا قرار گرفتن در موقعیتی را که برای آن ارزش قائل است دارد. دلیل ارزش گذاری می تواند مستقیم (کارکرد موردنظر مستقیما زندگی او را غنا می بخشد)، یا غیرمستقیم (کارکرد موردنظر ممکن است به تولید بیشتر کمک کند یا بر قیمت در بازار تاثیرگذار) باشد.

دیدگاه سرمایه انسانی را در اصل می توان به صورت بسیار گسترده ای تعریف کرد تا هر دو نوع ارزش گذاری را دربر گیرد؛ اما نوعا و بنا بر عرف اساسا بر حسب ارزش غیرمستقیم تعریف می شود؛ یعنی کیفیات انسانی که می توان آنها را به عنوان سرمایه در تولید به کار گرفت (همان گونه که سرمایه فیزیکی مورد استفاده قرار می گیرد).

به این معنا، دیدگاه محدودتر رویکرد سرمایه انسانی در مقابل دیدگاه عام تر توانمندی انسانی که هر دو دسته نتایج مستقیم و غیرمستقیم توانایی های انسانی را شامل می شود قرارمی گیرد. این 2 دیدگاه ارتباط تنگاتنگی دارند؛ اما متمایز از هم هستند. دگرگونی فوق العاده ای که در سال های اخیر پدید آمده که رسمیت بیشتری به نقش سرمایه انسانی می دهد. برای شناخت اهمیت دیدگاه قابلیتی مفید است.

اگر فردی بتواند از طریق تحصیلات بهتر، بهداشت بهتر و از این قبیل توانایی تولید بیشتری در ساخت کالاها کسب کند، غیرطبیعی نیست که انتظار داشته باشیم او بتواند از طریق این وسایل به طورمستقیم هم موفقیت بیشتری داشته باشد و آزادی کسب موفقیت بیشتر داشته باشد تا زندگی خود را به سمتی که مایل است هدایت کند.

دیدگاه توانمندی تا حدودی دربر دارنده بازگشت به یک رویکرد یکپارچه به توسعه اقتصادی و اجتماعی است. آدام اسمیت به طور خاص از آن در آثارش دفاع می کرد. در تحلیل تعیین امکانات تولید، اسمیت بر نقش آموزش و نیز تقسیم کار، فراگیری از طریق انجام کار و شکل گیری مهارت تاکید می کرد.

آدام اسمیت در مباحثه با دیوید هیوم تاکید کرد که درنظرگرفتن انسان ها صرفا برحسب استفاده تولید حقیرشمردن ماهیت انسانی است. با وجود مفید بودن سرمایه انسانی ، مهم است که انسان ها را در چشم انداز وسیع تری ارزیابی کنیم. بعد از این که بر اهمیت و گستره مفهوم سرمایه انسانی صحه گذاشتیم ، باید فراتر از این مفهوم برویم.

 

منابع:

1.        مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا، «Human capital»، ویکی‌پدیای en، دانشنامهٔ آزاد. (بازیابی در ۱۲/۳/۸8).

سرمایه انسانی دانشنامه رشد. بازیابی ۸۸/۳/۱۰