اردیب (ارابه) نگین کویر

ابوجعفر محمد بن علی ابن بابویه ملقب به شیخ صدوق؟

شیخ صدوق با عنوان کامل ابوجعفر محمد بن علی ابن بابُویه قمی، از علمای شیعه در قرن ۴ (قمری) و از بزرگان علم حدیث.

او در سال ۳۰۵ (قمری) در شهر قم متولد شد. تولدش با آغاز نیابت حسین بن روح سومین نائب خاص امام زمان هم زمان بوده‌است.

پدر شیخ صدوق علی بن الحسین ابن بابویه قمی، از فقهای بزرگ شیعه و در زمان امام حسن عسگری و امام زمان می‌زیسته و مورد احترام آن امامان بوده‌است.

 سالم ماندن جسد شیخ پس از گذشت بیش از ۸۰۰ سال

آرامگاه شیخ صدوق، درگذر زمان به خاطر حمله مغولان و جنگهای خوارزمشاهیان و تیموریان و همچنین به علت حوادث مختلف چندین مرتبه خراب و ویران شد و سالها در زیر توده‌های خاک پنهان گردیده بود به‌گونه‌ای که در زمان فتحعلی شاه در سال 1238 ه.ق. روی آن را کشتزار و باغی فراخ به نام «باغ موستوفی» پوشانده بود؛ ولی در آن سال باران زیادی بارید که بر اثر آن، سیل عظیمی آمد و تمام زمینهای کشاورزی و باغ‌های اطراف شهرری را آب فرا گرفت و بعضی از مناطق را تخریب نمود؛ اطراف مزار شیخ صدوق نیز فروریخت و شکافی ژرف در کنار آن پدید آمد؛ هنگامی که به اصلاح و مرمت این قسمت مشغول بودند، سردابی ظاهر شد که آب قسمتی از آن را تخریب کرده بود. در پی این حادثه، واقعهٔ عجیبی نیز اتفاق افتاد که تفصیل این واقعه را بسیاری از بزرگان در کتب خود، مانند: خوانساری در کتاب روضات، تنکابنی در کتاب قصص العلما، مامقانی در کتاب تنقیح المقال، خراسانی در کتاب منتخب التواریخ، قمی در کتاب فوائد الرضویه و رازی در کتاب اختران فروزان ری و همچنین در مقدمه کتب مرحوم صدوق، از جمله کتاب کمال الدین صدوق و مقدمه کتاب خصال صدوق نقل نموده‌اند. وقتی که برای بازرسی و جستجو به آنجا وارد شدند،


 جسدی را مشاهده کردند که تمام اعضای بدنش سالم و تازه به نظر می‌رسید و هیچگونه عیب و نقصی در آن دیده نمی‌شد، و با صورتی نیکو آرمیده بود! و هنوز اثر حنا بر ناخنهایش مشهود بود ناخنهای یک دست را گرفته و ناخن دست دیگر را نگرفته بود، ریشش روی سینه‌اش ‍ ریخته شده بود و بدن چنان سالم و تازه بود که چنین به نظر می‌آمد تازه از حمام بیرون آمده است و فقط رشته‌های نخ پوسیده کفن که از هم گسسته شده بود در اطراف جسد بر روی خاک ریخته بود! این خبر به سرعت در شهر ری و تهران پیچید تا آنکه به گوش فتحعلی شاه قاجار رسید. وی دستور داد سرداب را نپوشانند تا او شخصاً جسد را ببیند؛ شاه به همراه گروهی از علما و افراد سرشناس و صاحب نفوذ، که در بین ایشان مرحوم حاج آقا محمد آل آقا کرمانشاهی و مرحوم میرزا ابوالحسن جلوه، حکیم گرانمایه آن روزگار و مرحوم آیت‌الله ملا محمد رستم آبادی و مرحوم علامه سید محمود مرعشی نجفی (پدر آیت‌الله مرعشی نجفی) حضور داشتند، برای بررسی وضعیت در منطقه حضور پیدا کردند و وارد سرداب شدند و پس از سالم یافتن پیکر و تأیید اصل قضیه، برای شناسایی جسد، شروع به بررسی و جستجو نمودند. با جستجو و بررسی‌های انجام شده در سرداب، متوجه لوح و سنگ قبری می‌شوند که بر روی آن چنین نوشته شده است:

استادان

استادان شیخ صدوق را نمی‌توان شمرد، ولی شیخ عبدالرحیم ربانی شیرازی ۲۵۲ تن از آنها را نام برده‌است که گروهی از آنها در زمره مشاهیر بوده و عبارتند از:

پدرش علی بن بابویه قمی  ،محمد بن حسن ولید قمی ،احمد بن علی بن ابراهیم قمی ،علی بن محمد قزوینی

جعفر بن محمد بن شاذان،جعفر بن محمد بن قولویه قمی،علی بن احمد بن مهریار ،ابوالحسن خیوطی،ابوجعفر محمد بن علی بن اسود،ابوجعفر محمد بن یعقوب کلینی ،احمد بن زیاد بن جعفر همدانی

شاگردان

از میان مهم ترین شاگردان وی می‌تواند به دانشمند بلند آوازه، محمد بن نُعمان معروف به شیخ مفید نام برد که خدمات بسیاری به جهان اسلام ارائه کرد، و آثار به جای مانده از وی حکایت از وسعت معلومات او دارد.

شیخ مفید

ابن غضائری، ابو عبدالله، حسین بن عبید الله بن ابراهیمله ،برادرش حسین بن علی بن بابویه قمی ،شیخ جلیل، ابو الحسن، جعفر بن حسین حسکه قمی، استاد شیخ طوسی ،شیخ ابو جعفر، محمد بن احمد بن عباس بن فاخر دوریستی، معاصر شیخ طوسی ،برادر زاده اش شیخ ثقة الدین حسن بن حسین بن علی بن موسی بن بابویه،حسن بن محمد قمی (مؤلف تاریخ قم)

علی بن احمد بن عباس نجاشی (پدر نجاشی)،شیخ ابو البرکات، علی بن حسن خوزی ،ابو القاسم، علی بن محمد بن علی خزاز،ابو زکریا، محمد بن سلیمان حمرانی،احمد بن زیاد بن جعفر همدانی

‏‏‏‏وفات شیخ صدوق

سرانجام شیخ صدوق این عالم بزرگوار پس از گذشت هفتاد و چند سال از عمر پرکارش در سال ۳۸۱ ه.ق دعوت حق را لبیک گفت و در شهر ری دیده از جهان فرو بست. پیکرش در میان غم و اندوه مردمان در نزدیکی مرقد حضرت عبدالعظیم مدفون گردید.

امروزه آرامگاهش به نام ابن بابویه در شهر ری مشهور و آرامگاهش زیارتگاه مسلمانان و محل استجابت دعای مؤمنان است.

 

آثار

شیخ‌ طوسی نوشته‌است که شیخ صدوق ۳۰۰ جلد کتاب تألیف کرده‌است، و در فهرست خود ۴۰ کتاب و شیخ نجاشی ۱۸۹ کتاب از وی نام برده‌اند.

کتاب‌های شیخ صدوق همه در نهایت نیکویی و استحکام و در زمینه‌های متنوعی نوشته شده‌اند، که این خود نشانگر قدرت علمی و آشنایی گسترده او با علوم اسلامی است. برخی از مهم‌ترین آثار ایشان عبارت‌اند از:

۱. من لا یحضره الفقیه (دومین کتاب از کتب اربعه)
۲.
علل الشرایع (درباره فلسفه احکام و علت تشریع آن‌ها است)
۳.
کمال الدین و تمام النعمه (درباره اثبات وجود امام زمان و غیبت طولانی آن حضرت از نظر عقلی و نقلی)
۴.
کتاب التوحید
۵.
الخصال
۶.
الامالی
۷.
عیون الاخبار الرضا
۸. کتاب صفات شیعه
۹. کتاب مصادقه الاخوان
۱۰. کتاب اثبات ولایت علی علیه‌السلام
۱۱. کتاب معرفت
۱۲. کتاب مدینه العلم
۱۳. کتاب مقنع در فقه
۱۴. کتاب
معانی الاخبار
۱۵. کتاب مشیخته الفقیه

 

 

هذا المرقد العالم الکامل المحدث، ثقة الامحدثین، صدوق الطایفه، ابوجعفر محمد بن علی بن حسین بن موسی بن بابویه قمی.

پس از بررسی‌های کامل و پیدا شدن این سنگ نبشته و تأیید علما و امینان مردم، در صحت و شناسایی جسد شیخ صدوق، جای هیچگونه تردیدی باقی نماند، پس دستور داد سرداب را بازسازی کنند، در آن را ببندند، حفره پدید آمده را مرمت کردند و بنایی مناسب بر آن بسازند و به بهترین وجه تزیین و آینه‌کاری نمایند.

مرحوم آیت‌الله مرعشی نجفی کلامی را نیز در این‌باره چنین بیان می‌دارند که:

مرحوم پدرم، علامه سید محمد مرعشی نجفی می‌فرمودند:

«من دست آن بزرگوار را بوسیدم و دیدم که تقریبا پس از نهصد سال که از مرگ و دفن شیخ صدوق می‌گذرد، دست ایشان، بسیار نرم و لطیف بود.