اردیب (ارابه) نگین کویر

به بهانه سالروز گرامیداشت حکیم عمر خیام

این قافله عمر عجب میگذرد

 

دریاب دمی که با طرب میگذرد

ساقی غم فردای حریفان چه خوری

 

پیش آر پیاله را که شب میگذرد

 یک چند بکودکی باستاد شدیم

 

یک چند به استادی خود شاد شدیم

پایان سخن شنو که ما را چه رسید

 

از خاک در آمدیم و بر باد شدیم

حکیم عمرخیام      

غیاث الدین ابوالفتح، عمر بن ابراهیم خیام)خیامی) در سال 439 هجری (1048 میلادی) در شهر نیشابور و در زمانی به دنیا آمد که ترکان سلجوقی بر خراسان، ناحیه ای وسیع در شرق ایران، تسلط داشتند. وی در زادگاه خویش به آموختن علم پرداخت و نزد عالمان و استادان برجسته آن شهر از جمله امام موفق نیشابوری علوم زمانه خویش را فراگرفت و چنانکه گفته اند بسیار جوان بود که در فلسفه و ریاضیات تبحر یافت. خیام در سال 461 هجری به قصد سمرقند، نیشابور را ترک کرد و در آنجا تحت حمایت ابوطاهر عبدالرحمن بن احمد , قاضی القضات سمرقند اثربرجسته خودرادر جبرتألیف کرد.
خیام سپس به اصفهان رفت و مدت 18 سال در آنجا اقامت گزید و با حمایت ملک شاه سلجوقی و وزیرش نظام الملک، به همراه جمعی از دانشمندان و ریاضیدانان معروف زمانه خود، در رصد خانه ای که به دستور ملکشاه تأسیس شده بود، به انجام تحقیقات نجومی پرداخت. حاصل این تحقیقات اصلاح تقویم رایج در آن زمان و تنظیم تقویم جلالی (لقب سلطان ملکشاه سلجوقی) بود.


بعد از کشته شدن نظام الملک و سپس ملکشاه، در میان فرزندان ملکشاه بر سر تصاحب سلطنت اختلاف افتاد. به دلیل آشوب ها و درگیری های ناشی از این امر، مسائل علمی و فرهنگی که قبلا از اهمیت خاصی برخوردار بود به فراموشی سپرده شد. عدم توجه به امور علمی و دانشمندان و رصدخانه، خیام را بر آن داشت که اصفهان را به قصد خراسان ترک کند. وی باقی عمر خویش را در شهرهای مهم خراسان به ویژه نیشابور و مرو که پایتخت فرمانروائی سنجر (پسر سوم ملکشاه) بود، گذراند. در آن زمان مرو یکی از مراکز مهم علمی و فرهنگی دنیا به شمار می رفت و دانشمندان زیادی در آن حضور داشتند. بیشتر کارهای علمی خیام پس از مراجعت از اصفهان در این شهر جامه عمل به خود گرفت.
عصر خیام
در زمان خیام فرقه‌های مختلف سنی و شیعه،  اشعری و معتزلی سرگرم بحث‌ها و مجادلات اصولی و کلامی بودند. و از نقطه نظر سیاسی نیز وقایع مهمی در عصر خیام رخ داد که فهرست‌وار به آن اشاره می‌‌شود:
1ـ سقوط دولت آل‌بویه
2ـ قیام دولتِ سلجوقی
3ـ جنگ‌های صلیبی
4ـ ظهور باطینان و حسن صباح...
خیام به تبار دانشمندانی تعلق دارد که از قرن سوم تا پنجم هجری ممالک اسلامیِ مشرق زمین را قلمرو دلخواهِ دانش و اندیشه ساختند. هنگامی که خیام زندگی خود را آغاز می‌کرد ابن‌سینا و ابوریحان به سال‌های پایانی عمر خود رسیده بودند.
القاب:

نظامی عروضیِ سمرقندی او را «
حجه‌‌الحق» و ابوالفضل بیهقی «امام عصر خود» لقب داده‌اند. از خیام به عنوان جانشین ابن‌سینا و استاد بی‌بدیلِ فلسفه طبیعی (مادی) ریاضیات، منطق و مابعدالطبیعه یاد می‌کند. 
خیام در دوران حیات خود سخت مورد تکریم و احترامِ سلاطین سلجوقی بود و در سال 480 هجری قمری از سوی سلطان ملک‌شاه برگزیده شد تا تحتِ لوای هیاتی تقویم زمان خود را اصلاح نماید.
سال های جوانی:
خیام در شهر نیشابور از خراسان به دنیا آمد که در آن زمان شهری بزرگ و رقیب قاهره و بغداد بود. می گویند خانواده اش خیمه ساز بودند و نام خیام از همین شغل می آید. او بخشی از کودکی اش را در شهر بلخ به آموزش زیر نظر شیخ محمد منصوری و بعد امام موفق نیشابوری گذراند که از بزرگ ترین استادان خراسان بود.
خیام ریاضی دان:

خیام در دوران حیاتش بیشتر به نام
ریاضی دان مشهور بود. او رساله مشهور رسالة فی البراهین علی مسائل الجبر و المقابله (۱۰۷۰ م.) را نوشت که اصول جبر را تبیین می کرد و از راه این رساله به اروپا راه یافت. او به ویژه روشی برای حل معادلات درجه ۳ و بالاتر ابداع کرد. روش او برای حل معادلات درجه ۳، تقاطع دادن یک مقطع مخروطی با دایره بود. علاوه بر آن، او بسط دوجمله ای را نیز کشف کرد. روش او برای حل معادلات درجه ۴ هنوز هم به کار می رود.
او در رساله اش درباره مثلث ضرایب دوجمله ای نوشت که بعدها به
مثلث خیام / پاسکال مشهور شد. در سال ۱۰۷۷
، او رساله رسالة فی شرح مااشکل من مصادرات کتاب اقلیدس را در مورد خطوط موازی و نظریهٔ نسبت‌ها نوشت که توجه ثابت بن قرا را جلب کرد و احتمالا مبنای هندسه غیراقلیدسی شد.
خیام منجم:

خیام منجم برجسته ای نیز بود. در سال ۱۰۷۳ م. سلطان جلال الدین ملکشاه سلجوقی از او خواست به همراه دانشمندان دیگر، رصدخانه ای بنا کند. سرانجام خیام و همکارانش طول سال خورشیدی را ۳۶۵.۲۴۲۱۹۸۵۸۱۵۶ روز تعیین کردند که در هر ۵۵۰۰ سال، فقط یک ساعت خطا دارد، در حالی که تقویم گرگوری که اکنون در دنیا رایج است و چهار قرن بعد از خیام طراحی شد، در هر ۳۳۳۰ سال یک روز خطا دارد. سلطان ملکشاه در ۱۵ مارس ۱۰۷۹، تقویم خیام را که بعدها به تقویم جلالی مشهور شد، تقویم رسمی ایران اعلام کرد که هنوز هم در ایران و افغانستان رایج است. در تقویم جلالی، سال شمسی تقریباً برابر با 365 روز و 5 ساعت و 48 دقیقه و 45 ثانیه است. سال دوازده ماه دارد 6 ماه نخست هر ماه 31 روز و 5 ماه بعد هر ماه 30 روز و ماه آخر 29 روز است هر چهارسال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز است هر چهار سال، یکسال را کبیسه می خوانند که ماه آخر آن 30 روز است و آن سال 366 روز می شود در تقویم جلالی هر پنج هزار سال یک روز اختلاف زمان وجود دارد در صورتیکه در تقویم گریگوری هر ده هزار سال سه روز اشتباه دارد.
خیام همچنین
نقشه ای از ستارگان رسم کرد که مفقود شده است.

در سال 1970، یکی از دره های ماه را به یاد خیام، عمر خیام نام گذاشتند و در سال ۱۹۸۰، اخترک 3059 عمر خیام را نیز به بزرگداشت او نامگذاری کردند.
نظریه مرکزیت خورشید

خیام مدت ها پیش از کوپرنیک، به امام محمد غزالی و چندین نفر
دیگر ثابت کرد که جهان به گرد زمین نمی گردد و زمین دو حرکت وضعی و انتقالی دارد.
خیام شاعر:

نخستین دانشمند غربی که خیام را شناخت «تامس هاید» استاد زبان عبری و عربی در دانشگاه آکسفورد بود که در کتاب خود «تاریخ ادیان فارسیان و پهلویان» به سال 1700 میلادی از خیام نام برده و چند رباعی او را ذکر کرده است.
بعدها «هامر پورگشتال» محقق آلمانی در 1818 میلادی 25 رباعی را ترجمه و منتشر کرده، در قرن نوزدهم دانشمندان و شرق‌شناسانی چون: (والنتین ژوکوفسکی، ادوارد براون وفیتزجرالد) ترجمه‌های دقیق‌تر و بهتری از رباعیات خیام ارائه داده‌اند. خصوصاً  ترجمه فیتز جرالد در غرب سخت مورد توجه قرار گرفته است.
قدیمی‌ترین نسخه رباعیات خیام متعلق است به سال 604 هجری قمری و 251 رباعی دارد. کهن‌ترین چاپی که در ایران شده در سال 1274 هجری قمری در تهران به دست ایرج میرزا بوده که 453 رباعی از خیام را ضبط کرده است. بعدها محمدعلی فروغی و صادق هدایت نیز بدین کار همت گماردند. درباره نگاه و فلسفة دهری خیام، اهمیت رباعیات و اعتبار و پیش گامی آثارش در دانش فیزیک و ریاضیات چند کتاب و منبع معتبر در پایان این یادداشت اضافه می‌گردد تا علاقمندان پی‌گیری دقیق‌تری نمایند و تنها به این نکته از قول ژیلبرلازار ایران‌شناس معاصر فرانسوی و مترجم رباعیات خیام به فرانسه اکتفاء می‌کنیم که مثلثِ لاادری گری (
Agnostic) جبر و تناسخ ‌بن مایة فکرِ فلسفیِ خیام در رباعیات را شکل می‌دهند. استعداد شگرف خیام سبب شد که وی در زمینه های دیگری از دانش بشری نیز دستاوردهایی داشته باشد. از وی رساله های کوتاهی در زمینه هایی چون مکانیک، هیدرواستاتیک، هواشناسی، نظریه موسیقی و غیره نیز بر جای مانده است. اخیراً نیز تحقیقاتی در مورد فعالیت خیام در زمینه هندسه تزئینی انجام شده است که ارتباط او را با ساخت گنبد شمالی مسجد جامع اصفهان تأئید می کند
.
 
آثار مهم خیام
1ـ رساله فی‌براهین الجبر و المقابه
2ـ رساله فی شرح ما اشکل من مصادرات کتاب اقلدیس
3ـ زیج ملک‌شاهی
4ـ رساله فی‌طبیعیات.
5ـ رساله فی‌الوجود.
6ـ رساله فی‌الجواب و عن ثلاث المسائل.
7ـ رساله فی‌الکون و التکلیف.
8ـ رساله فی‌الوازم و الامکنه.
9ـ نوروزنامه
.
از این میان تنها (نوروزنامه) به نثر فارسی نگاشته شده و محتوای آن آداب و رسوم پارسیان باستان را دربر می‌گیرد و مشخصه اصلی آن نثر زیبا و فاخر قرون 4 و 5 هجری قمری است.

چندرباعی:

ای چرخ فلک خرابی از کینه تست

 

بیدادگری شیوه دیرینه تست

ای خاک اگر سینه تو بشکافند

 

بس گوهر قیمتی که در سینه تست

     

آن قصر که جمشید در او جام گرفت

 

آهو بچه کرد و شیر آرام گرفت

بهرام که گور می‌گرفتی همه عمر

 

دیدی که چگونه گور بهرام گرفت

 

این کهنه رباط را که عالم نام است

 

و آرامگه ابلق صبح و شام است

بزمی‌ست که وامانده صد جمشید است

 

قصریست که تکیه‌گاه صد بهرام است

***

این یکد و سه روز نوبت عمر گذشت

 

چون آب بجویبار و چون باد بدشت

هرگز غم دو روز مرا یاد نگشت

 

روزیکه نیامده‌ست و روزیکه گذشت

 

در دایره‌ای که آمد و رفتن ماست

 

او را نه بدایت نه نهایت پیداست

کس می نزند دمی در این معنی راست

 

کاین آمدن از کجا و رفتن بکجاست